اين است رسول ما
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 1
دیروز : 0
افراد آنلاین : 1
همه : 807
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
چت باکس

 

بازگشت به دنيا پس از مرگ ، تا قبل از قيامت توسط آب نطفه تناسل ۳


گروه: مقالات مدير سايت
تاريخ درج: 1392/8/17
نويسنده: يهدي مهاجر
تعداد بازديد: 0

 

 

 

به نام خداوند بخشاينده و مهربان

 

در سوره 96 سوره العلق مطرح شده كه :(خداوند آفريننده ي عالم ، آدمي را از خون بسته (علقه) بيافريدند در قرآن بخوانيد كه پروردگار كريمترين كريمان عالم هستند آن خدايي كه بشر را علم نوشتن به قلم آموخت و به آدم آن چيزهايي را كه نميدانست به الهام خود به ذهن او تعليم داد باز چرا انسان از طغيان و تكذيب باز نمي ايستد و سركش و مغرور ميشود آيا شما مردم به اين كس كه حق را تكذيب ميكند و از حق رو برميگرداند چه راي ميدهيد؟ آيا تكذيب كننده ندانست كه خداوند مي بيند)

در آيه ي 2 در مورد آفريده شدن انسان ذكر شده ، آدمي از خون بسته آفريده شده است آيا كسي هست كه بدون نطفه خلق شده باشد به اين فكر كنيد همه از اول نطفه بوديم و اين موضوع در قرآن بيان شده اين از كرم و بخشاينده بودن خداوند بزرگ است در اين نوشته ها توجه كنيد خداوند به آدم چيزهايي كه نمي دانست به الهام و احساس كردن و فكر كردن تعليم ميدهند تا بداند و موضوع اين است كه انسان از نطفه خلق ميشود اين موضوع زنده شدن با نطفه  يك حق آشكار است آيا كسي هست كه اين الهام را بياموزد و قرآن را تصديق كند

 

در سوره ي 93 سوره والضحي  مطرح شده است :(قسم به روز روشن يا هنگام ظهر آن ، قسم به شب يا هنگام آرامش آن كه خداي تو هيچگاه تو را ترك نگفته و به تو خشم ننموده است )

حال در آيات توجه كنيد خداوند محدود نيست روح محدود نيست رسولان محدود نيستند در جهل دنيا ، پس بايد بدانيد كه آيات خداوند بزرگ هم محدود نيستند هر آيه اي تفسيري دارد بايد بدانيد كه در تفسير هم محدوديت نيست و يك آيه ميتواند به اندازه ي هفت جلد كتاب تفسيرهاي مختلف و راهنماييهاي درست و به حق داشته باشد .

امام علي (ع) ميفرمايند: از( ب) بسم الله ، ميتوان هفتاد شتر را بار كرد توجه كنيد: وقتي (ب) بسم الله ، اين همه معني هاي مختلف و به حقيقت و درستي و مربوط به عدالت در دنيا دارد يك آيه فقط يك تفسير داشته باشد آنهم تفسيري كه از هزاروچهارصد و اندي سال پيش است كه براي آن عصر بود برگرفته شده باشد و ديگر استفاده براي عصر ما نشود ومتروك بماند قرآن،

 اين باعث فساد در دين ميشود وقتي آيات را براي عصر ما استفاده نكنيم و يا بگوييم اين عدالت درست است ولي عمل نكنيم در ذهن، قرآن متروك ميماند

وقتي بنام خداوند بخشاينده و مهربان اينقدر نامحدود باشد كه با نام و فرمايش خداوند هر چيزي به وجود آمده و ميآيد و به خلق شده ها  بخشيده شده و ميشوند  از طرف خداوند بخشايشگر ، وموجودات خلق شده ، ببخشند به هم ، كه بخشش در بخشش خداوند باشد و بينهايت اين به وجود آمدن و عطا كردن كه از خداوند به روح مي رسد ، همه از خداوند بخشاينده است

 در مورد (مهرباني خداوند) كه با محبت و عشق ، خداوند موجودات را خلق فرمود و موجودات را عزيز داشت و موجودات همديگر را دوست مي دارند و حتي خلق شدگان خالق را دوست مي دارند ،و انسان ، انسان را، انسان ، حيوان را، انسان گياهان و طبيعت را ، انسان خوبيها وفرشتگان را ،و انسان بديها و شياطين را و برعكس در همه موارد، و حتي همه موجودات عالم خوبيهاي همديگر و خالق را دوست دارند

 كه ميتوان ديد كه مهرباني خداوند در بنام خداوند بخشاينده و مهربان كاملا بي محدوديت است و اين عظمت تمام شدني نيست كه اين واژه با عظمت در اول تمام سوره ها آمده است و فقط در سوره (التوبه) نيامده است

 خداوند ميفرمايند ( قسم به اين بلد ياد نكنم )

 منظور از( بلد) يعني خانه خداوند يعني بيت الحرام كه دستور است كه مشرك نبايد به خانه خداوند قدم نهد در حالي كه ال سعود كه كنترل كننده خانه خداوند هستند ، بنا به توضيحات بعدي كاملا مشرك شدند به خداوند مخصوصا وهابي ها

و خانه خداوند (بلد ) خانه روح ما هم هست يعني جسم انسان، كه در خانه خداوند يعني جسم به خداوند توجه نميكنيم و به جسم گرايي و دنيا پرستي مشغول هستيم كه در ادمه اين جهل را هم توضيح ميدهم

به هر حال ،بنام خداوند بخشاينده و مهربان در همه سوره ها آمده است و بنا به محدود نبودن اين آغاز با عظمت و به حق پس نتيجه ميگيريم كه سوره ها و آيات فقط محدود به يك تفسير يا زمان خاصي نيستند و همانند اولين واژه نامحدود در حق و درستي خداوند هستند و قابل استفاده براي عصر گذشته و حال و آينده است و لعنت خداوند عالميان به كسي كه قرآن حق را محدود و تكذيب كند  

 ما بايد در واژه ي ما هر نيكي را در خود جاي ميدهيم از قرآن توجه داشته باشيم كه هر درستي در عدالت طبيعت در آيات تفسير شده و قابل استفاده براي هدايت هستند حتي مثالها

درمورد قسم به شب و روز يا هنگام ظهر ياقسم به شب هنگام آرامش آن با در نظر گرفتن محدود نبودن آيات و درنظر گرفتن بحث اصلي يعني بوجود آمدن انسان با نطفه بايد بگويم كه اين خلقت زمان هاي در آرامش بودن جفت در كنارهم اتفاق مي افتد ، كه باعث به وجود آمدن آدمزادگان ميشود  و آيات مشخص  كننده  اين بحث و سوره ها در كنار يكديگر چيده و آراسته شد ه اند و تكرار گردش شب و روز ،اشاره دارد به تكرار زنده شدن پس از مرگ در دنيا، چون گردش شب و روز در دنياست و در حالتي ديگر براي جسم روز يعني زنده شدن پس از مرگ خواب و شب يعني مرگ جسم بعد از زنده شدن و تكرار اين زنده شدن و مردن تا زماني مشخص شده براي آن جسم و قيامت

آيات قرآن اشاره دارند به موضوع مطرح شده زندگي پس از مرگ تا قبل از قيامت و قيامت كه اشاره به موضوع هاي مربوطه مي كنند مثل (شب و روز )(زنده شدن گياهان پس از مرگ و شباهت آنها با انسان)(گردش زمين و ماه و خورشيد به دور خود و همديگر و تكرار آن تا قيامت)( و اشاره هاي مستقيم و غير مستقيم به زنده شدن پس از مرگ در دنيا و اشاره هاي غير مستقيم كه در نگرش تا قبل از اين در تفسير اشاره به قيامت داشت ولي با تغيير نگرش در حق و  نامحدود بودن آيات ، اشاره به زنده شدن پس از مرگ قبل از قيامت هم دارد

    

 

در سوره 92 سوره الليل  مطرح شده است ) : قسم به شب تار هنگاميكه جهان را در پرده ي سياه بپوشاند و قسم به روز هنگاميكه عالم را به ظهور خود روشن كند و قسم به مخلوقات عالم كه خدا همه را جفت نر و ماده بيافريد و قسم به اين آيات الهي كه سعي و كوشش شما مردم بسيار مختلف است اما هركس  خداترس و پرهيزكار شد و به نيكويي درستي و عدالت خدا را تصديق كرد ما هم البته كار او را آسان ميگردانيم(چه از فهم در آيات چه در نوع زندگي) اما هركس حسادت ورزيد و از روي جهالت و غرور خود را از لطف خدا بي نياز دانست (واين نعمت مطرح شده را قبول نكرد و هدايت نخواست )و نيكويي را تكذيب كرد پس بزودي كار او را دشوار ميگردانيم (چه در فهم آيات چه  در زندگي) وگاهي عذاب و هلاكت دارايي او، وي را هيچ نجات نتواند داد (چون حق خدا را تكذيب كرده وراه درست را ياد نگرفته است و در جهل خود به اشتباه زندگي كردن را ادامه مي دهد ) والبته بر ماست كه خلق را هدايت كنيم و ملك دنيا و آخرت از ماست ، من شما را از آتش شعله ور عذاب ترسانيد م وآگاه ساختم (بس اهل تقوا و درستي و عدالت باشيد ))

در آيه سوم : جفت نر و ماده باعث به وجود آمدن بچه در آرامش خود مي شوند، در شب كه زمان مرگ موقت خواب است در دنيا قبل از زنده شدن در دنيا پس از مرگ همان روز كه جسم از خواب بيدار ميشود و اشاره به جفت يعني كساني كه نطفه را به وجود ميآورند و انساني را پس از مرگ جسم زنده ميكنند و اشاره به شب وروز اشاره به زنده شدن پس از مرگ و مرده شدن پس از زندگي دارد

 نتيجه به درستي گرفتيم كه مادر و پدر باعث به وجود آمدن بچه و نطفه ميشوند و در واقع اين خداست كه بچه را به پدر و مادر عطا ميفرمايند و اين درست مطلب است كه تكذيب كردن ندارد و در ادامه ي درستي در آيه چهارم مطرح شده كه قسم به اين آيات الهي كه سعي و كوشش شما مردم بسيار مختلف است

در ادامه موضوع قبلي آب نطفه پدر و مادر وبچه و زنده شدن پس از مرگ در دنيا دربعد از مرگ خواب در روز مطرح ميشود سعي و كوشش شما مردم بسيار مختلف است، تفاوتهاي مختلف در سعي و كوشش مردم يعني در شرايط مختلفي امتحان ميشويم، آدم را مجبور به قبول كردن زندگي  براي انسان پس از مرگ در دنيا ميكند به حالتهاي مختلف در نوع به دنيا آمدن براي يك روح براي امتحان شدن حالتهايي مثل زن يا مرد بودن فقير يا ثروتمند بودن مريض يا سلامت بودن و حالات ديگري كه در انسانها ديده ميشود براي امتحان روح همان عدالت خداوند در مورد روح

 با در نظر گرفتن محدود نبودن تفسير در عدالت و در نظر گرفتن بحث اصلي زنده شدن انسان از آب نطفه پس از مرگ و خلقت خداوند براي امتحان اشرف مخلوقات اين موضوع قابل قبول ميشود

در سوره 91 قرآن سوره الشمس مطرح شده است كه : قسم به آفتاب و تابش هنگام رفعتش، قسم به ماه كه پيرو آفتاب تابان است، قسم به روز هنگاميكه جهان را روشن سازد و به شب وقتيكه عالم را در پرده سياهي كشد، قسم به آسمان بلند و آنكه اين كاخ رفيع را بنا كرد و به زمين و آنكه آنرا بگسترد و قسم به نفس و آنكه آنرا نيكو بيافريد و به او شر و خير او را الهام كرد به ذهن او

آيا خداوند خالق قادر كه اين قسم ها را ياد فرمودند را نبايد به عدالت تصديق كرد يا حداقل بگوييم بله خداوند توانايي اين آفرينش بعد از مرگ در دنيا را هم دارد در شب يا روز هنگام زنده شدن و مردن و تكرار آن و چرخش خورشيد و تكرار اين زنده شدن با چرخش خورشيد و ماه و تكرار بازگشت ماه بعد از از بين رفتن    همه اينها شباهت و اشاره به بازگشت به دنيا پس از مرگ تا قبل از قيامت دارد

قيامت شب و روز و خورشيد و ماه و آسمان و گياهان باز گردنده و عالم غيب آدمي همه از بين رفته و روز حساب رسي ميشود

 

در سوره 90 سوره البلد ذكر شده (قسم به اين بلد ياد نكنم و حال آنكه تو در اين بلد جسم منزل داري و قسم به پدر و فرزندان او كه ما نوع انسان را به حقيقت در رنج و مشقت آفريديم آيا انسان پندارد كه هيچكس بر او توانايي ندارد در حال اينكه در جسم چيزي نبود و از نطفه و مادر بود آيا فكر كرده كسي او را نديده آيا ما به او دو چشم عطا نكرديم و زبان و دو لب به او نداديم و راه خير و شر را به او ننموديم باز هم به تكليفش كه عادل بودن و حق را تصديق و عمل كردن بود تن در نداد) توجه به تكرار پدر و مادر و فرزندان ونطفه وچشم و زبان و لب ،داشته باشيد كه خداوندي كه انسان را به همين آساني خلق ميكند باز توانائي دوباره و دوباره خلق كردنش را پس از مرگ دارد و اين راه حق و درستي است بيائيد حق و عدالت خداوند را تصديق كنيد

به تكرار اين جفت و آب نطفه و شب و روز و خورشيد و ماه و خلقت جسم و شباهت زنده شدن پس از مرگ گياهان و زمين در قرآن مطرح ميشود و اين اشاره دارد به زنده شدن پس از مرگ در دنيا تا قبل از قيامت

در سوره 89 قرآن سوره الفجر ذكر شده است ( قسم به صبحگاه، قسم به حق جفت و به حق فرد و قسم به شب تار هنگاميكه به روز روشن مبدل شود آيا در اين امور كه قسم به آنها ياد شد نزد اهل عقل و خرد لياقت سوگند نيست اينگونه متوجه ميشويم كه جفت و فرد همان نر وماده و فرزند هم هستند و صبح وشب هم همان زمان بوجود آمدن انسان است و شب به صبح بازگشتن خبر از بازگشت انسان هم دارد  وقتيكه جفت باهم باشند اگر خدا بخواهد يا به حالتي ديگر شب به صبح رسيدن يا جفت با آرامش با هم نزديكي ميكنند يا شب تا صبح دليلي براي مرگ موقت خواب است كه خواب يكي از مرگهاي قبل از قيامت است در دنيا و اين قسم ها البته لياقت سوگند دارند كه باعث بوجود آمدن اشرف مخلوقات ميشود بعد از امتحانات دنيوي  اگر به درستي واقعيت را درك كنيم به چشم و گوش قابل ديدن و شنيدن است تولد بچه ها يا خوابيدن در دنيا ديده ميشود وديگر جزو عالم غيب نيست اين نور كه در درستي ديده ميشود نور حقيقت است كه در نور است به چشم هاي ما ومثالهايي در مورد قوم هايي كه درستي را تصديق نكردند و هلاك شدند كه خداوند در كمينگاه ستمكاران است و اين حقيقت  كه بچه ها به دنيا مي آيند از نطفه ها و ميميرند و زنده ميشوند پس از مرگ در دنيا  با همين نطفه هاهمانند زنده شدن پس از خوابيدن است.

در سوره 86 سوره الطارق  مطرح شده است (قسم به آسمان و قسم به خورشيد يا ماه،قسم به اينان كه هر شخصي را البته مراقب و نگهباني است ( تا قيامت شود وهم براي ثبت نامه اعمال) انسان مغرور در اول و شروع خلقت خود بنگرد كه از چه آفريده شده است از آب نطفه جهنده خلقت گرديده است كه از ميان صلب پدر و سينه مادر بيرون آمده است، البته كه خداوند به زنده كردنش دوباره پس از مرگ قادر است روزي كه اسرار باطن شخص آشكار شود در آن روز قيامت قوتي در خويش يا ياوري بر نجات خود نيابد(اگر ميخواهد ايمان بياورد بايد قبل از روز قيامت و در جسم ايمان بياورد زماني كه زنده هستيد در دنيا)، قسم به آسمان فرو ريزنده ي باران و قسم به زمين گياه روينده كه قرآن به حقيقت كلام جدا كننده ي حق از باطل است و هرگز سخن هزل و بيهوده نيست)

در آيه 86سوره مطرح شده است براي كسانيكه عقل و احساس براي درك كردن دارند كه البته خداوند به زنده كردن انسان دوباره پس از مرگ قادر است البته كه اين آيه بنابر تفسيرهاي درست ،هم مربوط به دنيا ميشود وهم به قيامت    ولي درستتر اين است كه براي موضوع خود اين مطرح شده را قابل قبول بدانيم و زنده شدن در دنيا پس از مرگ را تكذيب نكنيم بدون سند حال كه ميتوانيم سند قرآن را تصديق كنيم و در اينجا ثابت شود كه اين زنده شدن براي در دنيا هم پس از مرگ مطرح ميشود وقابل استفاده است مخصوصا وقتي در مورد لحظه ي تولد در دنيا با آب نطفه ي جهنده از نر و ماده مربوط به دنيا از ميان صلب پدر و سينه مادر بيرون آمده مربوط به دنيا قبل از قيامت و اشاره مستقيم كه البته خداوند به زنده كردن انسان دوباره پس از مرگ قادر است در اين لحظه نتيجه ميگيريم كه كسانيكه اين كلام درست را تكذيب ميكنند و ميگويند ممكن نيست كه انسان در دنيا باز گردد با نداشتن دليل و سندي و از روي جهل خود به اين اسرار دارند در روز قيامت براي نجات خود ديگر كاري نميتوانند بكنند پس غرورشان به كارشان نمي آيد و اين كلام قرآن است كه بيان شده است و  كسانيكه حقيقت كلام جداكننده ي حق از باطل را تكذيب كنند گويند اين سخن عجيب هزل و بيهوده است  و در ادامه به زنده شدن زمين پس از مرگ، زمين گياه روينده كه توسط آب باران كه از آسمان ميبارد و گياه پس از مرگ زنده ميشود و باعث زنده شدن زمين پس از مرگ ميشود توضيح خواهيم داد حالا به هر حال زنده شدن در زمين پس از مرگ مطرح است و خداوند بزرگ آيات زيادي براي شباهت زنده شدن گياه پس از مرگ در زمين يا دنيا با زنده شدن انسان پس از مرگ در دنيا با آب مطرح ميفرمايند كه اگر عجله نكنيد تا به آخر قرآن و رسيدن به اول سوره ي بقره اين معجزه را براي اهل عقل كاملا ثابت ميكنم)

لطفا به بازگشت به دنيا پس از مرگ تا قبل از قيامت 4 توجه كنيد

 


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۳۱ شهريور ۱۳۹۳ ] [ ۱۱:۲۰:۴۲ ] [ yahdi ]

بازگشت به دنيا پس از مرگ ، تا قبل از قيامت توسط آب نطفه (معجزه) تناسل 1

بازگشت به دنيا پس از مرگ ، تا قبل از قيامت توسط آب نطفه (معجزه) تناسل 1


گروه: مقالات مدير سايت
تاريخ درج: 1392/9/11
نويسنده: يهدي مهاجر
تعداد بازديد: 1

 

 

بنام خداوند بخشاينده و مهربان

سوره السجده آيه (10) : خداوند بزرگ هر چيز را به نيكوترين وجه خلقت فرمود و آدميان را نخست از خاك بيافريد آنگاه خلقت نژاد نوع بشر را از آب بيقدر مني مقرر گردانيد سپس آنرا نيكو بياراست و از ارواح خويش در نوع بشر بدميد وشما را داراي چشم و گوش و قلب با حس و هوش بگردانيد باز بسيار اندك شكر و سپاس حق خداوند مي كنيد كافران ميگويند كه آيا پس از آنكه ما در زمين (يعني دنيا) نابود شديم باز از نو زنده خواهيم شد (بله)

( اين بله مشخص كننده زنده شدن در قيامت است وهم زنده شدن در زمين پس از آنكه جسم نابود شد و باز از نو زنده ميشويم

لطفا آيه را فسق نكنيد بل به معني بلكه نيست و در قرآن و در درك درست معني هرجا بل آمده به معني بله است يعني تاييد ، و در اين آيه كافران قبول ندارند كه بعد از مرگ زنده ميشوند چه براي قيامت و چه براي قبل از قيامت و اين بل اشاره تاييد اين زنده شدن است و توجه به اشاره به زنده شدن در زمين داشته باشيد پس از نابودي و تاييد بله ،

و هيچ فسق كننده اي توانايي اين را ندارد كه ثابت كند اين زنده شدن ممكن نيست چه براي قيامت كه در زمان خاتم الانبياء قيامت را هم قبول نداشتند و چه براي قبل از قيامت كه در عصر ما هم باز زنده شدن قبل از قيامت را قبول ندارند (كافران) و سند، قرآن است مگر اينكه تكذيب كننده به علم محدود خود حق را قبول نكند)

ولي كافران به شهادت و (لقاء)(زنده كردن با آب) خدايشان ايمان ندارند

و اگر حال بدكاران را ببينيد كه چگونه در حضور خداوند ( وقتي كه در جسم مردند روح به سمت خداوند ميرود همانطور كه بخار آب تبديل به آب ميشود ) سر به زير و ذليلند ، ميگويند : پروردگارا اينك عذاب تورا به چشم ديديم و به گوش گرفتيم ( قبل از اينكه بميريم در دنيا جاهل بوديم )

ما را به دنيا باز گردان تا از آن به بعد خداپرست و درستكار شويم كه اكنون به چشم يقين مشاهده كرديم ( در ادامه و يا گذشته آيه اشاره نشد كه خداوند اجازه بازگشت به دنيا را نميدهند ولي در اول آيه اشاره شده است كه كافران ميگويند : اگر ما در زمين مرديم باز از نو زنده ميشويم ؟ جواب (بله) است در زمين هم زنده ميشويم

و در ادامه بله مطرح شده است كه كافران بعد از مرگ اجازه زنده شدن در زمين را خواستند و با بله زنده شدن آنها چه در دنيا و چه در قيامت تاييد ميشود ، و به جسم بعدي با آب نطفه زنده ميشوند ولي اندام آنها از نو خلق شده و از گذشته هيچ نميدانند كه در اول آيه بيان شده كه  چشم ، گوش ، قلب با حس و هوش همه از نو خلق شده و شخص در هوش خود كه مغزش از نو خلق شده اطلاعاتي ندارد و حتي رنگ را هم نميشناسد چه برسد كه در حضور خداوند گفته است كه به چشم يقين ديدم و در جسم خداوند را فراموش ميكند مگر اينكه ايمان بياورد)  و اگر ما ميخواستيم به مشيت ازلي هر نفسي را به كمال ميرسانيديم ( بشر بايد امتحان شود و فرق به كمال رسيده بايد در قيامت ، با جاهل معلوم باشد) وعده حق حتمي است كه من جهنم را البته از جن و انس پر سازم

بچشيد به كيفر غفلت از ملاقات ما كه ما هم شما را فراموش كرديم (يا اينكه در جسمي كه هستيد به آيات ما ايمان بياوريد و نيكو كار شويد )

 

 

سوره آل عمران آيه (178) : البته گمان نكنيد آنانكه به راه كج رفتند مهلت دادن ما براي آنها بهتر خواهد بود بلكه مهلت ميدهيم براي امتحان تا به سركشي و طغيان بيفزايند و عذابي رسد كه به آن سخت خوار و ذليل شوند (و چگونگي بد بختي آنها چه در همان جسم ظالم و يا در جسمهاي بعدي كه خداوند به آنها كمتر لطف ميكند ( مثل ناتواني فكري و جسمي ويا مرگ زود رس كه دليل به بي عدالتي خداوند نيست) بدي در ادامه ، بدي مي آورد امام حسين در جسمهاي قبلي خداپرستي كرد كه در جسم امام حق به دنيا آمد و يزيد هم در جسمهاي قبلي دنيا پرستي و سركشي حق كرد كه در جسم يزيد لايق هلاك شدن از طرف حق شد و يا در قيامت براي خوار شدن ، تصميم با خداوند است و ايشان پاك و منزه هستند از بي عدالتي كه به ايشان نسبت ميدهند (در مورد تفاوت بين انسانها )  و انسان خودش در حق خودش ظلم ميكند و در قيامت حق به حقدار، عدالت خداوند است ) و در اول آيه اشاره شد به اينكه ما به كافران مهلت ميدهيم : توجه كنيد روش خداوند براي مهلت دادن به اين كافران به اين گونه است كه در دنيا با آب نطفه باز زنده ميشوند همانطور كه ميخواهند كه خدايا به گوش گرفتيم ما را به دنيا باز گردان و اشاره به اينكه گمان نكنيد كه مهلت دادن ما براي آنها بهتر است بلكه مهلتميدهيم تا ذليل شوند حتي در همان جسم هم ذليل ميشوند واگر انسان  بد عملي در همان جسم خوار نشد در جسم بعدي و قيامت، خداوند با امثال همان انسانها جهنم را پر مي سازد .

 

 

 

 

سوره نوح آيه (17)(20) :خداوند بزرگ شما را (انسان را) مانند گياهان از زمين برويانيد(زنده كرد)آنگاه بار ديگر به زمين بازگرداند (بعد از زنده شدن ميميراند) و ديگر بار هم شما را از خاك برانگيزد ( باز زنده كند پس از مرگ ) و زمين را براي شما چون بساط بگسترانيد (اشاره به زمين ، اشاره به زنده شدن پس از مرگ در دنيا تا قبل از قيامت است ، و همچنين اشاره به زنده شدن براي قيامت هم دارد وعبارت ديگر بار از خاك برانگيزد همانند گياهان اشاره به زنده شدن در دنيا دارد ) تا در زمين راه هاي مختلف بپيمائيد ( باز اشاره به زنده شدن در زمين كه چون بساط گسترديده شده تا در جسمي كه از آب نطفه است در جسمي ديگر امتحان شود و در راه هاي مختلفي در جسمهاي مختلفي بنا بر اينكه در يك جسم محدود نمي توان اشرف مخلوقات را سنجيد چه برسد به اينكه انساني ناتوان ويا كم عمر باشد ، توجه كنيد در اول آيه اشاره به زنده شدن انسان همانند گياهان شده است بنا براينكه گياهان در دنيا پس از مرگ با آب زنده ميشوند و اين زنده شدن شباهت بين انسان و گياه است كه تا قيامت ادامه دارد و در اول آيه بيان شد .

 

سوره المرسلات آيه (20)(26) : واي در روز قيامت به حال آنانكه آيات خداوند را تكذيب كردند آيا ما شما آدميان را از آب نطفه بيقدر به اين زيبايي نيافريديم و آن نطفه را به قرارگاه رحم منتقل ساختيم تا مدتي معين و معلوم ، و ما تقدير مدت رحم كرديم كه نيكو حكيمي هستيم واي آن روز به حال آنانكه آيات خداوند را تكذيب كردند آيا ما زمين را كفايت قرار نداديم تا مردگان روي زمين تعيش كنند و مردگان درونش پنهان شوند ( در مورد مردگان درون زمين پنهان شوند كه شكي نيست ديده ميشود انسان مرده جسمش خاك ميشود ولي قبل از آن مطرح شده مردگان روي زمين تعيش كنند (زندگي كنند) توجه كنيد :

مرده بايد زنده شود تا بتواند روي زمين زندگي كند و نوع زنده شدن هم در اول آيه مطرح شده است (توسط آب نطفه بيقدر و رحم مادران مرده زنده شود تا روي زمين معاش كند و به عالم غيب ايمان بياورد )

زمين در بزرگي كفايت ميكند كه انسان پس از مرگ در آن توسط آب نطفه به وجود آيد واي به حال تكذيب كنندگان .

 از جهل بترسيد و به علم خداوند توجه كنيد و توانايي پروردگار پرورش دهنده را تصديق كنيد .

 

سوره عبس آيه (17)(42): اي كشته باد انسان ، چرا تا اين حد كفر و عناد مي ورزد از چه چيز خلق شده ، از آب نطفه خدايش خلق فرمود سپس راه را بر او آسان گردانيد (راه درست را با آيات به او نشان داد و تمام دنيا را براي امتحان انسان خلق فرمود )آنگاه اورا بميراند و به خاك قبر سپرد و سپس هر وقت خواهد باز او را از قبر برانگيزد چنين نيست بشر كافر آنچه خداوند امر فرمود بياد نياورد ( اينكه انسان فقط يك بار زنده شود نقص است توجه كنيد چنين نيست بشر كافر انسان كه با آب نطفه زنده ميشود و تمام دنيا براي انسان به دليل محبت خداوند نسبت به روح خود خلق شد و بعد مرگ انسان باز به خاك تبديل شود كه گويي هرگز نبوده و هروقت خداوند بخواهند در قيامت باز زنده كنند چنين نيست كه اينگونه بيهوده خلق شده باشد انسان و چنين نيست كه آنچه خداوند امر فرمود بياد نياورد در اول خلقت انسان خداوند بعد از گمراهي آدم فرمود فرود آييد كه برخي با برخي ديگر مخالف و دشمنيد و تا زماني معين زمين جايگاه شما است

( سوره الاعراف آيه (25) : و خداوند بزرگ فرمود كه در اين زمين زندگاني كنيد و در آن بميريد و هم از آن برانگيخته گرديد تا زمان معين شده قيامت (24)

توجه كنيد در اين زمين زندگاني كنيد و هم پس از مرگ در آن برانگيخته شويد مربوط به دنياست تاييد ميشود

بازگشت به دنيا پس از مرگ تا قبل از قيامت 

 خداوند امر خود را فراموش نفرمودند و اين آيه هم به قيامت مربوط ميشود و هم به قبل از قيامت و زنده شدن پس از مرگ محدوديت ندارد توجه كنيد اين موضوع مطرح شده جديد از قرآن ، هيچكدام از آيات و كتابهاي فرستاده شده در گذشته از طرف خداوند را ، تكذيب نميكند

و در ادامه سوره عبس پس از آنكه مطرح شد انساني از اب نطفه خلق شد و راه براي او آسان شد براي به دنيا آمدن و آنگاه اورا بميراند و سپس باز اورا از قبر برانگيزد و زنده كند در مورد آنچه كه خداوند امر فرمود ، كه در سوره الاعراف بيان شد در ادامه آيه متوجه ميشويم كه اين برانگيخته و زنده شدن بيشتر به زنده شدن پس از مرگ در دنيا مربوط است توجه كنيد به ادامه آيه :

چنين نيست بشر كافر آنچه خداوند در مورد زنده شدن امر فرمودند به ياد نياورد > آدمي به قوت و غذاي خود به چشم عقل بنگرد كه ما باران را فرو ريختيم آنگاه خاك زمين بشكافتيم و حبوبات براي غذا برويانيديم ( منظور زنده شدن حبوبات يا گياهاني است كه غذاي بشر است و آنها هم با آب زنده ميشوند ) مثل باغ انگور ، و نباتاتي كه هر بار ببرندشان باز برويند ( شباهت بين گياهان و انسان اين است كه هر دو با آب زنده ميشوند و هر دو بعد از مرگ باز زنده ميشوند و اشاره به گياهان است كه هر بار ببرندشان بميرند باز ميرويند و زنده ميشوند ولي منظور انسان است كه بعد از مرگ زنده ميشود همانند گياهان به اين دليل كه در ادامه آيه بيان شده است ) و نباتاتي كه هربار ببرندشان باز برويند و آنگاه كه آن صداي بلند به گوش همه خلق برسد ( قيامت شود و اين هم اشاره براي گياهان است كه به انسان مربوط ميشود يعني تا قيامت پس از مرگ زنده ميشويد پس از هربار مرگ باز بروئيد و زنده شويد و اشاره به قيامت مربوط به انسان است نه گياه

 

در سوره عبس مطرح شد چنين نيست كه خداوند آنچه را امر فرمود بياد نياورد ، براي توضيح آن به سوره الاعراف آيه (25) اشاره شد كه در زمين زنده و مرده و باز زنده ميشويم و در همان سوره الاعراف آيه (57)  باز بيان شده كه :

ما ابرها را كه بشارت آب باران است به شهر و دياري كه مرده است برانيم تا هرگونه ثمر و حاصلي از آن برآوريم (و پس از مرگ باز زنده كنيم توسط آب باران)و هم اينگونه مردگان را هم از خاك برانگيزيم ، زنده كنيم (به وسيله آب نطفه مردگان را نيز زنده ميكنند در جسمي ديگر همانند گياهان ) باشد كه متذكر گرديد

و درهمان سوره الاعراف آيه (159) نيز باز مطرح شده كه:

جماعتي از قوم موسي به آيات حق هدايت ميشوند و به ادامه دين باز ميگردند ( ديگر گياه مثال نشد بلكه جماعتي از قوم موسي هدايت ميشوند (بايد زنده شوند تا هدايت شوند) (بايد زنده شوند تا به ادامه دين باز گردند و به ادامه دين باز ميگردند يعني پس از مرگ باز زنده ميشوند تا به ادامه بازگردند)

 

 

 

 

 

سوره الواقعه آيه (57)(64) : ما شما را بيافريديم پس چرا آفريننده را تصديق نمي كنيد ؟ آيا نديديد نخست شما نطفه اي بوديد ؟ آيا شما خود آن نطفه به صورت فرزند انسان آفريديد يا ما آفريديم ؟ ما مرگ را بر همه خلق مقدر ساختيم و هيچكس بر قدرت ما سبقت و برتري نخواهد گرفت اگر هم بخواهيم شما را فاني كرده و خلقي ديگر مثل شما بيافرينيم ( شما را ميميرانيم و خلقي ديگر در جسم انسان با آب نطفه بيافرينيم و پس از مرگ با آب نطفه بيافرينيم ) و شما را به صورتي كه اكنون از آن بي خبر هستيد بر مي انگيزيم ( بعد از مرگ به صورتي كه اكنون از آن بي خبر هستيد زنده ميكنيم و بي خبري مربوط به جسم بعدي است كه نميدانيم روح ما به خواسته خداوند به كجا و چگونه زنده ميشود در دنيا و دليل اشاره كردن من به جسم بعدي و زنده شدن در آن مربوط ميشود به ادامه آيه كه مطرح ميشود :

شما ازنشانه اول خود آگاه شديد ( زنده شدن با آب نطفه ) آيا نديديد تخمي را كه در زمين كاشتيد آيا شما آن تخم را رويانديد يا ما رويانديم ( باز اشاره به گياهان شده و مربوط ميشود به زنده شدن پس از مرگ در گياهان در دنيا كه شباهت براي انسان مطرح ميشود تا بداند همانگونه كه گياهان بعد از مرگ زنده ميشوند انسان هم با آب زنده ميشود به آن گونه كه بنا به عالم غيب از آن زنده شدن بي خبر است  زنده ميشود پس از مرگ )

 

 

 

 

توجه كنيد گياهان پس از مرگ با دانه توسط آب زنده ميشوند و اين زنده شدن پس از مرگ در دنيا به چشم ديده مي شود و شباهتهاي زيادي بين انسان و گياه ديده ميشود در طبيعت و در قرآن

و انسان هم با آب به وجود ميآيد در دنيا و جسم مثل دانه و فقط جسمهاي قبلي نا مشخص است و شباهتهاي بين انسان و گياه مشخص كننده زنده شدن پس از مرگ در جسمي ديگر انسان است همانند گياهان

در نوع از بين رفتن انسان و گياه ،بعد از پوسيدگي هر دو تبديل به خاك ميشوند

و با سوختن جسم انسان و گياه هردو تبديل به خاك ميشوند

در نوع شباهت بين خوابيدن و مرگ موقت ،انسان در شب به خواب ميرود  و گياهان در زمستان

در نوع شباهت بين رشد اعضاي جسمي انسان و گياه هر دو همانند هم رشد ميكنند مثل رشد مو ، پوست،دندان، استخوان، ناخن ،و ديگر اعضاي انسان كه همانند گياه به وجود ميآيد و رشد ميكند كه هر بار كه ببرندشان باز برويند و اگر به دانه در گياه توجه كنيد متوجه زنده شدن كلي گياه پس از مرگ ميشويد ولي براي زنده شدن كلي انسان پس از مرگ بايد به آب نطفه توجه كرد و روحي كه در حال خواب جسم حركت مي كند و احساس دارد و درك ميكند در حالي كه جسم در گوشه اي ديگر از دنيا در مرگ موقت خواب است

توجه كنيد اعضاي جسمي انسان را هم ميتوان همانند گياهان  پيوند زد

جسم انساني را ميتوان برروي جسم انسان ديگر براي زنده ماندن پيوند زد گياه هم پيوند ميخورد تا شباهت بيشتر باشد

با آب نطفه انسان زنده ميشود ولي جسم قبلي نا مشخص است تا عالم غيب زير سوال نرود ولي نامشخص بودن جسم قبلي انسان دليل به وجود نداشتن جسم قبلي نيست، بلكه كسي از انسان در جسم نيست كه جسم قبلي را ديده باشد همانند كسي كه دانه را ميبيند كه با آب رشد ميكند و روح متوجه زنده شدن پس از مرگ در جسم ميشود ولي در جسم همه اعضاي انسان در تولدش از نوع ساخته ميشود

بعد از بيدار شدن انسان از خواب متوجه ميشود در خواب روح او در زماني و مكاني در حركت بود گفته ميشود خواب ديده است همان روح است كه به جسمي ديگر فرستاده ميشود براي امتحان شدن اشرف  مخلوقات

چون دنيا جاي امتحان بشر است و روح فرستاده شده در دنيا نه ميميرد و نه ميخوابد و احتياج به جسم براي امتحان شدن و زنده شدن پس از مرگ دارد

و اگر ما به تفاوتهاي ميان انسانها نگاه كنيم اگر هر شخصي فقط يكبار در جسم براي امتحان به دنيا بيايد عدالت خداوند زير سوال ميرود در حالي كه خداوند بي عيب و نقص هستند و علم محدود ما نقص دارد و عدالت را نشناخته است با اينكه در قرآن اشاره به اين زنده شدن پس از مرگ شده بود ولي آيات زيادي مطرح شده كه در آينده براي شما مشخص ميكنيم

كسي در زمان مناسب و بينيازي به دنيا بيايد و كسي برعكس آن

كسي در جسم امام حسين (ع) زنده شود كه پدر ايشان امام علي (ع) باشد و كسي در جسم يزيد هلاك شده كه پدرش معاويه دنيا پرست و مقام پرست و خود پرست باشد كه باعث شود شيطان پرستي در آنها عرف شود ، اينجا عدالت كجاست اگر امام حسين (ع) و يزيد در جسمهاي قبلي به دنيا نيامده باشند و خود روح خود را به آن نقطه از علم و بيعلمي نرسانده بودند

پس زنده ميشود انسان پس از مرگ در جسمي ديگر توسط آب نطفه

همانند گياه كه زنده ميشوند با دانه كه آن دانه مرده به نظر ميرسيد ولي با آب زنده ميشود و آن گياه را هر بار هم كه ببرند و قطع كنند باز ميرويد پس از مرگ و زنده ميشود پس از مرگ جسم همانند انسان

نتيجه گيري: انسان پس از مرگ در جسم ، در جسم ديگر توسط آب نطفه به دنيا ميآيد و روحش در حدود 4 ماهگي به جسم ديگر براي امتحان فرستاده ميشود

اين عدالت خداوند است و بي سندي فاسقان و كافران دليل بر نقص عدالت خداوند نيست

بااميد به خداوند با معجزه هاي ديگر در آينده در خدمت شما هستيم

(اين است قرآن)

و گونه اي از گياهان همانند انسان گوشتخوار هستند و در گردش بين زنده شدن گياهان پس از مرگ و يا گردش شب و روز ،خورشيد ،ماه ، زمين ، و تمام سياره ها و گردش و تكرار بوجود آمدن پس از ازبين رفتن به اين نتيجه ميرسيم كه انسان پس از مرگ در جسم ديگري براي امتحان شدن متولد ميشود و اين تا قيامت ادامه دارد همانند تمام نظمها در طبيعت .

 

 


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۳۱ شهريور ۱۳۹۳ ] [ ۱۱:۱۹:۴۴ ] [ yahdi ]

بازگشت به دنيا پس از مرگ ، تا قبل از قيامت توسط آب نطفه (معجزه) تناسل 2

بازگشت به دنيا پس از مرگ ، تا قبل از قيامت توسط آب نطفه (معجزه) تناسل 2


گروه: مقالات مدير سايت
تاريخ درج: 1392/10/22
نويسنده: يهدي مهاجر
تعداد بازديد: 5

 

بنام خداوند بخشاينده و مهربان

 

 

سوره يس آيه (12) : مامردگان را باز زنده ميكنيم (1) و رفتار و كردار گذشتگان و آثار وجودي آينده آنها را همه در نامه اعمال مردگان ثبت خواهيم كرد (2) و در لوح محفوظ آشكار همه را به شماره آورده ايم (3)

(1) : ما مردگان را باز زنده ميكنيم : توجه كنيد اشاره به باز زنده نمودن ، محدود به قيامت نيست و اشاره به زنده شدن قبل از قيامت هم است و هيچكس نميتواند بگويد اين آيه اشاره به زنده شدن براي قيامت ندارد چون بيان شده زنده ميكنيم و هيچكس هم نميتواند بگويد اين آيه اشاره به زنده

شدن قبل از قيامت هم ندارد چون بيان شده زنده ميكنيم ونوع زنده شدن را محدود نكرده چه در دنيا و چه در قيامت

(2) و رفتار و كردار گذشتگان و آثار وجودي آينده آنها را همه در نامه اعمال مردگان ثبت خواهيم كرد : توجه كنيد اعمال هر شخصي به خود او مربوط ميشود و گناه كسي را در نامه اعمال كس ديگر ننويسند و گذشتگان و آيندگان ديگري ربطي به نامه اعمال شخص ندارد و اين ربط در صودتي است كه روح شخص در جسمهاي قبلي زنده و زندگي ميكرد و يا در آينده در جسمهاي ديگر باز زنده شود و زندگي كند و در اين صورت گذشتگان

جسم روح و آيندگان جسم روح ، آثار وجودي اش به نامه اعمال شخص مربوط ميشود چون گذشته و آينده روح است در جسمهاي مختلف

(3) : و در لوح محفوظ آشكار همه را به شماره آورده ايم : توجه كنيد اگر هر روحي فقط يك جسم داشت ، آن يك جسم شمارش نمي خواست

يك جسم در روز قيامت زنده ميشد و اعمالش بيان ميشد در صورتي كه اين زنده شدن و مردن خيلي پيچيده تر از آن است كه شما تصور كرده ايد و اين فقط توانايي و عدالت پروردگار پرورش دهنده عالميان است و بايد بنا به عدالت ، اين زنده شدئن و مردن براي يك روح بارها انجام شود تا در

تمام حالات امتحان شده باشد و در اين صورت لوح محفوظ آشكار لازم باشد و اعمال تمام جسمها براي روح در آن به شماره آمده باشد از گذشتگان جسمهايش و يا آيندگان جسمهايش

توجه كنيد قرآن محدود نيست و در اين آيه هم ، به تمام خلايق و اعمالشان اشاره دارد و هم به تمام جسمهاي يك روح و اعمالشان ،و چون بيان شده همه را در نامه اعمال مردگان ثبت ميكنيم و به شماره مي آوريم ربطش بيشتر به جسمهاي مختلف روح است كه تعدادش به شماره مي آيد و در لوح محفوظ ثبت ميشود تمام اعمال .

 

 

 

سوره فاطر آيه (37) : و كساني كه حق را قبول نميكنند در جهنم نه ميميرند و نه عذابشان تخفيف داده شود و آن كافران در عذاب جهنم فرياد و ناله كنند كه پروردگارا ما را از اين عذاب بيرون آور و براي امتحان باز به دنيا فرست تا برخلاف گذشته به اعمال نيك بپردازيم ، پاسخ آيد آيا شما را در دنيا عمري مهلت نداديم و رسولان را براي شما نفرستاديم تا هر كس از شما قابل تذكر و پند شنيدن است حق را قبول و عمل كند پس امروز عذاب جهنم را بچشيد و ديگر بعد از قيامت كه جهنم شما فرا رسيده است شما هرگز به دنيا باز نخواهيد گشت ( توجه كنيد : پاسخ آيد آيا شما را در دنيا عمري مهلت نداديم و رسولان مطرح كننده حق را براي شما نفرستاديم تا متذكر شويد ، پس نتيجه ميگيريم در بعد از مرگ قبل از قيامت در برزخ انسانها كه در طلب مهلت دوباره و دوباره هستند براي امتحان شدن تا قبل از قيامت به آنها مهلت داده ميشود تا امتحان شوند ولي در جهنم بعد از قيامت ديگر مهلتي نخواهد بود )كه ستمكاران را هيچ يار و نجات دهنده اي نخواهد بود و خداوند هم كاملا به افكار و انديشه هاي دلهاي شما آگاه هستند كه اين حق را قبول ميكنيد يا همانند كافران عصر رسول خداوند محمد (ص) زنده شدن پس از مرگ را تكذيب ميكنيد ايشان خداوندي هستند كه شما را در زمين جانشين قرار دادند ( يعني پس از مرگ باز در زمين جانشيني در زمين شويم و در زمين زندگي ميكنيم ، البته كه كلام قرآن فرمايش خداوند قادر محدود نيست و معنيهاي به حق ديگري هم دارد به صورت نامحدود بنا به علم خداوند و توجه كنيد اينكه بيان شده شما انسانها در زمين باز جانشين ميشويد در پس مطرح شدن آيا شما را عمري در زمين مهلت نداده ايم و رسولان برشما نفرستاده ايم مطرح شده كه تائيد بازگشت به دنيا پس از مرگ تا قبل از قيامت است ) اينك هر كس كافر شود و اين حق و توانايي خداوند را قبول نكند زيان كفر بر خود اوست .

 

 

 

 

 

سوره ص آيه (15) : كافراني كه به جز تكذيب حق و فرستادگان خداوند بزرگ فكر و عملي نداشتند اين كارشان باعث شد كه عذاب و عقاب ما به آنها حتم و واجب گرديد و هلاك شوند و اين مردم جز يك صيحه براي قيامت انتظاري ندارند و هلاك شوند و ديگر هرگز به دنيا براي زندگي و امتحان باز نميگردند ( 1 يعني كساني كه هلاك نشده اند به دنيا بر ميگردند بعد از مرگ ، 2 حالت وجود دارد كه مردم ديگر اجازه بازگشت به دنيا را ندارند يكي اينكه قيامت شده باشد و يكي ديگر اينكه هلاك شده باشند و نوع هلاك به خداوند عالم بستگي دارد بس از زير سوال بردن حق بپرهيزيد

2 بدانيد كه قرآن محدود نيست و اگر محدود بدانيد حق را زير سوال برده ايد هر آيه ميتواند قدرت خداوند را بيان كند به چند شكل )

و هلاك شدگان هرگز به دنيا باز نخواهند گشت و كافران حق گفتند ، اي خدا حساب نامه اعمال ما را تعجيل كن و قبل از روز قيامت حساب رسي ما كن چون هربار كه به دنيا آمدند بد عمل تر شدند و حق را با شدت بيشتري تكذيب كردند كه كارشان به عقاب هلاك كشد و جز يك صيحه انتظاري ندارند تا قيامت زنده شوند و به حسابشان رسيدگي شود چه بخت بدي براي خود خريدند با تكذيب حق ، امروز در برزخ ماندگار و فردا در جهنم ماندگار آيا قبول حق با سند بهتر است يا تكذيب حق با خيالات باطل و با غرور جاهلانه   

 

سوره فاطر آيه (9) : خداوند است آنكه بادها را بفرستد تا ابرهاي بارانزا كه باعث زنده شدن با آب ميشود را به وجود آورد و آن ابرها را ما به شهر و ديار مرده برانيم و به بارانش زمين را پس از مرگ زنده گردانيم ، حشر (ميراندن) و نشر ( انتشار ، زنده شدن ) مردگان هم همينگونه است ( توجه كنيد 1 در مورد ميراندن بشر و زمين شباهت ها را ميبينيم (حشر)

2 درمورد نشر و انتشار مردگان ، زنده شدن مردگان ، باز شباهت بشر و زمين را ميبينيم كه هردو با آب زنده ميشوند ، زمين با آب باران پس از مرگ و انسان با آب نطفه پس از مرگ باز زنده ميشوند (نشر مردگان )

3 توجه كنيد مطرح شده حشر و نشر مردگان هم با آب است ، در مورد انتشار و زنده شدن مردگان ، مرده زنده شده است و باز منتشر ميشود و در آياتي ديگر مطرح شده شما باز خواهيد مرد ( مرده بايد زنده شود تا بتواند بميرد و شباهت انسان و گياه در زمين اينكه با آب زنده ميشوند .

 

 

 

سوره فاطر آيه (11) : (اين آيه تائيد آيه 9 است) خداوند است آنكه شما نوع بشر را نخست از خاك بيافريد و سپس از آب نطفه خلق و زنده كرد و بعد از آن شما را جفت ( مرد و زن ) قرار داد و آنچه زنان بار گيرند و بزايند ، جز به علم و اراده ي ايشان نخواهد بود ( و در مورد تفاوتهاي بين انسانها و براي عدالت در روز قيامت كه بندگان مهلت امتحان شدن را داشته باشند ) كسي عمر طولاني نكند و يا از عمرش كاسته نشود جز آنكه همه اعمال در جسمها در كتاب ثبت و محفوظ است و اين زنده كردن با آب براي جسمهاي روح و ثبت اعمال براي روح براي خداوند بزرگ بسيار آسان است.  

 

 

 

 

 سوره النمل آيه (62) :  شما مسلمين را (كساني كه حق خداوند را قبول دارد ، حتي كم) جانشينان اهل زمين قرار ميدهيم ( يكي از معنيها اينكه، انسانهاي اهل ايمان به خداوند را باز پس از مرگ برروي زمين جانشينان زمين قرار ميدهند تا زندگاني كنند ) آيا با وجود خداوند يكتا خدايي هست ؟ ليكن اندكي از مردم متذكر اين حقيقت هستند آيا آن كيست كه نخست آفرينش را آغاز كرد ؟ آنگاه همه را باز ميگرداند (زنده ميكند پس از مرگ چه در دنيا كه جانشين اهل زمين شوند و چه در قيامت كه حسابرسي اعمالشان شود).

       

معجزه رياضي قرآن

 

جمله ”بسم الله الرحمن الرحيم“ 19 حرف است، و در آيه 74:30 سوره مدثر آمده است كه نگهبانان جهنم 19 فرشته هستند

و هر كس كه بگويد قرآن سخن انسان است خداوند او را وارد جهنمي ميكند كه 19 فرشته نگهبان آن هستند.

ما ميدانيم كه عدد 19 عدد اول ( prime number ) است.عدد اول عددي است كه فقط بر خودش و بر يك قابل تقسيم باشد.

افراد مختلفي در گذشته و حال سعي كرده اند كه به رمزهاي معجزات رياضي قرآن پي ببرند.

در گذشته، يكي از اين افراد پيگيري هاي زيادي در اين مورد انجام داد و به موفقيت هاي زيادي "در اين مورد" رسيد.

در سالهاي اخيرآقاي كورش جم‌نشان كه در زمان حاضر در تهران زندگي ميكند با يك ماشين حساب كوچك به نتيجه‌اي رسيد

كه شما ميتوانيد آن را امتحان كنيد. او شماره هر سوره را با تعداد آيات آن بصورت زير جمع كرد:

 

 

جمع

 

تعداد آيه

 

شماره سوره

زوج

8

=

7

+

1

زوج

288

=

286

+

2

فرد

203

=

200

+

3

زوج

180

=

176

+

4

فرد

125

=

120

+

5

...

...

 

...

 

...

...

...

 

...

 

...

زوج

118

=

5

+

113

زوج

120

=

6

+

114

جمع زوج ها

جمع فردها

 

جمع آيه ها

 

جمع سوره ها

6236

6555

 

6236

 

6555

 

 

قابل توجه است كه تعداد زوج‌ها 57 عدد و فردها نيز به همان تعداد يعني 57 عدد ميباشد كه اين خود به تنهائي يك معجزه است.

اما معجزه ديگر اينست كه اگر حاصل جمع‌هاي زوج را با هم جمع كنيم 6236 بدست مي ‌آيد كه مساوي است با تعداد كل آيه‌هاي قرآن.

و معجزه ديگر اينكه اگر حاصل جمع‌هاي فرد را با هم جمع كنيم 6555 بدست ميايد كه مساوي است با جمع كل شماره سوره‌هايقرآن.

و

 


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۳۱ شهريور ۱۳۹۳ ] [ ۱۱:۱۸:۴۸ ] [ yahdi ]

بازگشت به دنيا پس از مرگ ، تا قبل از قيامت توسط آب نطفه (معجزه) تناسل 3

بازگشت به دنيا پس از مرگ ، تا قبل از قيامت توسط آب نطفه (معجزه) تناسل 3


گروه: مقالات مدير سايت
تاريخ درج: 1393/3/27
نويسنده: يهدي مهاجر
تعداد بازديد: 0

 

 

بنام خداوند بخشاينده و مهربان    

پناه به خداوند از شر شيطان رانده شده

باسلام به اسلام و شما دوستان

سوره المومنون آيه (14): همانا آدمي را از گل خالص آفريديم(12) سپس اورا نطفه گردانيده و در جائي استوار قرار داديم(13) آنگاه نطفه را علقه و علقه را گوشت پاره باز آن گوشت را استخوان و سپس به استخوانها گوشت پوشانديم و پس از آن خلقي ديگر پرورش نموديم آفرين به قدرت كامل خداوند بزرگ، بهترين آفرينندگان(14) و باز شما خواهيد مرد (16)

توجه كنيد: خداوند در اول انسان را از گل خلق فرمودند سپس او را نطفه گردانيدند و با آب نطفه خلق ميشويم يعني ديگر احتياج نيست كه حتما باز براي خلق شدن از خاك خلق شويم هر چند همه ما وقتي ميميريم جسم ما تبديل به خاك ميشود ولي با اين حال ما همه از آب نطفه خلق شده ايم و آب نطفه تبديل به انسان ميشود در مراحلي كه مشخص شده و ميدانيم كه به غير از تحولات جسمي ، روح ما هم در چهار ماهگي به مادر فرستاده ميشود تا جسم و روح با هم باعث شوند كه انسان زنده شود

پس نياز نيست كه انسان حتما براي زنده شدن از خاك بوجود بيايد

حال توجه كنيد همان طور كه خداوند بزرگ يك انسان را ميتوانند با آب نطفه براي اولين بار زنده كنند با روش مشخص و آسان باز بعد از آنكه آن انسان در ان جسم از بين رفت و روحش به سمت خداوند برگشت باز ميتواند خداوند بزرگ با همان روش آن روح را به جسم ديگري براي امتحان شدن به دنيا بفرستند

دوستان عزيز بايد توجه داشته باشند به روحي كه حدود چهار ماهگي به مادر فرستاده ميشود قبل از به دنيا آمدن خلق شده و وجود داشت و در جسمي هم كه هست وجود دارد و بعد از مرگ جسم هم باز وجود دارد و هرگز از بين نخواهد رفت و تمام اشاره هاي قرآن به زنده شدن و مردن و باز تكرار آن مربوط به جسمي است كه روح در آن باشد

يعني روح به جسم فرستاده شود زنده ميشود و وقتي روح خارج شود ميميرد پس بايد بدانيم تمام روحها در اول خلقت بشر بوجود آمدند و ديگر هرگز از بين نخواهند رفت حتي در بهشت يا جهنم و زنده شدن و مردن فقط مربوط به جسم است

چه كسي ميتواند بگويد خداوند بزرگ توانائي ندارند كه روحي را كه از جسم خارج شد را باز در جائي ديگر با روش آب نطفه كه عالم غيب زير سوال نرود براي امتحان شدن روح به دنيا بفرستند

توجه كنيد ما هيچكدام نميدانيم كه روحمان قبل از اين جسممان كجا بود يا بعد از جسممان كجا ميرود يا اينكه اين همه سال از گذشتگان امتحان گرفته شد  بد و خوب با هم دشمن بودند روح ما كجا بود يا تا قبل از قيامت وقتي جسم ما مرد روح ما چرا بايد بدون امتحان شدن در عصرهاي مختلف و در شرايط مختلف منتظر بماند كه اگر اينطور ميشد توانائي خداوند زير سوال ميرفت همان بهترين آفرينندگان و هم دليل منطقي براي تكذيب توانائي خداوند نداريم حتي يك آيه كه با ديگر آيات مطابقت كند و اين بازگشت به دنيا پس از مرگ تا قبل از قيامت را رد كند در حالي كه اين همه آيه بيان شده و بسياري باقي مانده و از نظر رسول درون ، عقل منطق هم قابل تصديق و درك است

ميدانيم كه روح ما براي امتحان شدن به دنيا فرستاده ميشود ، حالا كه دنيا خلق شده چرا فقط در يك جسم امتحان شود آنهم به شكلي محدود بنا به خواسته خداوند كه هر روحي كجا و در چه شرايطي باشد

و ميدانيم كه خداوند بخشنده ترين بخشايشگران هستند مهربان ترين مهربانان هستند توانا ترين در توانائي هستند عادل ترين امتحان گيرندگان هستند پس چرا جاهلانه قدرت بدون وصف خداوند را ناديده بگيريم و بگوئيم فقط يكبار به دنيا خواهيم آمد

در حالي كه خداوند در آيه (14) ميفرمايند : ادمي را از از نطفه به دنيا آورديم بعد از مراحلي و پس از آن ؟ توجه كنيد پس از آن يعني جسم به او داديم و پس از آنكه جسمش از بين رفت : خلقي ديگر پرورش نموديم ؟ توجه كنيد خلقي ديگر پرورش نموديم قبلش بيان شد پس از آنكه جسمش از بين رفت خلقي ديگر پرورش نموديم و اين بيان براي اهل ايمان كافي است هر چند خداوند باز در نوع توانائي ميتوانند آدمي را به شكلهاي مختلف و تعداد مشخص خلق كنند و توانائي خداوند محدود نيست و به همان شكل هم آيات خداوند محدود نيستند ولي باز خلقي ديگر پرورش نموديم يعني جسم بعدي روح را پرورش نموديم با همان پرورش ، انسان ديگري در حال زنده شدن و پرورش به وجود ميآيد كه روحش هم محدود نيست حتي در حال خواب

آفرين به قدرت كامل خداوند بهترين آفرينندگان چون ميتوانندبه راحتي با آب نطفه انسان خلق كنند و وقتي از بين رفت از همان روح خلقي ديگر پرورش نمايند و براي مشخص بودن بيشتر در ادامه آيه ميفرمايند باز شما خواهيد مرد ؟ توجه كنيد : انسان بايد زنده شود تا باز بميرد و باز زنده شود تا بميرد و بيان باز شما خواهيد مرد محدود نيست همچنان بايد زنده شويم تا بميريم

از طرف ديگر اشاره به اينجاست كه منظور مربوط به يك روح هم ميشود كه جسمش زنده و مرده ميشود و باز زنده و مرده ميشود بدون محدوديت در كلام و تعداد مرده شدن اگر هر انسان فقط يك بار به دنيا ميآمد منظور از شما باز خواهيد مرد در علم بي معني ميشد و قرآن قابل فهم نبود چون علم نبود پس قرآن متروك بود ولي حجت خداوند حق است كه در ميان مردم وجود دارد هرچند تولدش امروز باشد ولي هر روز تولدي است همانند مرگ ،حق اين است كه باز شما خواهيد مرد : توجه كنيد بيان نشده كه باز خواهند مرد : خواهيد مرد يعني قرآن براي تك تك مردم بيان شده است در هر زماني كه خوانده شود براي گذشته نيست كه به ما مربوط نشود پيامش براي حال است كه خوانده ميشود مربوط به گذشته و آينده كه بايد از آن پند گرفته و تصميم به ايمان درقضاوت بگيريم

و ادامه آيه : باز شما خواهيد مرد آنگاه روز قيامت به يقين تمام شما بازخواست خواهيد شد (16)؟ توجه كنيد تمام شما منظور، تك تك انسانها هستند كه باز خواهند مرد كه حروف قبل بيان شد در آيه

و منظور نظر ديگر در بيان آنگاه روز قيامت؟ توجه كنيد : يعني تا روز قيامت ، تمام شما تك ،تك باز خواهيد مرد و پس از آن خلقي ديگر پرورش داده ميشود تا قيامت شود تا امتحانات تمام شود

بازگشت به دنيا پس از مرگ تا قبل از قيامت براي اهل ايمان ثابت شد اي مردم بترسيد از تكذيب كردن قرآن كه در حال حاضر شما در حال امتحان قرار گرفتيد

بپذير و عمل كن چيزي كه خواندي امتحان ذهن توست براي فردا

   

 

سوره الحج آيه (66) : آيا نديدي كه خداوند از آسمان آب فرو باريد نديدي كه هر چه در زمين است خداوند براي استفاده شما قرار دادند

توجه كنيد اين يكي از شباهتهاي انسان و گياه است كه هر دو با آب زنده ميشوند و به تكرار در قرآن مثال زده ميشود و اينكه هر چيزي در زمين است براي استفاده براي امتحان شدن انسان قرار دارد يعني خداوند اينقدر به انسان لطف دارند كه اين همه نعمتها را براي انسان خلق فرمودند و بدون شك اجازه استفاده براي انسان در هر حالتي را ميدهند و هيچ وقت قرار نيست كه انسانها فقط يك بار اجازه به دنيا آمدن داشته باشند

همانا خداوند درباره بندگان بسيار رئوف و مهربان هستند (65) ايشان خداوندي هستند كه شما را اول بار زنده كردند

يعني روح خلق شده و به جسم فرستاده شد و اول بار زنده كردند و ديگر بار بميرانند يعني وقتي جسمي زنده شد ديگر بار بميرانند و ديگر بار اشاره به تكرار ميراندن دارد مخصوصا وقتي در ادامه آيه بيان شده

و باز زنده گردانند و باز زنده گردانند اشاره به تكرار زنده شدن داردو محدود نيست آقا به زبان مستقيم بيان ميشود شما باز خواهيد مرد يا شما باز زنده خواهيد شد پس از مرگ چه كسي ميتواند بگويد كلام محدود به قيامت است وقتي آيات به اين شكل همه مسائل را توضيح ميدهند، از خشم خداوند بترسيد حق را قبول كنيد در همين جسم هم دائما در حال زنده و مرده شدن هستيم تا بدن ما رشد كند يا فرسوده شود و يا خواب و بيداري وقتي جاي زخمي خوب ميشود يعني عضو مرده ترميم و زنده شده است

براي قيامت هم كه مسائل مشخص شده است چرا بايد زنده شدن قبل از قيامت را قبول نداشته باشيد در دنيا تا قبل از قيامت همه چيز تكرار ميشود حتي زنده شدن و وقتي خداوند ميفرمايند شما را باز زنده ميگردانيم ما بايد خيلي جاهل باشيم بگوئيم اين زنده شدن فقط براي قيامت مطرح شده و اگر منظور خداوند غير از اين هم باشد ما كه قبول نداريم هرچند دليلي هم نداشته باشيم و فكر كردن و امتحان شدن را گذشتگان انجام داده اند ما هم پيرو دين پيشينيان خود هستيم هرچند قرآن خوانده نشود براي فهم و عمل، هر چند فساد همه جا را گرفته باشد كسي هم كه به ما بگويد به خداوند شرك نياوريد و آيات حق را قبول و عمل كنيد و پرهيزكار شويد و منافع دنيا امتحان شماست ما هم همانند پيشينيان به اوميگوئيم ديوانه اين راحت ترين راه است 

 

اهل ايمان بايد توجه داشته باشند كه در اول آيه در مورد شباهت زنده شدن پس از مرگ گياهان يا زمين با انسان توسط آب مطرح شده و يا اينكه در مورد آسمان ، زمين، دريا،آب باران، اشاره شده است پس منظورنظر در مورد زنده شدن پس از مرگ در جسم ديگردر زمين يا دنيائي كه در آن آب باران هم وجود دارد هم هست يعني نه تنها اينكه اين زنده شدن در دنيا را رد نميكند بلكه اشاره هم دارد و در ادامه آيه مطرح شده است كه

انسان بسيار ناسپاس و كفر كيش است (66)

چرا كه خداوند لطف دارند و زنده ميكنند ولي انسان به جاي قبول حق و توانائي خداوند تكذيب حق ميكند بدون دليل در حالي كه زنده شدن در همين جسم را ميبينيم ودر مورد زنده شدن براي قيامت هم رسولان زيادي اشاره داشتند از طرف خداوند عالم تا اينكه حضرت محمد (ص) بعد از عذابهائي كه مردم به ايشان دادند و نازل شدن قرآن قيامت را ثابت كردند هر چند قبل از آن هم قيامت بيان شده بود ولي مردم در جهل خود در خانه خداوند كه از زمان حضرت ابراهيم (ع) بنا شده بود باز بت پرستي ميكردند

و در مورد زنده شدن پس از مرگ در جسمهاي بعدي تا قبل از قيامت هم ، قرآن با اين سندها كه نوشته شد و ميشود بعد از اين همه سال بعد از ثابت كردن قيامت ، همين قرآن عظيم زنده شدن قبل از قيامت را هم ثابت ميكنند به اهل ايمان

البته در گذشته هم در زبور حضرت داوود(ع) زنده شدن پس از مرگ در دنيا مطرح شده بود و بسياري از مردم در دنيا به اين زنده شدن پس از مرگ در دنيا ايمان دارند مخصوصا هنديها هرچند كساني كه به قيامت ايمان دارند به زنده شدن قبل از قيامت توجه ندارند به همان شكل هم كساني كه به زنده شدن قبل از قيامت ايمان دارند به قيامت توجه ندارند

بايد بدانيد كه حقيقت زنده شدن پس از مرگ محدود نيست و كساني كه زنده شدن به امر خداوند ، به هر حالتي را قبول دارند اهل ايمان هستند به قدرت خداوند.

سوره الانبياء آيه(106): و ما بعد از تورات در زبور داوود (ع) نوشتيم كه البته بندگان نيكو كار من ملك زمين را وارث و متصرف خواهند شد ، اين قرآن براي اهل عبادت تبليغ رسالت خواهد بود (106) توجه كنيد بندگان نيكو كار هميشه در دنيا از خود گذشتگي ميكنند و از نظر مالي براي جسمشان زياد حرس نميزنند و همينطور زياد خود را وقف لذت بردن از دنياي فاني نميكنند و نهايت يك نيكو كار از جان گذشتگي در راه خداوند است و در اين آيه اشاره شده است كه بندگان نيكوكار من ملك زمين را وارث و متصرف خواهند شد در اول بايد بگويم كه بيان خواهند شد اشاره به زمان آينده دارد و چون قرآن براي زماني طراحي شده است كه خوانده ميشود، خواهند شد اشاره به اين دارد كه بندگان نيكوكار خداوند كه از جان گذشتگي ميكنند بعد از آنكه از بين رفتند باز زنده ميشوند در جسم ديگري و قسمتي از دنيا را به دليل زنده بودن و زندگي متصرف ميشوند و از دنيا بهرمند ميشوند البته در قرآن بيان شده است كه هركس از بندگان به شرط ايمان به خداوند يك عمل نيك انجام دهد خداوند جانش را به او وام ميدهد تا از دنيا بهرمند شده و اجازه امتحان شدن داشته باشد

خلاصه بندگان نيكوكار بايد زنده شوند كه از دنيا بهرمند شوند و مالك دنيا شوند يا در دنيا چيزي را متصرف شوند بندگان نيكوكار كه ، نيكوكار به دنيا نمي آيند در جسم قبلي بايد نيكي بكنند

بنده نيكوكار (امام حسين (ع) يا اين همه شهيد در طول تاريخ اگر فقط در رجعت بخواهند به دنيا بيايند كه عالم غيب ديده ميشود قيامت شده است ديگر امام زمان وقتي كه قيامت برپا شود ظهور كنند مردم فرصتي براي هدايت ندارند و از طرفي اگر فقط برخي از نيكو كاران براي رجعت به دنيا زنده شوند در حق نيكوكاران قبلي و بعدي ظلم شده است در عدالت حق،

خلاصه مرده بايد زنده شود تا از دنيا بهرمند شود 

 

سوره الانبياء آيه (95) پس هر كس اعمالش نيكو و داراي ايمان به خداوند است سعيش در راه دين ضايع نخواهد شد كه ما آن را كاملا مينويسيم

درمورد نيكو كاري: اگر يك عمل نيكو انجام دهيد با اين تفكر كه كار درست اين است يعني حق درست بودن را قبول داشته ايد كه آن عمل نيك را انجام داده ايد و قبول حق يعني قبول خداوند چون خداوند يعني حق، ولي دليل نميشود قبول يك حق يا چند كار خوب ( البته روح انسان حق را دوست دارد و ميشناسد) تمام اعمال زشت بي حق را پوشش دهد البته هر عملي كه انجام ميدهيم حساب و كتابي دارد و اگر كسي خوبي كند در جايي خوبي ميبيند و اگر بدي كند جواب بدي را خواهد ديد مثلا اگر خوبي كند در جائي به دنيا ميآيد كه امام حسين (ع) نام ميگيرد و اگر بدي كند در جائي به دنيا ميآيد كه به خود بيشتر ظلم ميكند و در نهايت هلاك خواهد شد و ديگر به دنيا فرستاده نميشود چون ديگر اجازه بازگشت به دنيا را نمي خواهد چون كارش بد تر ميشود البته عذاب هلاك خداوند بسيار دردناك است (البته اين موضوع در قرآن بيان شده است من از خودم نميگويم ) و يكي ديگر از دو حالت كه اجازه به دنيا بازگشتن را خداوند نميدهند و در قرآن هم مطرح شده اين است كه قيامت شده باشد البته لحظه مرگ و قيامت نزديك است

 

و اهل دياري را كه هلاك گردانيم ديگر زندگاني به آنها حرام و هرگز به دنيا يا زمين باز نخواهند گشت تا روزيكه راه ياجوج و ماجوج باز شود آيه (95) يعني قيامت شود آنگاه وعده حق بسيار نزديك است

توجه كنيد : براي هلاك شدگان زندگي كردن حرام و ديگر هرگز به دنيا باز نخواهند گشت ، يعني كساني كه هلاك نشده اند به دنيا باز برميگردند پس از مرگ و زندگاني ميكنند البته لازمه زندگاني ، زنده شدن است ، اين آيه اشاره غير مستقيم است مثل اين حالت است كه در جمعي كه از دستگاهي هميشه استفاده ميكنند بگوئيم، آن تعداد از افراد كه از اين دستگاه درست استفاده نكرده اند ديگر حق استفاده را ندارند

1 :آن جمع كه درست استفاده نكرده اند قبلا بارها استفاده كرده اند كه متوجه درست استفاده نكردن آنها شده ايم ( شباهت دارد به كساني كه در دنيا بارها زنده و امتحان شده اند كه به پستي عمل رسيدند تا آنجا كه هلاك شدند )

2: كساني كه درست استفاده كردند ، حق استفاده را باز دارند ( شباهت دارد به كساني كه هلاك نشده اند و باز اجازه بازگشت به دنيا را دارند و زندگاني براي آنها هلال است)

سوره طه آيه (55): ما شما را هم از اين خاك آفريديم و هم به اين خاك بازميگردانيم و هم بار ديگر از اين خاك بيرون آوريم      

منظور اين است كه خلقت سرشت آدم زادگان از اول از خاك است و ميبينيم كه براي زنده شدن همانند گياهان ، به آن خاك بايد آب برسد تا زنده شود ، و باز تبديل به خاك ميشويم پس از مرگ همانند گياهان ، و هم بار ديگر از اين خاك بيرون آوريم يعني در اوين حالت با استفاده از آب پس از مرگ باز زنده ميشويم همانند گياهان و در دومين حالت براي قيامت هم جسمهائي كه در خاك پنهان شده اند باز زنده ميشوند توجه كنيد ما گياهان را به چشم ميبينيم كه بعد از بريده شدن و يا فصل خزان يا با دانه ، پس از مرگ زنده ميشوند با استفاده از آب و خاك ولي انسان كه بعد از مرگ در جسمي به دنيا بيايد تمام اندام او از نوع ساخته ميشود و هيچ اطلاعاتي در مغز در مورد گذشته روح نداريم و در اين عمل ايمان ما بنا به عالمي كه نديده ايم سنجيده ميشود كه حق و درستي را قبول و عمل ميكنيم يا نه و توجه داشته باشيد در دنيا هر چيزي تكرار ميشود بازگشت روز ، ماه ، خورشيد ، ساعت ، شب، مصرف آب و غذا ، خواب ، روابط بين زن و شوهر ، زنده شدن پس از مرگ در همين جسم و براي جسمهاي بعدي ، تنفس ، تپش قلب ، بازگشت فصلها ، و خيلي از مسائل كه در زندگي روزانه تكرار ميشود تمام زنده شدنها و تمام مرده شدنها و.......

 

سوره بني اسرائيل آيه (98): آتش سوزاننده و فروزان به تكرار و دائم است ، كيفر كافران حق ، چون به آيات ما كافر شدند و گفتند آيا پس از آنكه ما استخواني پوسيده شويم از نوع باز زنده ميشويم آيا نديدند و ندانستند كه آن خداوندي كه زمين و آسمانها را آفريد قادر است كه همانند اينها را باز خلق كند (باآب نطفه ) و به آنها وقت و روز موعود كه بي شك خواهد آمد مقرر گرداند (لحظه مرگ و لحظه قيامت )و ستمكاران جز راه كفر و سرپيچي نپيمودند

( خواستيد قبول كنيد خواستيد قبول نكنيد از شما چيزي كم نميشود اگر قبول كنيد كه بخاطر چيزي كه از دست ميدهيد قبول نكرده باشيد ، حق بيان شد )

   

سوره يونس آيه (56): و خداوند است كه مرده را زنده ميكند و زنده را ميميراند و باز همه به سوي ايشان بر ميگرديم

توجه كنيد :مرده را زنده ميكند ، مرده يعني كسي كه قبلا زنده بود ، روح كه نميميرد و تمام مرده شدن و زنده شدن مربوط به جسم است و روحها در اول خلقت انسانها خلق شدند و ديگر هرگز نه از بين ميرودند و نه هرگز ميميردند، زنده ميكند ، يعني باعث زندگي ميشود و براي زندگي كردن بايد در دنيا جسم داشت ، مرده را زنده ميكند يعني كسي را كه قبلا زنده بود و زندگي ميكرد و مرد را باز زنده ميكند و در ادامه آيه زنده را ميميراند يعني جسم زنده را ميميراند يعني جسم مرده را زنده ميكند و اصلا محدود به زنده شدن در دنيا نيست بلكه اشاره اي براي اهل تفكر است كه خداوند ميتواند و نه تنها ميتواند بلكه زنده هم ميكند و اعمال هر روح را در لوح محفوظ ثبت و دفعات زنده شدن را به شمار ميآورند  

 

سوره الاعراف آيه (157): به خلق بگو كه من بدون استثناء بر همه شما جنس بشر رسول خدايم ، آن خداوندي كه زمين و آسمانها ملك ايشان است هيچ خدايي جز ايشان نيست كه او زنده ميكند و ميميراند پس اي مردم بخداوند بزرگ بايد ايمان آوريد و به رسول ايشان ، رسولي بي سواد، آن رسولي كه بخداوند و سخنان خداوند پيرو ميشود شما بايد پيرو او شويد تا هدايت يابيد (158) جماعتي از قوم موسي به آيات حق هدايت ميشوند و به ادامه دين باز ميگردند(159) و ما از بني اسرائيل عهد گرفتيم كه دوازده بزرگ ميان آنها زنده كنيم ( منظور دوازده امام است و هر كس راه آنها يعني قرآن را قبول كرد هدايت يافته است و هركس از آنها پيروي نكرد سخت از راه راست دور افتاده است (المائده آيه 12) 

جماعتي از قوم موسي به ادامه دين برميگردند ، توجه كنيد چند معني دارد آيات چون كلام خداوند محدود نيست آن قومي كه از آنها عهد گرفته شده بود به ادامه دين برميگردند ، يعني بايد زنده شوند كه به ادامه دين برگردند هرچند اسلام از زمان حضرت ابراهيم (ع) به وجود آمد ولي بعد از آن يهود و مسيحيت و بعد باز اسلام به وجود آمد و اگر كسي به ادامه دين بازگردد يعني بايد پس از مرگ زنده شود تا در آن دين امتحان شود و اين قصه سر دراز دارد اشاره به دوازده بزرگ شده است ، دوازده بزرگ در ادامه دين دوازده امام شيعيان است كه بعد از حضرت محمد (ص) رسول خداوند هستند كه حضرت محمد (ص) اولين رسول از دوازده رسول را به خواسته خداوند انتخواب كردند و امام علي (ع) هستند و تنها پيغمبري كه از مردم به غير از شرك نياوردن به خداوند خواسته ديگري داشتند حضرت محمد (ص) بودند كه خواسته ايشان پيروي مردم از دوازده امام بود كه دوازده امام خود با تمام توان پيرو قرآن بودند و عمل ميكردند و دنيا پرست نبودند كه به خاطر خلافت حق را ناديده بگيرند

و از بني اسرائيل عهد گرفته شد كه پيرو دوازده امام شوند و برخي از قوم موسي به ايات حق هدايت شدند و به ادامه دين بازگشتند يعني پس از مرگ زنده شدند و باز يكي ديگر از معنيهاي دوازده بزرگ همان دوازده تني است كه حضرت موسي(ع) عصاي خود را به دستور خداوند به سنگ زدند و دوازده چشمه آب جاري شد كه قومها به دوازده قسمت تقسيم شدند و هر قومي يك بزرگتر نياز داشت كه اشاره به دوازده بزرگ در گذشته منظور قرآن تائيد دوازده بزرگ مشخص شده توسط حضرت محمد (ص) است به خواسته خداوند

و به ادامه دين باز ميگردند ، اشاره به زمان حال دارد يعني برخي از آن قوم شيعه ميشوند و ديگران كه پيرو نشدند به دينهاي ديگر از راه راست دور افتاده شدند و چون شيعه نميشوند در جسمهاي بعدي هم در دينهاي ديگري به دنيا ميآيند     

 

سوره الاعراف آيه (58) :و ايشان خداوندي هستند كه بادها را به بشارت باران و رحمت خويش در پيش فرستند تا چون ابراهاي سنگين را بردارند ما آنها را به شهر و دياري كه مرده است برانيم و بدان سبب باران فرو فرستيم تا هرگونه ثمر و حاصل از آن برآريم

توجه كنيد : باز آب باران اشاره به آب نطفه دارد كه آب باران باعث زنده شدن گياهان پس از مرگ ميشود و آب نطفه باعث زنده شدن انسان ميشود بنا به توضيحات قبلي باعث زنده شدن انسان پس از مرگ ميشود وتا هرگونه ثمر و حاصلي از آن برآريم يعني با آب باران گياهان بيشتر رشد ميكنند و بهتر زندگي ميكنند و اگر آب به گياهاني در زمين خشك نرسد، آن گياهان كم رشد تر و بيحاصل هستند و باز اشاره در مورد انسان است اگر انسان خوب باشد در جاي مناسبي با آب به دنيا ميآيد كه ثمر و حاصل بهتري داشته باشد و اگر بد باشد در جائي به دنيا ميآيد كه ثمر و حاصلي بد تر داشته باشد تا اينكه خلاصه از بين رود و در ادامه

و همينگونه مردگان را هم از خاك زنده ميكنيم باشد كه متذكر حق گرديد(57)

توجه كنيد :بله زنده شدن مردگان ، پس از مرگ همانند گياهان توسط آب انجام ميشود در دنيا و باشد كه متذكر حق گرديد يعني در بيان ، زنده شدن گياهان پس از مرگ و اين مثال ابر و باران حقي وجود دارد كه به زنده شدن پس از مرگ در دنيا اشاره دارد و قرآن براي هدايت انسان نازل شده و گياهان كه احتياج به هدايت ندارند و زنده شدن گياهان مطرح ميشود اين مثال قرآن است براي تذكر حق در عين حال عالم غيب هم زير سوال نميرود اين سيستم پيچيده انجامش براي خداوند بسيار آسان است و اهل ايمان اين موضوع را به راحتي درك ميكنند ولي دركش براي جاهلان مثل اين است كه آنها را خر گاز گرفته باشد آنها فقط حق را اينگونه شناختند كه با درك محدود آنها مطابقت كند ولي كمال انسان را تفكرش در مورد ناشناخته هاي ذهنش به وجود ميآورد نه آنچه ميداند ، البته هركس بيشتر بداند متوجه ميشود در آفرينش دنيا علمي هم ندارد

سوره البقره آيه (28): اي مردم چگونه كافر ميشويد به خداوند بزرگ در حالي كه شما مرده بوديد ، و خداوند شما را زنده كرد و ديگر بار بميراند و باز زنده مي كند و عاقبت به سوي ايشان باز خواهيد گشت

توجه كنيد ، در حالي كه شما مرده بوديد و خداوند شما را زنده كرد ، مرده بوديد يعني بايد زنده ميبوديد تا كه مرده شويد موضوع مرده شدن مربوط به جسم است روح نميميرد و روحي كه در اول خلقت انسان خلق شد نميتواند بميرد و از بين نميرود ، و آن روح بايد به جسم فرستاده شود و جسم فاني مرده شود و اين يك قانون است ، پس شما مرده بوديد يعني جسم شما مرده بود و خداوند شما را زنده كرد ( و منظور از زنده كردن پس از مرگ هم مربوط به جسم است )

و ديگر بار بميراند ، توجه كنيد : يعني بعد از آنكه زنده شديد در جسم ، مرده بوديد و بعد خداوند شما را زنده ميكند در جسم پس از مرگ ، و ديگربار بميراند در جسم و مرده شدن ديگر بار محدود نيست و اشاره به ديگر بار يعني به تكرار بعد از زنده شدن بميراند

و باز زنده ميكند توجه كنيد اشاره به باز يعني به تكرار زنده ميكند پس از مرگ و محدوديت ندارد و كسي هم دليلي ندارد بگويد اين زنده شدن فقط مربوط به قيامت است

و عاقبت به سوي خداوند باز خواهيد گشت يعني بعد از مرگ جسم ، روح شما به سمت خداوند باز برميگردد و روح وقتي جسم نداشته باشد به خداوند باز خواهد گشت حال جسمش از بين رفته باشد يا قيامت شده باشد و جمع آوري اين توضيحات در كنار هم اين ميشود:

اول روح ما خلق شد و ديگر از بين نميرود ، بعد به جسم فرستاده شد و زنده شديم با آب نطفه ، حال اول آيه ( بعدش جسم ما مرده شد، و خداوند ما را زنده كرد با آب نطفه ، و به تكرار يعني ديگر بار بميراند جسم را ، و به تكرار يعني باز زنده كند جسم را تا وقتي كه قيامت شود      

و تمام مردن و زنده شدن مربوط به جسم است

اي مردم چگونه كافر ميشويد به خداوند بزرگ در حالي كه حق بيان شد و اگر خداوند ميخواستند بفرمايند كه انسان فقط يك بار به دنيا ميآيد در قرآن بيان ميفرمودند چون هر چيزي كه از اول تا آخر امتحان انسان به انسان مربوط ميشود كه بداند در قرآن مطرح شده است و در دو حالت بيان شده كه انسان پس از مرگ زنده نميشود يك حالت اينكه به دليل مخالفت بيش از حد با حق هالك شده باشد و حالت ديگر اينكه قيامت شود و دنيا و عالم غيب برچيده شود و امتحانات روحهاي بشر تمام شود و تا قبل از قيامت همه آفرينش طبيعي خداوند تكرار ميشود و اين حق است براي امتحان شدن

زنده ميشويم در همين جسم ( به دست آوردن سلامتي ، رشد كردن بدن ، بيدارشدن از بيهوشي يا خواب)

زنده ميشويم براي قيامت با سندهايي كه قرآن بيان ميفرمايند

زنده ميشويم قبل از قيامت باسندهايي كه در قرآن مطرح شده و در طبيعت هم به وجود آمدن بعد از ازبين رفتن و تكرار آن ديده ميشود مثل

باران ، شب و روز ، بيرون آمدن خورشيد و ماه و چرخش تكراري به دور هم و زمين ،به دنيا آمدن بچها و مردن انسانها، و تمام بازگشتها پس از ازبين رفتن

و كساني كه فقط يكبار زنده شدن را ايمان دارند ، خودشان هم آن را قبول ندارند و خودشان ايمانشان را نقص ميكنند و ميگويند رجعت وجود دارد

ولي رجعت بار علمي ندارد آنگونه كه آنها ميگويند و اگر قرار باشد كساني از خاك بيرون بيايند و زنده شوند اين فقط مربوط به قيامت است و اگر خداوند بخواهند كساني را زنده كنند توسط آب نطفه زنده ميكنند كه عالم غيب زير سوال نرود كه ميان انسانها به عدالت فرمان دهند كه روزي كه قيامت شد كسي نگويد اگر خداوندا من هم در جايي بودم كه ميديدم گذشتگان زنده شدند و كار ناتمام جسمي را تمام كردند در همان جسم من هم بدون شك ايمان ميآوردم

چرا خداوندا من زودتر از دنيا رفتم ، يا چرا ناتوان به دنيا آمدم اگر فقط يك جسم بايد ميداشتم

ولي خداوند بهترين خلق كنندگان و عادل ترين حكم كنندگان هستند و بدي و ناتواني و نقص از ايشان به دور است

و نقص در فهم انسان بي علم وجود دارد چرا كه وقتي به دنيا ميآييم هيچ چيز را درك نميكنيم

پناه به خداوند بزرگ  از شر وسوسهاي جاهلانه شياطين به ذهن انسان

من هر چه نوشتم از معني قرآن است و از شياطين بر نميآيد اشاره به تفكر در مورد حق و توانايي خداوند، قرآن

و شياطين انسان را به دنيا پرستي ميخوانند نه به از خود گذشتگي براي خداوند  

خداوندا ما را به راه حق استوار بگردان

 

خبر بعديلينك مستقيم مطلبخبر قبلي

 


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۳۱ شهريور ۱۳۹۳ ] [ ۱۱:۱۷:۴۹ ] [ yahdi ]

بازگشت به دنيا پس از مرگ ، تا قبل از قيامت توسط آب نطفه (معجزه) تناسل 4

بازگشت به دنيا پس از مرگ ، تا قبل از قيامت توسط آب نطفه (معجزه) تناسل 4


گروه: مقالات مدير سايت
تاريخ درج: 1393/3/27
نويسنده: يهدي مهاجر
تعداد بازديد: 1

 

بنام خداوند بخشاينده و مهربان

سوره البقره آيه (232): به اين سخن پند گيريد ، كه هر كس ايمان به خداوند بزرگ و روز باز پسين ، آورده اين دستور براي تزكيه و آرامش نفسهاي شما بهتر و نيكوتر است ، كه خداوند به مصلحت شما دانا هستند و شما خير و صلاح خود را نميدانيد

توجه كنيد: ايمان به روز باز پس اين، يعني ايمان به روزي كه پس از مرگ اين جسم زنده ميشويد چه در جسمهاي بعدي و چه براي قيامت كه اين براي آرامش شما بهتر است و ديگر اين افكارشما را آزار نميدهد كه بايد حتما از دنيا تا آخرين لحظه بهره ببريم و آدم كه دو بار به دنيا نمي آيد بايد منفعت پرستي كنم تا از دنيا بهرمند شوم يا چرا من زن به دنيا آمدم يا چرا معلولم چرا ناتوانم چرا فقيرم چرا اين بد بختيها سر من آمده است ، چرا عزيزانم را از دست دادم ، نكند جوان مرگ شوم ، نكند بميرم و با اين افكار خود را محدود كرده و هميشه در حال ترس و نا اميدي باشيم و از همه بد تر فقط به خودمان فكر كنيم و حق ديگران را فراموش كنيم

 

سوره البقره آيه (243): آيا نديديد آنهايي را كه از ترس مرگ ( فرار از جهاد) از ديار خود بيرون رفتند كه هزاران تن بودند ، خداوند فرمود بميريد (آنها از ترس مرگ فرار كردند ولي نهايت جسم ،مرگ است و اين قانون زندگي است) همه مردند پس زنده كرد آنها را زيرا خداوند را در حق بندگان فضل و كرم بسيار است ولي بيشتر مردم سپاسگذار حق تعالي نيستند ، و چه كسي خداوند را وام دهد تا خداوند به او به چندين برابر بيفزايد و خداوند است كه ميگيرد و ميدهد و به سوي ايشان همه باز ميگرديد

( همه مردند پس زنده كرد آنها را كه هزاران تن بودند ، يعني آنها از ترس مرگ از جهاد فرار كردند ولي جسمشان به صورت طبيعي خلاصه مرد وخداوند آن مردگان را پس از مرگ در دنيا و در جسم ديگر زنده كرد زيرا خداوند در حق بندگان بسيار مهربان است )

 و به اين دليل ميگويم در جسم بعدي در دنيا زنده كرد كه دراول بيان شده پس زنده كرد آنان را پس از آنكه مردند ، و اين اشاره به زنده كردن در گذشته دارد ، وقتي كه هنوز قيامت نشده بود

و در دوم اينكه در ادامه آيه بيان شده كه ، چه كسي خداوند را وام دهد   

(منظور جان خود را وام دهد ) تا خداوند به او به چندين برابر بيفزايد ( منظور اين است كه چه كسي در راه خداوند با جان خود جهاد ميكند كه خداوند به او كه در راه خداوند جانش را از دست داد به چندين برابر بيفزايد يعني باز پس از مرگ او را چندين بار زنده كند)

و خداوند است كه جان را ميگيرد و ميدهد و به سوي ايشان همه باز ميگرديم

و به سوي ايشان همه باز ميگرديم اشاره به اين دارد كه در مورد جان انسان كه روح پس از مرگ از آن خارج ميشود اشاره شده است و زنده شدن و مردن و باز زنده شدن مربوط به جسم است و اينكه چه كسي جان خود را در راه خداوند به ايشان وام دهد كه خداوند جانش را به چندين برابر به او بيفزايد و زنده اش كند در دنيا و ايشان است كه جان را ميگيرد و ميدهد پس سپاسگذار باشيد و از جهاد در راه خداوند فرار نكنيد از ترس مرگ

 

سوره الحجر آيه (25): در اين زمين زندگاني كنيد و در آن بميريد و هم از ان برانگيخته و زنده گرديد

مائيم كه خلايق را زنده ميكنيم و ميميرانيم و وارث همه كه فاني مي شوند ما هستيم و البته علم ما به همه ي گذشتگان و آيندگان شما احاطه ي كامل دارد

علم ما به همه گذشتگان و آيندگان شما احاطه كامل دارد منظور از گذشتگان و آيندگان هم اولين انساني است كه زنده شد تا آخرين انساني كه زنده شد

و هم گذشتگان و آيندگان شما، براي يك روح ، اولين جسمي كه خلق شد تا آخرين جسمي كه خلق شد

و مائيم كه خلايق را زنده ميكنيم و ميميرانيم ، و چون ميراندن مطرح شده است منظور جسم است و مائيم كه زنده ميكنيم ، در مورد زنده كردن جسم پس از مرگ هم هست و كسي نميتواند بگويد منظور زنده كردن پس از مرگ در دنيا نيست ، كه خداوند وارث همه كه فاني ميشوند هستند و تصميم با ايشان است ، البته در آيات گذشته به اهل ايمان ثابت شد كه ميفرستند حالا كه دليلي نداريم كه نميفرستند حالا كه در اول آيه اشاره شده است كه در اين زمين زندگاني كنيد و در آن بميريد و از آن زنده شويد ، مطرح شدن مائيم كه خلايق را زنده ميكنيم ، منظور زنده شدن در زمين هم هست

و هم از زمين برانگيخته شدن يعني از زمين زنده شدن يعني پس از مرگ در زمين زنده شدن. 

سوره النحل آيه (97): هركس از مرد و زن كار نيكي به شرط ايمان به خداوند به جاي آرد ما او را در زندگاني خوش و با سعادت زنده ميگردانيم و اجري بسيار بهتر از عمل نيكي كه كرده به او عطا ميكنيم

توجه كنيد در زندگي دنيا زنده شدن زندگاني نام دارد ، حال در زندگي دنيا ، زنده ميگردانند به دليل عمل نيك كه در جسم قبلي انجام داده بود

آقا ديگر روشن است در زندگاني دنيا ، زنده ميگردانند پس از آنكه در جسم قبلي عمل نيكي انجام دادند

يعني زنده شدن پس از مرگ در دنيا ، قبل از قيامت به شرط يك عمل نيك با ايمان به خداوند

 

سوره ص آيه (15) : كافراني كه به جز تكذيب فرستادگان خداوند فكر و عملي نداشتند اين كارشان باعث شد كه عذاب و عقاب (هلاك) ما برآنها حكم و واجب گرديد و جز يك صيحه (قيامت) انتظاري ندارند و ديگر هرگز به دنيا باز نميگردند

و كافران گفتند كه اي خدا، حساب نامه اعمال ما را تعجيل كن و پيش از روز حساب انداز( چون با هز بار به دنيا آمدن اعمالشان بدتر شد و طبق قانون طبيعت بدي، بدي مي آورد.

توجه كنيد : اشاره غير مستقيم است ، يعني كساني كه يك عمل نيك به شرط ايمان به خداوند دارند به دنيا پس از مرگ باز ميگردند

و كساني كه هلاك ميشوند ديگر هرگز به دنيا باز نميگردند

و در اين آيه اشاره نشده است كه كساني كه مرده اند ديگر به دنيا هرگز باز نميگردند و اين فقط مربوط به هلاك شدگان است كه باز زنده نميشوند در دنيا و تائيدي براي اهل ايمان است كه به دنيا برميگردند پس از مرگ.  

سوره الطارق آيه(12): انسان مغرور در بدو خلقت خود بنگرد كه از چه آفريده شده است از آب نطفه جهنده ، خلقت گرديده كه از ميان صلب پدر و سينه ي مادر بيرون آمده است

 البته خداوند به زنده كردنش دوباره پس از مرگ قادر است

روزي كه اسرار باطن و دروني شخص آشكار شود ديگر آن روز قوتي در خويش و ياوري به نجات خود نيابد

قسم به آسمان فرو ريزنده باران و قسم به زمين گياه روينده كه قرآن به حقيقت كلام جدا كننده ي حق از باطل است.

انسان اول زنده شدن خويش را بنگرد ، از آب به وجود آمده است همانند گياهان روينده كه پس از مرگ زنده ميشوند با آب باران

البته خداوند به زنده كردنش دوباره پس از مرگ قادر است با آب نطفه جهنده چون دنيا مثال زده شده و گياهان اين زنده شدن همانند گياهان در دنيا هم هست  ،و روزي كه بميرد يا قيامت شود ديگر توان اصلاح كردن خويش را ندارد و در جسم امتحان ميشود كه حق را قبول ميكند يا نه  و روزي كه اسرار درونش آشكار شد مشخص ميشود كه حق را از باطل تشخيص داده ولي از غرور تكذيب كرده است

و در آن روز تعداد زنده شدن در جسم و اعمال در هر جسم آشكار ميشود آيا حقيقتي روشنتر از قرآن هست كه قانون طبيعت را مشخص كند

سوره القيامه آيه (38): آيا آدمي پندارد كه او را بدون امتحان از تكليف و ثواب و عقاب گزارند ؟ آيا در اول قطره اي آب مني نبود و پس از نطفه خون بسته و آنگاه آفريده و آراسته گرديد پس آنگاه از دو صنف نر و ماده پديد آورد

آيا چنين خداوند با قدرت و حكمت باز نتواند پس از مرگش زنده گرداند

بله ، چنين خداوند با قدرت و حكمت ( حكمت يعني كه خداوند اشاره به موضوعي دارند كه بنا به حكمت توضيح دارد و آن هم زنده شدن پس از مرگ در دنيا و قيامت است) باز ميتواند پس از مرگ انسان او را زنده كند توسط آب نطفه كه در اول آيه اشاره شد و اشاره ديگر اينكه وقتي پدر و مادر وجود داشته باشند توسط آب نطفه خداوند ميتوانند بنا به حكمت باز پس از مرگ انسان را زنده كنند

آقا اشاره مستقيم است چرا قبول نكنيد نميشود ديگر قرآن با شما صحبت كند و از شما خواهش كند ايمان بياوريد ، عالم غيب زير سوال ميرود ديگر راهي نمي ماند كه اين موضوع بيان شود اين يك معجزه است كه بايد درك شود باعقل ، روشن تر از اين ديگر راهي نميماند 

 

سوره عبس آيه (40) : اي كشته باد انسان ، چرا تا اين حد كفر و عناد مي ورزد از چه چيز خلق شده است ، از آب نطفه خدايش خلق فرمود و سپس راه را براو آسان گرداند( حق و باطل را مشخص كند و از انسان بخواهد كه به كمال برسد) آنگاه او را بميراند و به خاك قبر سپرد( فقط يكبار به انسان اجازه زندگي دهد ) و سپس هر وقت كه بخواهد باز او را از قبر برانگيزد،

چنين نيست بشر كافر ( كه فقط انسان يك بار در دنيا زنده شود)

چنين نيست بشر كافر آنچه خداوند امر فرمود بياد نياورد ( خداوند وقتي انسانها را به دنيا ميفرستادند فرمودند از بهشت فرو آييد كه برخي با برخي ديگر مخالف و دشمنيد  و زمين جاي شماست در آن بميريد و از آن برانگيخته گرديد تا زماني مشخص ، يعني زنده شدن پس از مرگ همانند گياهان)

آدمي به قوت و غذاي خود به چشم خرد بنگرد كه ما آب باران را فرو ريختيم آنكاه خاك زمين بشكافتيم و حبوبات و باغ انگور و نباتاتي كه هر بار ببرندشان باز برويند و آنگاه كه آن صداي بلند به گوش همه خلق برسد( قيامت شود ،صداي صور به انسان مربوط ميشود نه گياهان ، گياهاني كه هر بار ببرندشان باز زنده شوند منظور انسان است كه هر بار كه بميرد باز زنده شود تا قيامت شود تا به كمال برسد و آن دسته بشر كافر بايد بدانند كه تا آن صداي بلند به گوش برسد منظور رعد و برق نيست 

 

 

 

سوره الحقاف آيه (33) : آيا كافران نديدند كه خدائيكه آسمانها و زمين را آفريد هيچ فرو نماند البته هم او قادر است كه مردگان را زنده كند ( توجه كنيد زنده كردن مردگان محدود بيان نشده است يعني هم در دنيا زنده ميشوند و هم در قيامت ) كه البته ايشان به هر چيز قادر و تواناست

 

 

سوره فصلت آيه (47) : و از جمله آيات قدرت الهي آن است كه زمين را بنگري مطيع كه چون ما به آن آب باران فرود آورديم گياه برآورد و اهتزاز و نشاط و خرمي يابد ( پس از مرگ در زمين زنده ميشوند گياهان توسط آب ) آري آنكس كه زمين را به باران زنده كند مردگان را هم او زنده ميگرداند ( توسط آب نطفه پس از مرگ انسان زنده ميشود ، و چون گياهان و زمين مثال قرار گرفت زنده شدن پس از مرگ در دنيا اشاره است) كه ايشان به همه چيز قادر هستند

 آنانكه از آيات ما سخت راه كفر و عناد پيمودند هرگز از نظر ما پنهان نيستند ( كافران گذشته هم كه يقين نكردند كارشان مخالفت با حق است ، آنها هم مثل تكذيب كنندگان امروز افكار زشتشان به نظرشان جلوه كرد)

و هيچ ميوه اي از غنچه خود بيرون نيايد و هيچ رحمي بار برندارد و نزايد مگر بعلم ازلي خداوند باشد(47)  (توجه كنيد ، شباهت بين گياه و انسان ، در چند آيه قبل تر بيان شد آري آنكس كه زمين را به باران زنده كند مردگان را هم او زنده ميگرداند و حال بيان شد هيچ رحمي بار برندارد و نزايد مگر بعلم خداوند ، مشخص است كه منظور از زنده كردن مردگان ، به دنيا آمدن بچها با آب نطفه است )

و شباهت بين انسان و گياه در زنده شدن پس از مرگ با آب است كه اينقدر قرآن اين مثال را ميزنند ، اين اشاره به تائيد است آري خداوند ميتوانند زنده كنند مردگان را از طريق آب نطفه و رحم مادر      

 

 

 

سوره المومن آيه (51): ما البته رسولان خود و اهل ايمان را

هم در دنيا ظفر و نصرت نعمت ميدهيم و هم در روز قيامت كه گواهان براي شهادت برخيزند به مقامات بهشتي پاداش ميدهيم

توجه كنيد: هم در دنيا ، فرضا رسول يا اهل ايمان در جهاد در راه خداوند زود از دنيا بروند و شهيد شوند ، ظفر و نصرت نعمت هم در دنيا، چگونه نصيب آنها ميشود ، اگر ديگر به دنيا نيايند پس نتيجه ميگيريم به دنيا مي آيند ،

 شهيدان زنده ابدي هستند و هرگز نميميرند ، چگونه نميميرند در حالي كه مرده اند ، پس نتيجه ميگيريم كه زنده ميشوند

 اين زنده كردنها آسانتر است با آب نطفه يا زنده كردن حضرت ابراهيم (ع) بعد از خواب طولاني يا اصحاب كهف

 در رجعت كه مخالفان خود قبول دارند زنده شدن پس از مرگ در دنيا را ، جسم مرده كه در خاك است و زنده شدنش در عصر ما با آگاهي مردم ،عالم غيب را زير سوال مي برد وقتي كه قرآن نازل شده است ، اين بهتر است كه مرده از خاك پا شود و خداوند ميان بندگان از اولين تا آخرين تفاوت قائل شده باشد يا با آب نطفه زنده كند

طبق سنت خداوند پيروزي هميشه با حق است

و خداوند ميفرمايند زنده ميشويم پس از مرگ با آب نطفه تا قبل از قيامت  

 

سوره الروم آيه (54): و خداوند بزرگ است آنكس كه شما را در اواخر ( وقتي كه جسم انسان فرسوده ميشود در اواخر زندگي از بين ميرود)

از جسم ضعيف بيافريد(از آب نطفه بيافريد)   

آنگاه پس از ضعف و ناتواني توانا كرد ( بدن نوزاد رشد ميكند و جوان ميشود)

و باز از توانايي به ضعف و سستي و پيري برگردانيد

كه پروردگار هرچه بخواهند خلق ميكنند زيرا خداوند بزرگ به همه ي امور عالم دانا و به هرچه خواهند توانا هستند

و روزي كه ساعت قيامت به پا شود ، بدكاران قسم ياد كنند كه ساعتي بيش درنگ نكردند

و آنانكه به مقام علم و ايمان رسيده اند به آن فرقه بدكار گويند

شما تا روز قيامت كه همين امروز است در عالم (در زمين پس از مرگ) به علم خداوند مهلت يافتيد (زنده شديد پس از مرگ در دنيا) ولي از ناداني به آن آگاه نبوديد  

اين اشاره مستقيم است اگر ميخواهيد آگاه شويد بعد از قيامت مهلتي داده نميشود و مهلت همان در اواخر جسم ضعيف ، آفريده شدن و به دنيا آمدن است ، زنده شدن پس از مرگ در دنيا است .

 

سوره الروم آيه (50) : پس ديده باز كن و آثار رحمت بي انتهاي الهي را مشاهده كن كه چگونه زمين را پس از مرگ و دست بر خزان باز زنده ميگرداند تا قبل از قيامت ، محققا همان خداست كه مردگان را پس از مرگ باز زنده ميكنند در دنيا همانند زمين زنده شدن پس از مرگ تاقبل از قيامت اشاره است و اينكه مردگان را پس از مرگ باز زنده ميكنند محدود نيست فقط به قيامت

و قرآن هرچقدر هم كه توضيح واضح دهند بي ايمانان ميگويند كسي كه زنده شدن در دنيا را بيان ميكند خلق را به بيراحه ميكشد ولي بيراحه متروك ماندن قرآن است كه عمل نميشود نه اشاره به قدرت قرآن

 

سوره الروم آيه (40): و خداوند بزرگ است آن كسيكه شما را زنده كرده اند ، سپس بميراند وباز زنده گردانند (در دنيا و قيامت) آيا آنانكه شريك خداوند ميدانيد (دردنيا) از اين كارها توانند كرد (كه با آب موجودات را خلق كنند)

 

سوره الروم آيه (19): زنده را از مرده (كسي را كه مرده بود كه قبل از آنكه بميرد زنده بود را ميراند و باز زنده ميكند در دنيا و قيامت)

زنده را از مرده و مرده را از زنده (و كساني كه زنده ميشوند باز مرده ميشوند)

و زمين را پس از فصل خزان و مرگ گياهان باز زنده گرداند و همينگونه انسانها را هم از خاك بيرون آرند ( توجه كنيد زمين پس از مرگ گياهان با آب زنده ميشود و گياهان پس از مرگ با آب زنده ميشوند و همينگونه انسانها را هم از خاك بيرون ميآوريم يعني همينگونه انسانها را هم پس از مرگ زنده ميكنيم با آب ، در دنيا كه گياهان هم در آن زنده ميشوند پس از مرگ

و مرده را زنده ميكند با اين اشاره يعني مرده را با آب نطفه هم زنده ميكند و اين به هيچ عنوان مخالفت ندارد مگر براي انسان جاهلي كه خود را خدا ميداند و براي آفرينش و پرورش تصميم ميگيرد

بايد بدانيم اول و آخر خداوند است كه تصميم ميگيرند

و (در ادامه آيه ) يكي از آيات خداوند اين است شما آدميان را از خاك بيرون آرند ، و يكي از آيات خداوند اين است شما آدميان را از خاك خلق كرد ( همه ما بارها در قرآن اشاره شده است كه از خاك هستيم يعني جسم ما كه ميميرد تبديل به خاك ميشود و بعد جسم جديد از آب نطفه به وجود ميآيد و روحي كه جسمش تبديل به خاك شد باز ، از خاك زنده شد ، پدر و مادر تبديل به خاك ميشوند بچه بعد از مرگ تبديل به خاك ميشود و در اين صورت انسان از خاك خلق ميشود كه،پس از مرگ زنده شود در جسم ديگري ، همانند اولين آدمي كه خلق شد از خاك

و يكي از آيات خداوند اين است كه شما آدميان را از خاك بيرون آرند

و يكي از آيات خداوند اين است كه شما آدميان را از خاك خلق كرد

سپس كه بشري شديد در همه روي زمين منتشر گردانيد (يعني زنده شدن پس از مرگ ادامه دارد)

و باز يكي از آيات الهي آن است كه براي شما از جنس خودتان جفتي بيافريد كه در كنار همسر آرامش يافته و با هم انس گيريد و ميان شما عشق و مهرباني برقرار فرمود (براي اينكه با استفاده از آب نطفه از پدر زنده شود انسان را و زندگي كند پس از مرگ در دنيا و پدر و مادر را در همه جاي دنيا منتشر فرمود

همانا در اين آيات نيز براي مردم با فكر و جوياي ادله ي علم و حكمت حق آشكار است (زنده شدن پس از مرگ در دنيا)

و يكي ديگر از آيات قدرت الهي اختلافات زبانها و رنگها (و زمان به دنيا آمدن و جاي به دنيا آمدن) شما آدميان است كه در اين آيات نيز ادله ي صنع و حكمت حق ، براي دانشمندان عالم آشكار است (كه انسانها در شرايط مختلف به دنيا ميآيند و در همه حالت امتحان ميشوند كه حق را قبول و عمل ميكنند يا نه )

و يكي ديگر از آيات حق همين است كه شما در شب و روز به خواب ميرويد در اين امر هم ادله ي قدرت بي انتهاي خداوند براي مردميكه سخن حق بشنوند پديدار است ( شب و روز به وجود آمدنشان پس از از بين رفتن، تكرار ميشود تا قيامت شود ، و خوابيدن براي انسان مرگ است در دنيا و بيدار شدن از خواب زنده شدن انسان پس از مرگ در دنيا) 

 و خداوند بزرگ است كه خلق را نخست از عدم پديد آورد و باز به مرگ بازگرداند و همه روحها رجوع به حضرت خداوند خواهند كرد

 و روزيكه ساعت قيامت بر پا شود ، آن روز منكران حق شرمنده و اندوهگين شوند (11)

 

سوره القصص آيه (44): رسول ما ، تو آن هنگام كه ما به موسي مقام نبوت و فرمان الهي عطا كرديم ، به جانب غربي كوه طور اصلا نبودي وليكن ما لايقان را به رسالت ميفرستيم (45) و ما امم و قبايلي را بيافريديم كه عمر دراز يافتند و در طور نبودي و از اين لحاظ به مقتضيات ، لطف خداوند به شما بود و براي اين كه قومي را كه به آنان پيامبري پيش از تو نيآمده بود از خداوند بترساني ( يعني در جاي ديگري بودي، و قرآن فقط براي حضرت محمد(ص) نازل نشد بلكه هر آيه اي براي امروز قابل استفاده است و خداوند در اين آيات اشاره ميكنند به زنده بودن حضرت محمد (ص) در طول تاريخ )

از خداوند بتر ساني و هدايت كني تا باشد كه متذكر شوند و راه هدايت پيش گيرند تا نگويند پروردگارا چرا براي ما رسول نفرستادي تا آيات حق تو را پيروي كنيم تا در بلا و عذاب به موجب كردار خودمان نيفتيم

 

سوره الشعراء آيه (102): از قوم ابراهيم (ع) كه در دوزخ به مجادله و خصومت به يكديگر گفتند ( توجه كنيد آنجا جايي است كه وقتي جسمها ميميرند تا قبل از قيامت ، روحها به آنجا ميروند و اعمال آنها سنجيده ميشود و آنها منتظر فرمان خداوند هستند و از آنجا به دنيا فرستاده ميشوند )

به يكديگر گفتند به خداوند قسم كه ما در جهل و گمراهي آشكاري بوديم (97) و ما را گمراه نكرد جز قوم تبه كار و بد انديش و دروغگو (99) كه اين روز سخت نه شفيعي داريم و نه يك دوستي كه از ما همايت كند(101) اي كاش كه بار ديگر به دنيا باز مي گشتيم تا ايمان مي آورديم(102)

همانا در اين موضوع آيت و عبرت است ولي اكثر مردم باز ايمان نمي آورند (103) همانا خداوند تو بسيار خداوند مقتدر و مهرباني است ( توجه كنيد : بعد رسالت حضرت ابراهيم (ع) ديگر قومي هلاك نشدند مگر تعدادي به خواسته خداوند و خداوند مقتدر و مهربان از هر دوستي كه در مشكلات همايت كند بهتر هستند و چون آن قوم يا مردم از روي جهل و بي اطلاعي از حق، آن را تكذيب ميكنند به آنها فرصت ميدهند كه بار ديگر به دنيا باز گردند تا ايمان بياورند تا قبل از قيامت و آن مردمي كه بد عمل شدند جواب بدي جز بدي نيست

و همانا در اين آيت و عبرت است يعني همه انسانها پس از مرگ دوست دارند كه به دنيا بازگردند تا ايمان بيشتري به خداوند بياورند و جايگاه روح آنها به خداوند نزديكتر باشد ولي وقتي به دنيا ميآيند چيزي را درك نميكنند و فقط حق و باطل را خداوند مشخص كرده اند كه انسان بايد انتخواب كند كه خوب باشد يا بد و هلاك شدگان به دليل خرابي اعمال ديگر اجازه نميخواهند

و همانا در اين آيت و عبرت است يعني حقي وجود دارد آنهم اجازه دادن خداوند مهربان است به كساني كه پس از مرگ ميگويند

اي كاش كه بار ديگر به دنيا باز ميگشتيم تا ايمان بياوريم و اين بازگشت با آب نطفه تا قيامت ادامه دارد

 

سوره الفرقان آيه (54): و اوست خدائيكه از آب بشر را زنده كرد و بين آنها خويشي و هم بستگي و ازدواج قرار دادند و خداي تو به هر چيز قادر است (قادر به زنده كردن با آب نطفه پس از مرگ با رابطه بين زن و مرد)

 

سوره المومنون آيه (79): و اوست خدائيكه شما را از خاك پديد آورد و باز رجوع و حشر( روح) شما به سوي خداست ( و جسم انسان به خاك و از خاك باز زنده ميشويم وقتي روح ما در حدود چهار ماهگي به مادر در دنيا فرستاده شود)

و اوست خدائيكه خلق را زنده گرداند و بميراند و اختلاف و حركت شب و روز به امر ايشان است ( كه تكرار ميشود) آيا شما عقل خود را به كار نميبنديد (تا متوجه اين حقيقت شويد)(80) اين مردم كافر هم همان سخن كافران پيشين را گفتند (81) گفتند از كجا معلوم كه ما مرديم و استخوانهاي ما پوسيده و خاك شد باز زنده شويم (82)

توجه كنيد كافران قبلي زنده شدن براي قيامت را قبول نداشتند و كافران عصر ما كه دنيا پرستان هستند و حق پرست نيستند زنده شدن پس از مرگ قبل از قيامت را قبول ندارند با اينكه اينهمه آيه وجود دارد و كل قرآن اين موضوع را توضيح ميدهند

ودر اين آيه بيان شده :كه كافران ميگويند از كجا معلوم كه ما مرديم و استخوانهاي ما پوسيده و خاك شد باز زنده شويم (82)

 اشاره به اين دارد كه اهل ايمان زنده شدن پس از مرگ را قبول دارند

و زنده شدن پس از مرگ به اين صورت است كه در همين سوره از آيه (12تا14) مطرح شده است توجه كنيد اشاره مستقيم است

همانا آدمي را از گل خالص آفريديم(12) سپس او را نطفه گردانيده و در جائي استوار قرار داديم(13) و پس از آن (يعني زماني كه مرد و تبديل به خاك شد) خلقي ديگر پرورش نموديم (با همان روح، و اگر با روحي ديگر خلقي پرورش مينمودند نميفرمودند خلقي ديگر پرورش نموديم پس با همان روح خلقي ديگر پرورش نمودند در جسم ديگري مخصوصا وقتي در ادامه آيه ميفرمايند

آفرين به قدرت كامل خداوند ، بهترين آفرينندگان ، باز شما خواهيد مرد (14) يعني بايد زنده شويد تا بميريد روح كه نميميرد يعني بايد شما پس از مرگ زنده شويد در جسم تا باز بميريد)

و روز قيامت به يقين تمام شما بازخواست خواهيد شد

يعني براي روز قيامت هم تمام انسانها پس از مرگ زنده ميشوند

و اين نوع زنده شدن پس از مرگ را اهل ايمان قبول دارند

توجه كنيد اين يك موضوع جديد است كه از قرآن پس از اين همه سال بيان ميشود به همين دليل است كه قرآن بزرگ ترين معجزه از طرف خداوند است براي هدايت بشر و بسياري از مسايل هنوز در قرآن كشف نشده است و تمام اهل كتاب اين را قبول دارند

حدود دويست سال پيش متوجه شدند كه خداوند فرمود در قرآن كه ما حتي سر انگشتان شما را هم قادريم پس از مرگ باز درست كنيم براي قيامت و حدود دويست سال پيش متوجه شدند اشاره به سر انگشتان ، كه در هزار و چند صد سال پيش مطرح شده همين اثر انگشت امروز است كه هر اثر انگشت فقط براي شخص مشخصي است .

 


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۳۱ شهريور ۱۳۹۳ ] [ ۱۱:۱۷:۱۰ ] [ yahdi ]

بازگشت به دنيا پس از مرگ ، تا قبل از قيامت توسط آب نطفه (معجزه) تناسل 4

بازگشت به دنيا پس از مرگ ، تا قبل از قيامت توسط آب نطفه (معجزه) تناسل 4


گروه: مقالات مدير سايت
تاريخ درج: 1393/3/27
نويسنده: يهدي مهاجر
تعداد بازديد: 1

 

بنام خداوند بخشاينده و مهربان

سوره البقره آيه (232): به اين سخن پند گيريد ، كه هر كس ايمان به خداوند بزرگ و روز باز پسين ، آورده اين دستور براي تزكيه و آرامش نفسهاي شما بهتر و نيكوتر است ، كه خداوند به مصلحت شما دانا هستند و شما خير و صلاح خود را نميدانيد

توجه كنيد: ايمان به روز باز پس اين، يعني ايمان به روزي كه پس از مرگ اين جسم زنده ميشويد چه در جسمهاي بعدي و چه براي قيامت كه اين براي آرامش شما بهتر است و ديگر اين افكارشما را آزار نميدهد كه بايد حتما از دنيا تا آخرين لحظه بهره ببريم و آدم كه دو بار به دنيا نمي آيد بايد منفعت پرستي كنم تا از دنيا بهرمند شوم يا چرا من زن به دنيا آمدم يا چرا معلولم چرا ناتوانم چرا فقيرم چرا اين بد بختيها سر من آمده است ، چرا عزيزانم را از دست دادم ، نكند جوان مرگ شوم ، نكند بميرم و با اين افكار خود را محدود كرده و هميشه در حال ترس و نا اميدي باشيم و از همه بد تر فقط به خودمان فكر كنيم و حق ديگران را فراموش كنيم

 

سوره البقره آيه (243): آيا نديديد آنهايي را كه از ترس مرگ ( فرار از جهاد) از ديار خود بيرون رفتند كه هزاران تن بودند ، خداوند فرمود بميريد (آنها از ترس مرگ فرار كردند ولي نهايت جسم ،مرگ است و اين قانون زندگي است) همه مردند پس زنده كرد آنها را زيرا خداوند را در حق بندگان فضل و كرم بسيار است ولي بيشتر مردم سپاسگذار حق تعالي نيستند ، و چه كسي خداوند را وام دهد تا خداوند به او به چندين برابر بيفزايد و خداوند است كه ميگيرد و ميدهد و به سوي ايشان همه باز ميگرديد

( همه مردند پس زنده كرد آنها را كه هزاران تن بودند ، يعني آنها از ترس مرگ از جهاد فرار كردند ولي جسمشان به صورت طبيعي خلاصه مرد وخداوند آن مردگان را پس از مرگ در دنيا و در جسم ديگر زنده كرد زيرا خداوند در حق بندگان بسيار مهربان است )

 و به اين دليل ميگويم در جسم بعدي در دنيا زنده كرد كه دراول بيان شده پس زنده كرد آنان را پس از آنكه مردند ، و اين اشاره به زنده كردن در گذشته دارد ، وقتي كه هنوز قيامت نشده بود

و در دوم اينكه در ادامه آيه بيان شده كه ، چه كسي خداوند را وام دهد   

(منظور جان خود را وام دهد ) تا خداوند به او به چندين برابر بيفزايد ( منظور اين است كه چه كسي در راه خداوند با جان خود جهاد ميكند كه خداوند به او كه در راه خداوند جانش را از دست داد به چندين برابر بيفزايد يعني باز پس از مرگ او را چندين بار زنده كند)

و خداوند است كه جان را ميگيرد و ميدهد و به سوي ايشان همه باز ميگرديم

و به سوي ايشان همه باز ميگرديم اشاره به اين دارد كه در مورد جان انسان كه روح پس از مرگ از آن خارج ميشود اشاره شده است و زنده شدن و مردن و باز زنده شدن مربوط به جسم است و اينكه چه كسي جان خود را در راه خداوند به ايشان وام دهد كه خداوند جانش را به چندين برابر به او بيفزايد و زنده اش كند در دنيا و ايشان است كه جان را ميگيرد و ميدهد پس سپاسگذار باشيد و از جهاد در راه خداوند فرار نكنيد از ترس مرگ

 

سوره الحجر آيه (25): در اين زمين زندگاني كنيد و در آن بميريد و هم از ان برانگيخته و زنده گرديد

مائيم كه خلايق را زنده ميكنيم و ميميرانيم و وارث همه كه فاني مي شوند ما هستيم و البته علم ما به همه ي گذشتگان و آيندگان شما احاطه ي كامل دارد

علم ما به همه گذشتگان و آيندگان شما احاطه كامل دارد منظور از گذشتگان و آيندگان هم اولين انساني است كه زنده شد تا آخرين انساني كه زنده شد

و هم گذشتگان و آيندگان شما، براي يك روح ، اولين جسمي كه خلق شد تا آخرين جسمي كه خلق شد

و مائيم كه خلايق را زنده ميكنيم و ميميرانيم ، و چون ميراندن مطرح شده است منظور جسم است و مائيم كه زنده ميكنيم ، در مورد زنده كردن جسم پس از مرگ هم هست و كسي نميتواند بگويد منظور زنده كردن پس از مرگ در دنيا نيست ، كه خداوند وارث همه كه فاني ميشوند هستند و تصميم با ايشان است ، البته در آيات گذشته به اهل ايمان ثابت شد كه ميفرستند حالا كه دليلي نداريم كه نميفرستند حالا كه در اول آيه اشاره شده است كه در اين زمين زندگاني كنيد و در آن بميريد و از آن زنده شويد ، مطرح شدن مائيم كه خلايق را زنده ميكنيم ، منظور زنده شدن در زمين هم هست

و هم از زمين برانگيخته شدن يعني از زمين زنده شدن يعني پس از مرگ در زمين زنده شدن. 

سوره النحل آيه (97): هركس از مرد و زن كار نيكي به شرط ايمان به خداوند به جاي آرد ما او را در زندگاني خوش و با سعادت زنده ميگردانيم و اجري بسيار بهتر از عمل نيكي كه كرده به او عطا ميكنيم

توجه كنيد در زندگي دنيا زنده شدن زندگاني نام دارد ، حال در زندگي دنيا ، زنده ميگردانند به دليل عمل نيك كه در جسم قبلي انجام داده بود

آقا ديگر روشن است در زندگاني دنيا ، زنده ميگردانند پس از آنكه در جسم قبلي عمل نيكي انجام دادند

يعني زنده شدن پس از مرگ در دنيا ، قبل از قيامت به شرط يك عمل نيك با ايمان به خداوند

 

سوره ص آيه (15) : كافراني كه به جز تكذيب فرستادگان خداوند فكر و عملي نداشتند اين كارشان باعث شد كه عذاب و عقاب (هلاك) ما برآنها حكم و واجب گرديد و جز يك صيحه (قيامت) انتظاري ندارند و ديگر هرگز به دنيا باز نميگردند

و كافران گفتند كه اي خدا، حساب نامه اعمال ما را تعجيل كن و پيش از روز حساب انداز( چون با هز بار به دنيا آمدن اعمالشان بدتر شد و طبق قانون طبيعت بدي، بدي مي آورد.

توجه كنيد : اشاره غير مستقيم است ، يعني كساني كه يك عمل نيك به شرط ايمان به خداوند دارند به دنيا پس از مرگ باز ميگردند

و كساني كه هلاك ميشوند ديگر هرگز به دنيا باز نميگردند

و در اين آيه اشاره نشده است كه كساني كه مرده اند ديگر به دنيا هرگز باز نميگردند و اين فقط مربوط به هلاك شدگان است كه باز زنده نميشوند در دنيا و تائيدي براي اهل ايمان است كه به دنيا برميگردند پس از مرگ.  

سوره الطارق آيه(12): انسان مغرور در بدو خلقت خود بنگرد كه از چه آفريده شده است از آب نطفه جهنده ، خلقت گرديده كه از ميان صلب پدر و سينه ي مادر بيرون آمده است

 البته خداوند به زنده كردنش دوباره پس از مرگ قادر است

روزي كه اسرار باطن و دروني شخص آشكار شود ديگر آن روز قوتي در خويش و ياوري به نجات خود نيابد

قسم به آسمان فرو ريزنده باران و قسم به زمين گياه روينده كه قرآن به حقيقت كلام جدا كننده ي حق از باطل است.

انسان اول زنده شدن خويش را بنگرد ، از آب به وجود آمده است همانند گياهان روينده كه پس از مرگ زنده ميشوند با آب باران

البته خداوند به زنده كردنش دوباره پس از مرگ قادر است با آب نطفه جهنده چون دنيا مثال زده شده و گياهان اين زنده شدن همانند گياهان در دنيا هم هست  ،و روزي كه بميرد يا قيامت شود ديگر توان اصلاح كردن خويش را ندارد و در جسم امتحان ميشود كه حق را قبول ميكند يا نه  و روزي كه اسرار درونش آشكار شد مشخص ميشود كه حق را از باطل تشخيص داده ولي از غرور تكذيب كرده است

و در آن روز تعداد زنده شدن در جسم و اعمال در هر جسم آشكار ميشود آيا حقيقتي روشنتر از قرآن هست كه قانون طبيعت را مشخص كند

سوره القيامه آيه (38): آيا آدمي پندارد كه او را بدون امتحان از تكليف و ثواب و عقاب گزارند ؟ آيا در اول قطره اي آب مني نبود و پس از نطفه خون بسته و آنگاه آفريده و آراسته گرديد پس آنگاه از دو صنف نر و ماده پديد آورد

آيا چنين خداوند با قدرت و حكمت باز نتواند پس از مرگش زنده گرداند

بله ، چنين خداوند با قدرت و حكمت ( حكمت يعني كه خداوند اشاره به موضوعي دارند كه بنا به حكمت توضيح دارد و آن هم زنده شدن پس از مرگ در دنيا و قيامت است) باز ميتواند پس از مرگ انسان او را زنده كند توسط آب نطفه كه در اول آيه اشاره شد و اشاره ديگر اينكه وقتي پدر و مادر وجود داشته باشند توسط آب نطفه خداوند ميتوانند بنا به حكمت باز پس از مرگ انسان را زنده كنند

آقا اشاره مستقيم است چرا قبول نكنيد نميشود ديگر قرآن با شما صحبت كند و از شما خواهش كند ايمان بياوريد ، عالم غيب زير سوال ميرود ديگر راهي نمي ماند كه اين موضوع بيان شود اين يك معجزه است كه بايد درك شود باعقل ، روشن تر از اين ديگر راهي نميماند 

 

سوره عبس آيه (40) : اي كشته باد انسان ، چرا تا اين حد كفر و عناد مي ورزد از چه چيز خلق شده است ، از آب نطفه خدايش خلق فرمود و سپس راه را براو آسان گرداند( حق و باطل را مشخص كند و از انسان بخواهد كه به كمال برسد) آنگاه او را بميراند و به خاك قبر سپرد( فقط يكبار به انسان اجازه زندگي دهد ) و سپس هر وقت كه بخواهد باز او را از قبر برانگيزد،

چنين نيست بشر كافر ( كه فقط انسان يك بار در دنيا زنده شود)

چنين نيست بشر كافر آنچه خداوند امر فرمود بياد نياورد ( خداوند وقتي انسانها را به دنيا ميفرستادند فرمودند از بهشت فرو آييد كه برخي با برخي ديگر مخالف و دشمنيد  و زمين جاي شماست در آن بميريد و از آن برانگيخته گرديد تا زماني مشخص ، يعني زنده شدن پس از مرگ همانند گياهان)

آدمي به قوت و غذاي خود به چشم خرد بنگرد كه ما آب باران را فرو ريختيم آنكاه خاك زمين بشكافتيم و حبوبات و باغ انگور و نباتاتي كه هر بار ببرندشان باز برويند و آنگاه كه آن صداي بلند به گوش همه خلق برسد( قيامت شود ،صداي صور به انسان مربوط ميشود نه گياهان ، گياهاني كه هر بار ببرندشان باز زنده شوند منظور انسان است كه هر بار كه بميرد باز زنده شود تا قيامت شود تا به كمال برسد و آن دسته بشر كافر بايد بدانند كه تا آن صداي بلند به گوش برسد منظور رعد و برق نيست 

 

 

 

سوره الحقاف آيه (33) : آيا كافران نديدند كه خدائيكه آسمانها و زمين را آفريد هيچ فرو نماند البته هم او قادر است كه مردگان را زنده كند ( توجه كنيد زنده كردن مردگان محدود بيان نشده است يعني هم در دنيا زنده ميشوند و هم در قيامت ) كه البته ايشان به هر چيز قادر و تواناست

 

 

سوره فصلت آيه (47) : و از جمله آيات قدرت الهي آن است كه زمين را بنگري مطيع كه چون ما به آن آب باران فرود آورديم گياه برآورد و اهتزاز و نشاط و خرمي يابد ( پس از مرگ در زمين زنده ميشوند گياهان توسط آب ) آري آنكس كه زمين را به باران زنده كند مردگان را هم او زنده ميگرداند ( توسط آب نطفه پس از مرگ انسان زنده ميشود ، و چون گياهان و زمين مثال قرار گرفت زنده شدن پس از مرگ در دنيا اشاره است) كه ايشان به همه چيز قادر هستند

 آنانكه از آيات ما سخت راه كفر و عناد پيمودند هرگز از نظر ما پنهان نيستند ( كافران گذشته هم كه يقين نكردند كارشان مخالفت با حق است ، آنها هم مثل تكذيب كنندگان امروز افكار زشتشان به نظرشان جلوه كرد)

و هيچ ميوه اي از غنچه خود بيرون نيايد و هيچ رحمي بار برندارد و نزايد مگر بعلم ازلي خداوند باشد(47)  (توجه كنيد ، شباهت بين گياه و انسان ، در چند آيه قبل تر بيان شد آري آنكس كه زمين را به باران زنده كند مردگان را هم او زنده ميگرداند و حال بيان شد هيچ رحمي بار برندارد و نزايد مگر بعلم خداوند ، مشخص است كه منظور از زنده كردن مردگان ، به دنيا آمدن بچها با آب نطفه است )

و شباهت بين انسان و گياه در زنده شدن پس از مرگ با آب است كه اينقدر قرآن اين مثال را ميزنند ، اين اشاره به تائيد است آري خداوند ميتوانند زنده كنند مردگان را از طريق آب نطفه و رحم مادر      

 

 

 

سوره المومن آيه (51): ما البته رسولان خود و اهل ايمان را

هم در دنيا ظفر و نصرت نعمت ميدهيم و هم در روز قيامت كه گواهان براي شهادت برخيزند به مقامات بهشتي پاداش ميدهيم

توجه كنيد: هم در دنيا ، فرضا رسول يا اهل ايمان در جهاد در راه خداوند زود از دنيا بروند و شهيد شوند ، ظفر و نصرت نعمت هم در دنيا، چگونه نصيب آنها ميشود ، اگر ديگر به دنيا نيايند پس نتيجه ميگيريم به دنيا مي آيند ،

 شهيدان زنده ابدي هستند و هرگز نميميرند ، چگونه نميميرند در حالي كه مرده اند ، پس نتيجه ميگيريم كه زنده ميشوند

 اين زنده كردنها آسانتر است با آب نطفه يا زنده كردن حضرت ابراهيم (ع) بعد از خواب طولاني يا اصحاب كهف

 در رجعت كه مخالفان خود قبول دارند زنده شدن پس از مرگ در دنيا را ، جسم مرده كه در خاك است و زنده شدنش در عصر ما با آگاهي مردم ،عالم غيب را زير سوال مي برد وقتي كه قرآن نازل شده است ، اين بهتر است كه مرده از خاك پا شود و خداوند ميان بندگان از اولين تا آخرين تفاوت قائل شده باشد يا با آب نطفه زنده كند

طبق سنت خداوند پيروزي هميشه با حق است

و خداوند ميفرمايند زنده ميشويم پس از مرگ با آب نطفه تا قبل از قيامت  

 

سوره الروم آيه (54): و خداوند بزرگ است آنكس كه شما را در اواخر ( وقتي كه جسم انسان فرسوده ميشود در اواخر زندگي از بين ميرود)

از جسم ضعيف بيافريد(از آب نطفه بيافريد)   

آنگاه پس از ضعف و ناتواني توانا كرد ( بدن نوزاد رشد ميكند و جوان ميشود)

و باز از توانايي به ضعف و سستي و پيري برگردانيد

كه پروردگار هرچه بخواهند خلق ميكنند زيرا خداوند بزرگ به همه ي امور عالم دانا و به هرچه خواهند توانا هستند

و روزي كه ساعت قيامت به پا شود ، بدكاران قسم ياد كنند كه ساعتي بيش درنگ نكردند

و آنانكه به مقام علم و ايمان رسيده اند به آن فرقه بدكار گويند

شما تا روز قيامت كه همين امروز است در عالم (در زمين پس از مرگ) به علم خداوند مهلت يافتيد (زنده شديد پس از مرگ در دنيا) ولي از ناداني به آن آگاه نبوديد  

اين اشاره مستقيم است اگر ميخواهيد آگاه شويد بعد از قيامت مهلتي داده نميشود و مهلت همان در اواخر جسم ضعيف ، آفريده شدن و به دنيا آمدن است ، زنده شدن پس از مرگ در دنيا است .

 

سوره الروم آيه (50) : پس ديده باز كن و آثار رحمت بي انتهاي الهي را مشاهده كن كه چگونه زمين را پس از مرگ و دست بر خزان باز زنده ميگرداند تا قبل از قيامت ، محققا همان خداست كه مردگان را پس از مرگ باز زنده ميكنند در دنيا همانند زمين زنده شدن پس از مرگ تاقبل از قيامت اشاره است و اينكه مردگان را پس از مرگ باز زنده ميكنند محدود نيست فقط به قيامت

و قرآن هرچقدر هم كه توضيح واضح دهند بي ايمانان ميگويند كسي كه زنده شدن در دنيا را بيان ميكند خلق را به بيراحه ميكشد ولي بيراحه متروك ماندن قرآن است كه عمل نميشود نه اشاره به قدرت قرآن

 

سوره الروم آيه (40): و خداوند بزرگ است آن كسيكه شما را زنده كرده اند ، سپس بميراند وباز زنده گردانند (در دنيا و قيامت) آيا آنانكه شريك خداوند ميدانيد (دردنيا) از اين كارها توانند كرد (كه با آب موجودات را خلق كنند)

 

سوره الروم آيه (19): زنده را از مرده (كسي را كه مرده بود كه قبل از آنكه بميرد زنده بود را ميراند و باز زنده ميكند در دنيا و قيامت)

زنده را از مرده و مرده را از زنده (و كساني كه زنده ميشوند باز مرده ميشوند)

و زمين را پس از فصل خزان و مرگ گياهان باز زنده گرداند و همينگونه انسانها را هم از خاك بيرون آرند ( توجه كنيد زمين پس از مرگ گياهان با آب زنده ميشود و گياهان پس از مرگ با آب زنده ميشوند و همينگونه انسانها را هم از خاك بيرون ميآوريم يعني همينگونه انسانها را هم پس از مرگ زنده ميكنيم با آب ، در دنيا كه گياهان هم در آن زنده ميشوند پس از مرگ

و مرده را زنده ميكند با اين اشاره يعني مرده را با آب نطفه هم زنده ميكند و اين به هيچ عنوان مخالفت ندارد مگر براي انسان جاهلي كه خود را خدا ميداند و براي آفرينش و پرورش تصميم ميگيرد

بايد بدانيم اول و آخر خداوند است كه تصميم ميگيرند

و (در ادامه آيه ) يكي از آيات خداوند اين است شما آدميان را از خاك بيرون آرند ، و يكي از آيات خداوند اين است شما آدميان را از خاك خلق كرد ( همه ما بارها در قرآن اشاره شده است كه از خاك هستيم يعني جسم ما كه ميميرد تبديل به خاك ميشود و بعد جسم جديد از آب نطفه به وجود ميآيد و روحي كه جسمش تبديل به خاك شد باز ، از خاك زنده شد ، پدر و مادر تبديل به خاك ميشوند بچه بعد از مرگ تبديل به خاك ميشود و در اين صورت انسان از خاك خلق ميشود كه،پس از مرگ زنده شود در جسم ديگري ، همانند اولين آدمي كه خلق شد از خاك

و يكي از آيات خداوند اين است كه شما آدميان را از خاك بيرون آرند

و يكي از آيات خداوند اين است كه شما آدميان را از خاك خلق كرد

سپس كه بشري شديد در همه روي زمين منتشر گردانيد (يعني زنده شدن پس از مرگ ادامه دارد)

و باز يكي از آيات الهي آن است كه براي شما از جنس خودتان جفتي بيافريد كه در كنار همسر آرامش يافته و با هم انس گيريد و ميان شما عشق و مهرباني برقرار فرمود (براي اينكه با استفاده از آب نطفه از پدر زنده شود انسان را و زندگي كند پس از مرگ در دنيا و پدر و مادر را در همه جاي دنيا منتشر فرمود

همانا در اين آيات نيز براي مردم با فكر و جوياي ادله ي علم و حكمت حق آشكار است (زنده شدن پس از مرگ در دنيا)

و يكي ديگر از آيات قدرت الهي اختلافات زبانها و رنگها (و زمان به دنيا آمدن و جاي به دنيا آمدن) شما آدميان است كه در اين آيات نيز ادله ي صنع و حكمت حق ، براي دانشمندان عالم آشكار است (كه انسانها در شرايط مختلف به دنيا ميآيند و در همه حالت امتحان ميشوند كه حق را قبول و عمل ميكنند يا نه )

و يكي ديگر از آيات حق همين است كه شما در شب و روز به خواب ميرويد در اين امر هم ادله ي قدرت بي انتهاي خداوند براي مردميكه سخن حق بشنوند پديدار است ( شب و روز به وجود آمدنشان پس از از بين رفتن، تكرار ميشود تا قيامت شود ، و خوابيدن براي انسان مرگ است در دنيا و بيدار شدن از خواب زنده شدن انسان پس از مرگ در دنيا) 

 و خداوند بزرگ است كه خلق را نخست از عدم پديد آورد و باز به مرگ بازگرداند و همه روحها رجوع به حضرت خداوند خواهند كرد

 و روزيكه ساعت قيامت بر پا شود ، آن روز منكران حق شرمنده و اندوهگين شوند (11)

 

سوره القصص آيه (44): رسول ما ، تو آن هنگام كه ما به موسي مقام نبوت و فرمان الهي عطا كرديم ، به جانب غربي كوه طور اصلا نبودي وليكن ما لايقان را به رسالت ميفرستيم (45) و ما امم و قبايلي را بيافريديم كه عمر دراز يافتند و در طور نبودي و از اين لحاظ به مقتضيات ، لطف خداوند به شما بود و براي اين كه قومي را كه به آنان پيامبري پيش از تو نيآمده بود از خداوند بترساني ( يعني در جاي ديگري بودي، و قرآن فقط براي حضرت محمد(ص) نازل نشد بلكه هر آيه اي براي امروز قابل استفاده است و خداوند در اين آيات اشاره ميكنند به زنده بودن حضرت محمد (ص) در طول تاريخ )

از خداوند بتر ساني و هدايت كني تا باشد كه متذكر شوند و راه هدايت پيش گيرند تا نگويند پروردگارا چرا براي ما رسول نفرستادي تا آيات حق تو را پيروي كنيم تا در بلا و عذاب به موجب كردار خودمان نيفتيم

 

سوره الشعراء آيه (102): از قوم ابراهيم (ع) كه در دوزخ به مجادله و خصومت به يكديگر گفتند ( توجه كنيد آنجا جايي است كه وقتي جسمها ميميرند تا قبل از قيامت ، روحها به آنجا ميروند و اعمال آنها سنجيده ميشود و آنها منتظر فرمان خداوند هستند و از آنجا به دنيا فرستاده ميشوند )

به يكديگر گفتند به خداوند قسم كه ما در جهل و گمراهي آشكاري بوديم (97) و ما را گمراه نكرد جز قوم تبه كار و بد انديش و دروغگو (99) كه اين روز سخت نه شفيعي داريم و نه يك دوستي كه از ما همايت كند(101) اي كاش كه بار ديگر به دنيا باز مي گشتيم تا ايمان مي آورديم(102)

همانا در اين موضوع آيت و عبرت است ولي اكثر مردم باز ايمان نمي آورند (103) همانا خداوند تو بسيار خداوند مقتدر و مهرباني است ( توجه كنيد : بعد رسالت حضرت ابراهيم (ع) ديگر قومي هلاك نشدند مگر تعدادي به خواسته خداوند و خداوند مقتدر و مهربان از هر دوستي كه در مشكلات همايت كند بهتر هستند و چون آن قوم يا مردم از روي جهل و بي اطلاعي از حق، آن را تكذيب ميكنند به آنها فرصت ميدهند كه بار ديگر به دنيا باز گردند تا ايمان بياورند تا قبل از قيامت و آن مردمي كه بد عمل شدند جواب بدي جز بدي نيست

و همانا در اين آيت و عبرت است يعني همه انسانها پس از مرگ دوست دارند كه به دنيا بازگردند تا ايمان بيشتري به خداوند بياورند و جايگاه روح آنها به خداوند نزديكتر باشد ولي وقتي به دنيا ميآيند چيزي را درك نميكنند و فقط حق و باطل را خداوند مشخص كرده اند كه انسان بايد انتخواب كند كه خوب باشد يا بد و هلاك شدگان به دليل خرابي اعمال ديگر اجازه نميخواهند

و همانا در اين آيت و عبرت است يعني حقي وجود دارد آنهم اجازه دادن خداوند مهربان است به كساني كه پس از مرگ ميگويند

اي كاش كه بار ديگر به دنيا باز ميگشتيم تا ايمان بياوريم و اين بازگشت با آب نطفه تا قيامت ادامه دارد

 

سوره الفرقان آيه (54): و اوست خدائيكه از آب بشر را زنده كرد و بين آنها خويشي و هم بستگي و ازدواج قرار دادند و خداي تو به هر چيز قادر است (قادر به زنده كردن با آب نطفه پس از مرگ با رابطه بين زن و مرد)

 

سوره المومنون آيه (79): و اوست خدائيكه شما را از خاك پديد آورد و باز رجوع و حشر( روح) شما به سوي خداست ( و جسم انسان به خاك و از خاك باز زنده ميشويم وقتي روح ما در حدود چهار ماهگي به مادر در دنيا فرستاده شود)

و اوست خدائيكه خلق را زنده گرداند و بميراند و اختلاف و حركت شب و روز به امر ايشان است ( كه تكرار ميشود) آيا شما عقل خود را به كار نميبنديد (تا متوجه اين حقيقت شويد)(80) اين مردم كافر هم همان سخن كافران پيشين را گفتند (81) گفتند از كجا معلوم كه ما مرديم و استخوانهاي ما پوسيده و خاك شد باز زنده شويم (82)

توجه كنيد كافران قبلي زنده شدن براي قيامت را قبول نداشتند و كافران عصر ما كه دنيا پرستان هستند و حق پرست نيستند زنده شدن پس از مرگ قبل از قيامت را قبول ندارند با اينكه اينهمه آيه وجود دارد و كل قرآن اين موضوع را توضيح ميدهند

ودر اين آيه بيان شده :كه كافران ميگويند از كجا معلوم كه ما مرديم و استخوانهاي ما پوسيده و خاك شد باز زنده شويم (82)

 اشاره به اين دارد كه اهل ايمان زنده شدن پس از مرگ را قبول دارند

و زنده شدن پس از مرگ به اين صورت است كه در همين سوره از آيه (12تا14) مطرح شده است توجه كنيد اشاره مستقيم است

همانا آدمي را از گل خالص آفريديم(12) سپس او را نطفه گردانيده و در جائي استوار قرار داديم(13) و پس از آن (يعني زماني كه مرد و تبديل به خاك شد) خلقي ديگر پرورش نموديم (با همان روح، و اگر با روحي ديگر خلقي پرورش مينمودند نميفرمودند خلقي ديگر پرورش نموديم پس با همان روح خلقي ديگر پرورش نمودند در جسم ديگري مخصوصا وقتي در ادامه آيه ميفرمايند

آفرين به قدرت كامل خداوند ، بهترين آفرينندگان ، باز شما خواهيد مرد (14) يعني بايد زنده شويد تا بميريد روح كه نميميرد يعني بايد شما پس از مرگ زنده شويد در جسم تا باز بميريد)

و روز قيامت به يقين تمام شما بازخواست خواهيد شد

يعني براي روز قيامت هم تمام انسانها پس از مرگ زنده ميشوند

و اين نوع زنده شدن پس از مرگ را اهل ايمان قبول دارند

توجه كنيد اين يك موضوع جديد است كه از قرآن پس از اين همه سال بيان ميشود به همين دليل است كه قرآن بزرگ ترين معجزه از طرف خداوند است براي هدايت بشر و بسياري از مسايل هنوز در قرآن كشف نشده است و تمام اهل كتاب اين را قبول دارند

حدود دويست سال پيش متوجه شدند كه خداوند فرمود در قرآن كه ما حتي سر انگشتان شما را هم قادريم پس از مرگ باز درست كنيم براي قيامت و حدود دويست سال پيش متوجه شدند اشاره به سر انگشتان ، كه در هزار و چند صد سال پيش مطرح شده همين اثر انگشت امروز است كه هر اثر انگشت فقط براي شخص مشخصي است .

 


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۳۱ شهريور ۱۳۹۳ ] [ ۱۱:۱۶:۵۸ ] [ yahdi ]

بازگشت به دنيا پس از مرگ ، تا قبل از قيامت توسط آب نطفه (معجزه) تناسل 5

بازگشت به دنيا پس از مرگ ، تا قبل از قيامت توسط آب نطفه (معجزه) تناسل 5


گروه: مقالات مدير سايت
تاريخ درج: 1393/3/28
نويسنده: يهدي مهاجر
تعداد بازديد: 0

 

 

بنام خداوند بخشاينده و مهربان

 

سوره الحج آيه (5):اي مردم اگر شما در قدرت خداوند در بحث (زنده كردن) مردگان شك و ريبي داريد ، بدانيد (براي زنده كردن مردگان) ما شما را نخست از خاك آفريديم ( شما را يعني همه ما انسانها را و اگر همه ما در جسم قبلي تبديل به خاك نميشديم و باز خلق نميشديم اشاره به همه شما نخست قبل از زنده شدن از خاك بوديد بي معني ميشود ) و بعد از آنكه از خاك بوديد ، از آب نطفه (زنده ميشويد) آنگاه از خون بسته آنگه از گوشت پاره تمام و ناتمام در اين تحولات قدرت خود را به شما آشكار سازيم( يعني زنده ميشويد پس از مرگ ، خاك بوديد و از آب نطفه زنده شديد )

و از نطفه ها آنچه را مشيت ما تعلق گيرد در رحمها قرار دهيم تا به وقتي معين طفلي از رحم بيرون آيد( در حدود چهار ماهگي روح به مادر فرستاده ميشود)

تا زيست كرده و به حد بلوغ برسد ( تا بتواند فرزند داشته باشد)

و برخي از شما بميريد ( برخي قبل از امتحان شدن ، زودتر ميميرند و به جسم بعدي فرستاده ميشوند ولي مرگشان دليل امتحان اطرافيانشان است)

و برخي به سن پيري دوران ضعف و ناتواني رسند تا آنجا كه پس از دانش و هوش هيچ فهم نكنند ( انسان وقتي به دنيا ميآيد از گذشته خود هيچ نميداند و حتي وقتي برخي پير ميشوند از گذشته خود هيچ نميدانند و اشاره است براي كساني كه گذشته را درك نميكنند) (و در عدالت خداوند اگر انسان پس از مرگ زنده نشود خداوند ميان بندگان خود كه گروهي جوان مرگ شدند و گروهي پير شدند تفاوت قائل شده است در امتحان گرفتن ولي خداوند نهايت عدالت و محبت و اقتدار است)

زمين را بنگر وقتي خشك و بي گياه شود آنگاه باران به آن فرو باريم تا رشد كند (5) (توجه كنيد اشاره است كه زمين يا گياه بعد از مرگ با استفاده از آب زنده ميشوند و شباهت انسان به گياه است كه در ادامه بحث زنده شدن مردگان بيان ميشود و توضيحات در مورد زنده شدن انسان با آب نطفه در مورد زنده شدن پس از مرگ در دنيا است)

دليل دارد كه خداوند بزرگ و قادر بر حق است و ايشان البته مردگان را زنده خواهند كرد و ايشان محققا به هر چيز توانا هستند (6) ( توجه كنيد : خداوندالبته مردگان را زنده خواهند كرد محدود به قيامت نيست و نحوه زنده كردن مردگان با آب نطفه هم هست همانند زنده شدن زمين و گياهان با آب پس از مرگ)

و گروهي از مردم از روي ناداني و( اشتباه در فهم موضوع ما، زنده شدن پس از مرگ ) بدون هيچ كتاب و حجت روشن در توانايي خداوند بزرگ جدل و مخالفت در آيات ميكنند و با غرور از حق روگردان ميشوند تا خلق را از قبول حق گمراه كنند چنين كسان را در دنيا ذلت و خواري( چون خداوند حق را هميشه بر باطل پيروز ميكنند هرچند كافران ناراضي باشند و در حالت ديگر بدي ، بدي ميآورد چه در همان جسم و چه در جسمهاي ديگر) و در آخرت عذاب آتش سوزان خواهيم چشانيد (9)

و در همين سوره در آيه 66 ك مطرح شده ، آيا نديدي كه خداوند از آسمان آب فرو باريد ، كه همانا خداوند درباره بندگان بسيار رئوف و مهربان هستند ، ايشان خداوندي هستند كه شما را اول بار زنده كردند و ديگر بار بميرانند و باز زنده گردانند (پس از مرگ با آب و آب مربوط به زنده شدن در دنيا است) انسان بسيار ناسپاس و كفر كيش است.

 

سوره الكهف آيه (37): و دو مرد را براي امت مثال آور كه ما به يكي از آنها دو باغ انگور داديم و به نخل خرما اطرافش را پوشانديم و عرصه ميان آنها را كشت زار گردانيديم و در وسط آنها جوي آبي روان ساختيم (33) و اين مرد كه در باغهايش ميوه بسيار بود به رفيقش گفت ، من از تو محترم و عزيزترم (34) و روزي به باغ خود در حالي كه به نفس خود ستمكار بود وارد شد و با كمال غرور گفت ، فكر نكنم هرگز اين باغ و دارايي من نابود شود(35) و نيز گمان نكنم كه پس از مرگ زنده شوم و اگر به فرض من به سوي خداي خود باز گردم البته نيز از اين باغ منزلي هم بهتر خواهم يافت (36) رفيق در مقام گفتگو و اندرز به او گفت آيا به خداوندي كه اول از خاك و بعد از نطفه تو را زنده كرد( پس از مرگ زنده كرد) و آنگاه كه مردي كامل و آراسته خلقتت كرد (زنده كرد پس از مرگ در زمان حال در دنيا) كافر شدي (دنيا پرست) (37)

و روز قيامت هم بدون شك ميآيد و زنده شدن پس از مرگ هم مربوط به اين جسم است و هم جسمهاي بعدي و هم به قيامت

 

سوره ابراهيم آيه (44): اي رسول ما مردم را از روزي كه هنگام عذاب و كيفر اعمالشان فرا ميرسد بترسان (يعني از قيامت بترسان) و آگاهشان ساز كه منكران حق يا ستمكاران خواهند گفت ، پروردگارا عذاب ما را به تاخير افكن تا دعوت تو را اجابت كنيم ( يعني حق را قبول كنيم ولي وقتي كه قيامت شده باشد ديگر امتحانات تمام شده است و دنيا برچيده خواهد شد) و پيرو رسولان حق شويم ، به آنها پاسخ آيد كه آيا شما بارها پيش از اين سوگند ياد نميكرديد

(در قبل از قيامت بارها مهلت ميخواستند و قبل از قيامت به دليل زنده شدن پس ز مرگ، بارها قسم ياد ميكردند كه ما نخواهيم مرد چون زنده ميشدند و در جسم و قيامت را نميديدند و البته جاهل هستند و مهلت خداوند را درك نميكنند، ستمكاران لحظه مرگ خود را در دنيا هم فراموش ميكنند و فكر ميكنند كه آنها را زوالي نخواهد بود )

شما ستمكاران بوديد كه در منازل ستمكاران قبل از خود مسكن گزيديد ( يعني زنده شديد پس از مرگ در منازل ستمكاران قبل از خود ، توجه كنيد انسان كه ستمكار به دنيا نميآيد ولي انسان ميتواند به دليل ظلم و تكذيب حق تبديل به ستمكار شود و اگر كسي ستمكار به دنيا بيايد يعني روح او در جسم قبلي ستمكار بود و چون ستمكار بود در ادامه زنده شدن پس از مرگ در منازل ستمكاران قبلي به دنيا ميآيد يعني همه چيز آماده است كه به خود ستم كند و راه ستمگران قبلي را ادامه دهد

و حال مشاهده كرده ايد كه عاقبت ما با پنجه قهر مرگ چه به سر ستمگران آورده ايم (45)

 

 

سوره آل عمران آيه (178): و البته گمان نكنيد آنانكه به راه ستمگري رفتند ، مهلت دادن ما براي آنان بهتر خواهد بود ، بلكه مهلت ميدهيم براي امتحان تا به سركشي و طغيان بيفزايند و غذابي رسد كه به آن سخت خوار و ذليل شوند

توجه كنيد مهلت ميدهيم يكي از معنيهاي آن اين است كه وقتي كه مردند و از خداوند تا قبل از قيامت يا قبل از هلاك شدن فرصت بازگشت به دنيا را ميخواهند براي ايمان آوردن خداوند مهلت ميدهند

وگرنه در دنيا همه بدكاران مهلت ندارند و بيشتر آنها از بين ميروند و نامي هم از آنها باقي نميماند.

 

سوره آل عمران آيه (27): بار خدايا اي پادشاه ملك هستي شما بيرون ميآوريد زنده را از مرده و بيرون ميآوريد مرده را از زنده و تنها شما به هر چيز توانايي و روزي ميدهي هر كه را خواهي بدون حساب

در همان سوره آيه (169): نپنداريد كه شهيدان راه خداوند بزرگ مردند بلكه آنها زنده به حيات ابدي شدند و در نزد خداوند متنعم خواهند بود

( خداوند كسي هستند كه از مرده ، زنده را بيرون مي آورند ، مرده قبل از اينكه بميرد زنده بود و مرد ، كه مرده نام گرفت، روح كه نميميرد، شهيدان زنده بودند و جهاد كردند و مردند و باز زنده ميشوند تا نزد خداوند متنعم باشند تا قيامت روح كه غذا نميخورد پس بايد در دنيا زنده شوند با آب نطفه تا غذا بخورند، و بعد از قيامت هم زنده به حيات ابدي هستند كه به بهشت پاداش ميگيرند و ستمكاران هم زنده به حيات ابدي هستند ولي در جهنم

توجه كنيد اگر شهيد به دنيا پس از مرگ باز نگردد كه در همان جسم مرده و نابود شده پس به دنيا باز ميگردد و اگر هم نزد خداوند بعد از مرگ متنعم است (روح شهيد) قيامت نشده است كه آنها به بهشت روند چرا كه  قيامت تازه روز حسابرسي است كه هركس اعمالش چيست و شهيدان در دنيا نزد خداوند متنعم هستند همانطور كه در سوره هاي گذشته مطرح است در سوره المومن آيه 51 كه ما البته رسولان و اهل ايمان را (اهل ايمان همان رسولان يا شهيدان هستند) هم در دنيا ظفر و نصرت نعمت ميدهيم و هم در روز قيامت كه گواهان براي شهادت برخيزند ( يعني در قيامت شهيدان حسابرسي ميشوند و برميخيزند ) به مقامات بهشتي پاداش ميدهيم ( يعني بايد قيامت شود تا به بهشت روند )

 

 

سوره الانعام آيه (98): و خداوند است شكافنده پرده صبحگاه (زنده شدن پس از مرگ) و شب براي آسايش( مرگ موقت و زمان با هم بودن زن و شوهر) مقرر داشته اند و خداوند است كه همه ي شما را از يك تن در آرامگاه رحم و وديعت گاه بيافريد و ما نيكو آيات خود را براي اهل بصيرت مفصل بيان نموديم

 

سوره الانعام آيه (94): و محققا شما يك به يك به سوي ما باز آييد به آنگونه كه اول شما را بيافريديم و آنچه را از مال و جاه به شما داده بوديم را پشت سر افكنيد و ميان شما و پول و مال جدايي افتد ( هرچقدر به دست آوريد از دست دهيد و خودتان را وقف دنيا پرستي نكنيد)

 

سوره النحل آيه(40): ما به امر نافذ خود هر چه را اراده كنيم و گوييم موجود باش ، همان لحظه موجود خواهد شد

 

سوره الزمر آيه (6): خداوند شما نوع بشر را از يك تن بيافريد پس بعد از آن جفت او را قرار دادند و شما را در باطن رحم در سه تاريكي با تحولات گوناگون بدين خلقت زيبا آفريدند اين خداست پروردگار شما كه سلطان ملك وجود ايشان است و هيچ خدايي جز ايشان نيست پس از درگاه ايشان به كجا ميرويد ( آفريد و نحوه آفريدن با هم بودن جفت است و به امر نافذ بفرمايند موجود باش در حدود چهارماهگي روح به جسم وارد ميشود و هرچند بار هم كه بخواهند همان روح را به جسم جديد ميفرستند تا تحولات گوناگون داشته باشد

 

سوره الزمر آيه( 59): و آنانكه چون عذاب خداوند را به چشم مشاهده مي كنند گويند ، اي فرياد كاش بار ديگربدنيا برميگشتيم تا از نيكو كاران ميشديم ( اگر قبل از قيامت باشد به دنيا برميگردند ولي عذاب مربوط به جهنم است و وقتي كه قيامت شده باشد ديگر هرگز به دنيا برنخواهند گشت چون دنيايي وجود ندارد)

آري آيات كتاب من كه البته براي هدايت تو آمد تو آن را تكذيب كردي و راه تكبر و سركشي پيش گرفتي و از كافران بد كيش گرديدي

و روز قيامت آنهايي كه آيات خداوند را قبول نكردند بنگري كه همه رويشان سياه شده است (از بي نوري) توجه كنيد اشاره به اجازه ندادن به برگشت به دنيا نشده است ولي به قيامت اشاره شده و اگر قيامت شود هرگز بازگشت و زنده شدن جسم در دنيا ممكن نيست

سوره آل عمران آيه (49): عيسي (ع) مردگان را به امر خداوند زنده ميگردانيد

توجه كنيد بعد از گوساله پرستان يهودي كه باز بت پرست شدند و بسيار قدرت فكري در آن زمان محدود بود زبور حضرت داوود (ع) در مورد زنده شدن انسان پس از مرگ در دنيا مطرح شد و بعد از آن انجيل ، و حضرت مسيح (ع) به امر خداوند مردگان را پس از مرگ در دنيا و در همان جسم زنده ميكردند و در آن زمان بسيار قدرت فكري باز محدود بود ولي باز بسياري از مردم به زنده شدن پس از مرگ در دنيا تا امروز ايمان دارند و در عصر ما اگر براي رجعت مردگان در همان جسم زنده شوند با اينترنت و ماهواره و تلفن و عكس و فيلم و تلوزيون و راديو در مورد اين موضوع خبر ميدهند و ديگر در آخر زمان ، عالم غيب زير سوال ميرود و ايمان مردم به زنده شدن پس از مرگ بخاطر ديدن زنده شدن است و اگر قرار بود اينطور باشد همان اول خداوند فرشتگان را به دنيا ظاهر ميكردند

 

سوره يوسف آيه(31): به مشركان بگو كيست كه از مرده زنده را ( مرده در گذشته زنده بوده و بعد ميميرد روح نميميرد ) و از زنده مرده را برمي انگيزد ؟ و كيست كه به فرمانش عالم آفرينش را منظم ميدارد

چرا خداترس نميشويد

 

سوره الانعام آيه (27): و اگر حال كافران را هنگامي كه به آتش جهنم آنها را باز دارند مشاهده كني كه در آن حال با نهايت حسرت ميگويند ، ايكاش ما را به دنيا باز مي گردانيدند تا ديگر آيات خداي خود را ( به هر دليلي ) تكذيب نكرده و بدان ايمان مي آورديم(وقتي كه قيامت شود امتحان شدن انسان هم تمام ميشود و از جهنم ديگر بازگشتي نيست )

آري احوال قيامت كه قبل از اتفاق به آنها مشخص و مستور بود ، آشكار شود و اگر بار ديگر بدنيا برگردند باز همان اعمال زشتي را كه از آنها نهي شدند ، اعاده و ادامه خواهند داد (28) ( و خداوند تا امتحان نكرده باشند نميفرمايند كه باز اعمال زشت را ادامه ميدهند و براي ثابت شدن به خود انسان هم كه شده، در بازگشت به دنيا او را امتحان ميكند البته تا قبل از قيامت)

و كافران گفتند كه جز همين زندگي دنيا زندگي ديگر نخواهد بود و ما هرگز بعد از مرگ زنده نخواهيم شد (29)(و بدون دليل زنده شدن پس از مرگ چه در دنيا و چه براي قيامت را كافران تكذيب ميكنند)

اگر سختي حال آنها را آنگاه كه در پيشگاه عدل خداوند بزرگ بازداشته شوند مشاهده كني ، كه خداوند به آنها خطاب كنند

آيا عذاب قيامت (جهنم) حق نبود جواب دهند  پروردگارا قسم به ذات تو كه همه حق بود پس خداوند ميفرمايند كه اينك عذاب را به كيفر كفر خود بچشيد(30)

توجه كنيد ، منظور اين نيست كه تا قبل از قيامت در دنيا زنده نميشويد و فقط يك بار به دنيا ميآييد

بلكه منظور اين است كه وقتي قيامت شود و به جهنم منكران حق فرستاده شوند ديگر به دنيا باز نخواهند گشت

و منظور اصلي در عصر ما اين است كه پس از مرگ در دنيا زنده ميشويد تا قيامت شود

 

خبر بعديلينك مستقيم مطلبخبر قبلي

 


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۳۱ شهريور ۱۳۹۳ ] [ ۱۱:۱۵:۵۶ ] [ yahdi ]

http://www.inast-rasolema.org/images/content/content_ctn/dostan.jpghttp://www.inast-rasolema.org/images/content/content_ctn/print.jpghttp://www.inast-rasolema.org/images/content/content_ctn/bockmark.jpg

بازگشت به دنيا پس از مرگ ، تا قبل از قيامت  توسط آب نطفه تناسل ۲

بازگشت به دنيا پس از مرگ ، تا قبل از قيامت توسط آب نطفه تناسل ۲


گروه: مقالات مدير سايت
تاريخ درج: 1392/8/16
نويسنده: يهدي مهاجر
تعداد بازديد: 2

 

 

 

 

     

بنام خداوند بخشاينده و مهربان

 

 

شباهت بين خلقت زمين و انسان در چيست ؟

 

زمين و انسان هردو از خاك و آب خلق شده اند و براي زنده ماندن به آب وابستگي كامل دارند و بيشترين قسمت تشكيل دهنده زمين و انسان ، آب است و اگر آب باران و بخار آب  (اكسيژن) نباشد انسان و زمين از بين ميروند وتفاوت انسانها با هم در دنيا همانند تفاوت گياهان در زمين است .

همانطور كه انسانها ، رنگ و جنسيت و ظاهر مختلف دارند گياهان هم در زمين با هم تفاوتهاي زيادي دارند و شباهت ديگر اين كه انسان و گياه براي زنده شدن و باقي ماندن به آب نياز كامل دارند حتي به بخار آب يا اكسيژن.

آب نطفه باعث زنده شدن انسان و آب باران باعث زنده شدن زمين (گياه) ميشود .

زمين و ماه و خورشيد در حال چرخش هستند و وقتي به ماه و خورشيد نگاه كنيم گويي در حال زنده شدن هستند پس ازاين كه ، از بين ميروند و باعث به وجود آمدن شب و روز و تاريخ و نظم  ميشوند و زماني كه خورشيد غروب ميكند گويي از بين رفته باشد در حالي كه زنده است و در جايي ديگر از دنيا نور افشاني  ميكند و باعث زنده شدن و زندگي است و اين چرخش به وجود آمدن و از بين رفتن باعث ايجاد روز و شب و از بين رفتن آن ميشود و اين تا قيامت ادامه دارد و اين هم نوعي زنده شدن و از بين رفتن است و تكرار آن شبيح زنده شدن و از بين رفتن و باز زنده شدن يك گياه است كه زنده شدن و مردن و باز زنده شدن پس از مرگ در دنيا و تكرار آن به انسان هم مربوط ميشود .   

چه چيزهايي پس از مرگ در دنيا زنده ميشوند ؟

 مرگ باعث تمام شدن زندگي يا باعث به وجود آمدن زندگي ميشود ؟

اينطور نيست كه اگرانساني مرد ديگر وجود نداشته باشد چون روح اوزنده ابدي است .

گياهان : گياهان درزمين به وسيله آب باران بعداز خشكسالي يا فصل خزان يا بريده شدن يا با دانه، پس از مرگ باز زنده ميشوند .

همچنين  پس از مرگ در فصل خزان و يا بعد از هر بار بريدنشان به وسيله بوته ، ريشه و يا دانه باز ميرويند يعني پس از مرگ در دنيا زنده ميشوند .

قسمتي از گياه كه از گياه قبلي باقي مانده است با استفاده از آب ، در خاك ميرويد همچنين در فصل سرما گياهان به خواب زمستاني فرو رفته و در فصل بهار از خواب بيدار ميشوند و در واقع در دنيا پس از مرگ باز زنده ميشوند مثل انسان .

 گياهان از دانه ، به وسيله آب به وجود ميآيند  يعني وقتي گياه از بين رفت در جايي ديگر دانه او كه زنده بود ولي مرده به نظر ميرسيد با آب و خاك به دنيا مي آيد و تبديل به همان گياه ميشود به شكلي دانه گياه فرزندش را ميماند . حال توجه كنيد : گياه از بين نرفته بود چون دانه او زنده بود در انسان نيز همين حالت وجود دارد و در عين حالي كه جسم انسان ميميرد و انسان از بين رفته به نظر ميآيد دوباره همان انسان مرده با آب نطفه همانند گياه با آب به دانه در جايي ديگر به خواسته خداوند به دنيا ميآيد و رشد ميكند كه با اولين نگاه متوجه به دنيا آمدن انسان با آب نطفه ميشويم . 

انسانها : رشد دندانها ،  پوست ، موي سرو بدن ، ناخن انگشتان دست و پا و هرعضوي كه در بدن در حال مرده شدن و زنده شدن ميباشد حتي اگر شكستگي و يا پوسيدگي چركي باشد  همه زنده شدن و مردن كه در بدن در حال انجام است كه يك انسان متولد شده ، رشد ميكند و پير وفرسوده ميشود و در تمام اين تحولات انسان جسمش در حال مرده و زنده شدن است يا به خواب فرو رفتن همانند گياهان است و اين شباهت بين انسان و گياه است و در حالات ديگري هم انسان مرده و زنده ميشود مثل خوابيدن كه نوعي مرگ موقت جسم است كه بعد از خواب بيدار و زنده و هوشيار ميشود مثل بيدار شدن بعد از بيهوشي ويا كما در همه اين حالات انسان مرده و زنده ميشود همانند گياهان و در پايان انسان و گياه هر دو پس از مرگ به خاك تبديل ميشوند جسم انسان مرده شده ، در آن جسم زنده نميشود ولي گياه مرده شده از همان جسم باز ميرويد و انسان پس از مرگ با آب نطفه در حاي ديگري از دنيا باز زنده ميشود تا عالم غيب زير سوال نرود و در حالات مختلف امتحان شود و تمام اين تحولات باعث تكامل روحي انسان ميشود و در آخرين مرگ در جسم هم باز نميتوان گفت كه انسان ديگر به صورت كامل مرده است و ديگر وجود ندارد چون روح انسان بعد از مرگ جسمش باز زنده است

رشد اعضاي جسمي انسان همانند رشد گياهان در زمين است كه بعد از هر بار مرده شدن باز زنده ميشوند

ميدانيم كه دنيا جاي امتحان شدن است ولي در يك جسم ممكن است كه فرصت امتحان شدن براي اشرف مخلوقات نباشد ويا كافي نباشد ويا آموزشهاي كافي براي به كمال رسيدن روح انسان كافي نباشد كه فرق بين اولين كساني است كه در دنيا بودند و با آخرين كساني كه در دنيا باشند مشخص است كه كساني كه در آخر زمان در دنيا هستند علم و امكانات بيشتري براي كسب علم درست دارند آنهايي كه براي آنها اولين كتابها از طرف خداوند فرستاده شد چه گناهي دارند اگر بگوييم چون در خور عقل نبودند پس برآنها تكليفي نبود پس آنها كه در آخر زمان هستند چه گناهي كرده اند كه علم بالا دارند و وظايفشان بيشتر است و اگر تكليف را انجام ندهند مواخذه ميشوند يا تفاوت در جسمهاي مختلف كه توانايي هاي مختلفي دارند و تكاليف مختلفي وجود دارد و اگر اشخاصي از نوع زندگي خود راضي نباشند در اين امتحانات مثل مرگ در جواني يا ناتوانيهاي جسمي و فكري براي آنها عدالت كجاست كه در روز قيامت پاسخ گو باشند كه در آن يك جسم خود چه كرديد اشرف مخلوقات شديد يا نه از حيوان هم به دليل زندگي حيواني در جسم آدمي پست تر شديد پس جهنم جاي شماست كه توانايي قبول حق را نداشتيد ولي در جهالتهاي بشري تا قبل از اينكه رسولي از طرف حق خداوند درستي را مشخص نكند همه عرف اجتماعي عصر هر زماني در ناداني است در تمام سالهاي تاريخ بشريت كه رسولي زنده نبود كه حق را مشخص كند كه مردم متوجه حق خداوند شوند اگر كسي متوجه اشتباه بودن عملكرد خود نباشد گناهي نكرده است باز به جهنم رفتنش عادلانه نيست و اين تفاوتها در جسم بشرها باعث اين ميشود كه خداوند بي عيب و نقص ، عادل و درستكار و مهربان به نظر نيايد اگر فقط يكبار به همه بشر فرصت زندگي و امتحان شدن بدهند و اگر به قسمتي اجازه باز زنده شدن را بدهند و به قسمت ديگر ندهند باز عدالت زير سوال ميرود كسي بگويد من ميخواستم مرد باشم يا قد من كوتاه نباشد يا مريض يا كور و كر و يا در كشوري دور از خداپرستي وراه درست نباشم و يا هر تفاوت ديگري كه در طبيعت ديده ميشود 

 يك انسان در جسم محمد (ص) رسول خداوند باشد و يك انسان در جسم و فكر معلول باشد عدالت در اينجا زير سوال ميرود اگر فقط يكبار زنده شده باشند چون ما عدالت را تشخيص نداده ايم وگر نه در اين دنيا گردش خورشيد و ماه و زمين و ساعت و ماه و هفته هيچ نقصي ندارد و در حال برگشت بعد از رفتن هستند و خداوند بي عيب و نقص آفريد دنيا را براي امتحان شدن انسان و از روح پاك در انسان دميد و فرستاد در حدود چهار ماهگي در شكم مادر و انسان را عزيز داشت و در دنيا همه مخلوقات را مسخر انسان فرمود پس ما چيزي از عدالت خداوند نميدانيم اگر خداوند را عادل ندانيم من براي شما عدالت خداوند را توضيح ميدهم تا متوجه توانايي خداوند وصف ناپذير در عدالت و مهرباني و توانايي شويد

 انسان بعد از مرگ زنده است و در دنياي ديگري تا قبل از قيامت زندگي ميكند چه برسد كه در روز عدالت قيامت هم همان جسم زنده ميشود و براي شما زنده شدن در دنياي ديگر قبل از قيامت را توضيح ميدهم

 زندگي انسان همانند گياهان زمين است كه هر بار ببرندشان باز بعد از هر بار از بين رفتن ، زنـده شـده و رشـد ميـكنندودر واقـع پس از مـرگ در دنيا ، باز زنده ميشوند حتي زماني كه قسمت كوچكي از گياه باشند مثل دانه يا ريشه كه به وسيله آب باران رشد ميكنند در خاك در واقع زنده ميشوند و براي خود گياهي ميشوند و گياهان اگر بريده شوند باز در شرايط مناسب رشد ميكنند يعني بعد از مرگ زنده ميشوند و در حالاتي ديگر در فصل خزان گياه فرسوده شده و از بين ميرود و قسمتي از آن باقي ميماند و وقتي فصل خزان از بين ميرود گياه باز رشد ميكند در واقع پس از مرگ باز زنده ميشود

گردش زمين و ماه و خورشيد باعث اين زنده شدن و مردن، كه قانون طبيعت است ميشود خورشيد هم گويي بعد از طلوع كردن زنده شده در روزو باعث زندگي ميشود ماه هم با بيرون آمدن زنده شده و دليل شب و مرگ موقت خواب است ، در طبيعت زنده شدن پس از مرگ زياد به وجود ميآيد و اين زنده شدن پس از مرگ براي انسان هم وجود دارد تا قبل از قيامت همانند دانه اي كه رشد ميكند با آب باران ، انسان هم رشد ميكند با آب نطفه با همان روح ولي چون جسم مثل قلب و مغز از نطفه به وجود آمده و رشد كرده اطلاعاتي از قبل و بعد ندارد همانند انسان پيري كه از گذشته هيچ چيز را درك نميكند و كاملا محدود در علم است و ما كه از گذشته هيچ نميدانيم بايد ايمان بياوريم به عالم غيبي كه قرآن مطرح ميفرمايند كه در طبيعت هم اشاره هاي قرآن معلوم و مشخص است كه اگر عقل خود را به كار نبنديم و به عالم غيب ايمان نياوريم نه تنها اشرف مخلوقات نيستيم بلكه همانند حيوان بيعقل ميمانيم و چون خداوند براي انسان قوه تشخيص قرار دادند و براي حيوان قرار ندادند پس اگر انسان همانند حيوان زندگي كند پس از حيوان هم پست تر است و اشرف مخلوقات نيست .

ما ميدانيم كه از آب نطفه به وجود آمده ايم و هيچكس نميتواند اين حقيقت را تكذيب كند كه از اول آب نطفه نبوده است

روح انسان قبل از تولد كجا بدوه خداوند توانا نا توان از فرستادن روح انسان به جسم دنيوي توسط آب نطفه نبوده اند و نيستند خداوند بي عيب و نقص ، روح را بيكار و منتظر در مكاني تا كنون نگاه نداشته اند تا در اين زمان به دنيا وارد كنند به هر حال ما در اين زمان تاريخ در اين جسم اين سايت را ميخوانيم و زنده هستيم و بعد از اين زنده بودن مثل تمام پيشينيان ميميريم و بعد از مرگمان چه ميشود روح ما ؟ آيا در مكاني تا زماني نا مشخص براي زنده شدن براي روز عدالت قيامت و حق به حقدار بيكار و منتظر ميمانيم  كه زنده شدن و مردن مربوط به جسم است روح تمام بشر در اول خلقت روح توسط خداوند بزرگ خلق شد و هرگز به دليل اينكه روح از خداوند است و خداوند زنده ابدي غير قابل وصف است نميميرد و براي درك روح بايد زنده بودن هميشگي خورشيد را درك كنيم كه حتي بعد از غروب باز همان خورشيد زنده است به هر حال روح هم نميميرد و اگر بگوييم كه قبل از تولد انسان روح محدود است و يا بعد از مرگ باز روح محدود است اشتباه است چون روح محدود نيست و نميميرد حتي اگر روح عطا شده از خداوند فاصله بگيرد و نور خود را از دست بدهد باز نميميرد و به مكاني جهنمي و بد زنده باقي ميماند

و روح تنها احتياج به آموزش ندارد روح درجسم در دنيا بايد امتحان شود و آموزش ميبيند وگر نه انسان با فرشته فرق نميكرد خداوند روح انسان را خلق فرمود و آموزش دادند كه

 من خالق شما هستم آيا غير از من خالقي هست همه روح طبق قرآن شهادت دادند كه جز خداوند خالق عالم هيچ خدايي خداوند عالم نيست ولي اين شهادت تكامل اشرف مخلوقات نيست و بايد در دنيا تا قبل از قيامت طبق قرآن امتحان شود نه بعد از مرگ درغير دنيا امتحان شوند كه روح در جايي آموزش ببيند وگر نه خلقت زمين كاري عبث بوده انسان در دنيا بايد خداوند بزرگ را به يگانگي بشناسد و دنيا پرستي نكند اين كمال انسان است و اگر بگوييد كه بعد از مرگ روح انسان تا قبل از قيامت توسط رسولان در عالمي ديگر غير از دنيا آموزش داده ميشوند سخت بي دليل و برهان هستيد بدانيد كه دنيا براي مشخص شدن اشرف مخلوقات آفريده شده است و روح بايد به جسم وارد شود و از قبل چيزي نداند همانند نوزاد كه مغزش در رحم مادر ساخته ميشود و در قبل از آن هيچ اطلاعاتي درآن نبود و بعد از آن امتحان شود

براي اينكه بدانيم قبل از آمدن به اين جسم كجا بوديم و بعد از اين جسم كجا ميرويم مثلي است همچون خوابيدن كه هستيد در مكانهايي در دنيا با زمانهايي نامشخص  كه در حال زندگي هستيد

ولي جسم شما در حال خواب است ، روح شما در دنيا ميگردد بله روح نه ميخوابد نه ميميرد

براي زندگي روح در دنيا تا قبل از قيامت و عالم نور ، جسم لازم است براي اينكه به دنيا آمده ايم كه به عالم نديده ايمان بياوريم و اشرف مخلوقات شويم پس جسم لازم است و براي به وجود آمدن جسم خداوند آب نطفه را دليلي قرار دادند تا عالم غيب زير سوال نرود و انسان با فكر كردن به اين حقيقت حقانيت خداوند را درك كند و به خداوند خالق ايمان بياورد در حال كه خداوند را نديده است ولي زنده شدن انسان ديده ميشود همان گونه كه خداوند خالق دانه كه به درخت تبديل ميشود را نميبينيم ولي زنده شدن پس از مرگ وحود دارد در دنيا

براي شما مثالي ميزنم تا متوجه لازم بودن جسم براي امتحان شدن روح شويد

يك مرد را در خانواده بسيار مناسب باثروتي بسيارو شرايط زندگي بسيار مناسب و در جسمي كاملا سالم و فكري بسيار توانا در حمايت پدر و مادر پاك و خداپرست و باايمان، به دنيا بيايد و عمري زندگي كند و تا پيري به دليل داشتن شرايط مناسب خداپرستي كند و نيازي به چيزي نداشته باشد كه خطا كند يا اطرافيانش او را آگاه از خطا كرده و منصرفش كنند را بازني كه در خانواده اي بي ايمان به خداوند بزرگ و فقير و ناتوان جسمي و فكري به دنيا بيايد و در اواسط عمرش به اشتباه كسي ديگر بميرد و به اجبار و جهل خطا كند

حال اين مرد و زن را با هم در مورد ايمان به عالم غيب مقايسه كنيد كه در روز قيامت حساب اعمالشان چگونه است اگر بگوييم اينها ديگر تا روز قيامت در جسمهايي ديگر و شرايط مختلف همانند تفاوت گياهان با هم ،امتحان نشدند و جايگاه مرد در آخرت بهترين جا و جايگاه زن در بدترين جا همانند دنيايشان  در اينجا عدالت خداوند بي عيب و نقص زير سوال ميرود در حالي كه ميدانيم خداوند بندگان خود را تا حدي دوست دارند كه از روح خويش براي آنها فرستادند و اين دنياي با عظمت را براي آنها خلق كردند و بسيار با عظمت تر در بهشت پس اينكه خداوند اجازه بازگشت روح به جسم ديگر كه با آب نطفه باز از نوع زنده ميشود و از گذشته چيزي نميداند را نميدهد اين درست نيست و هيچ سند و كتابي به حق نداريم كه تاييد كند خداوند اجازه نميبدهند انسان پس از مرك در دنيا تا قبل از قيامت زنده شود و فقط يكبار به دنيا ميآيند انسانها

البته آيينهايي هستند از همه بيشتر هنديها كه اعتقاد دارند انسان پس از مرگ در دنيا زنده و امتحان ميشود و در قرآن هم مطرح شده كه در زبور حضرت داوود(ع) قبل از انجيل اين بازگشت به دنيا پس از مرگ تا قبل از قيامت مطرح شده بود و مسيح (ع) مردگان را حتي در آن زمان (جهل) به امر خداوند زنده ميكردند ولي در هيچ كتابي كه از خداوند فرستاده شده است قيامت تكذيب نشده است و قيامت هم دليل عدالت خداونداست همان طور كه زنده شدن پس از مرگ تا قبل از قيامت در جسمهاي مختلف هم در هيچ كتاب فرستاده شده از طرف خداوند تكذيب نشده و اين زنده شدنها در دنيا هم دليل بر عدالت و تونايي خداوند است و نه تنها رد نميشود بلكه اشاره هاي مستقيم و غير مستقيم در آيات و طبيعت وجود دارد

بس مرگ ترس ندارد و دليل زنده شدن انسان پس از مرگ امتحان انسان است

ايمان اهل ابمان با اين مسايل سنجيده ميشود كه به قدرت خداوند ايمان دارند يا نه

 براي ايمان داشتن به عالم غيب بايد زنده شدن پس از مرگ را قبول داشت و قدر ت خداوند را هم در نوع زنده كردن انسان محدود ندانست تا ايمان به صورت درست باشد

حضرت محمد(ص) هم زنده شدن پس از مرگ را مطرح ميكردند از قرآن ولي با اينكه در گذشته هم قبل از ايشان به قيامت اشاره شده بود باز به ايشان مخالفان ميگفتند ديوانه و تعداد اهل ايمان بسيار كم بود و ايشان را بسيار آزار دادند مخالفان ولي حق خداوند ثابت شد زنده شدن پس از مرگ.

موضوع مطرح شده در اين سايت دليلي است براي توجه بيشتر ودر ست به قرآن و رها نشدن كلام خداوند و مشخص شدن اينكه در قرآن حقايقي وجود دارد كه هنوز مطرح نشده است و اين موضوع بازگشت به دنيا پس از مرگ دليلي است براي مطرح كردن حقانيت قرآن وديگر رها شدن قرآن به دليل استفاده نشدن و عمل نشدن در عصر ما و پرستش نعمتي در دنيا به جاي خداوند و بي ايماني مردم وجود نداشته باشد

ميدانيم كه قرآن عدالت است ، خداوند درقرآن مي فرمايند هرچيزي را از آب خلق كرديم و چون قرآن براي هدايت انسانها در دنيا نازل شده ، فعلا به بعداز دنيا و عالم نور كه مربوط به روح انسان است ، همان روحي كه از نور خداست نمي پردازيم ،پس نتيجه مي گيريم در دنيا خلق شده ها به آب وابستگي كامل دارند و با آب خلق شدند 

از غذا و شستشوي هر ناپاكي لازم به استفاده است.

اكسيژن يا بخار آب باعث بقاء روح در جسم ميشود و اگر كسي در روي زمين مرد، بخار آب جسمش كه همان روح جسمش است در دنيا ، ازجسمش جدا شده و

چه انسان باشد چه گياه، وقتي مرد خشك ميشود و بخار آب در زمين روح زمين است، چه اين روح در گياهان باشد، چه اين روح در حيوانات باشد و چه در انسانها و فرشته ها و جن ها ،البته روح دنيا بخار آب است

با اين حساب اگر ما بخار آب روح يك شخص زنده كه در كنار ما مرده را نمي بينيم دليل نميشود بگوئيم روح نداشت و به همين دليل نميتوانيم بگوييم فرشته ها و شياطين افكار در كنار ما نيستند بلكه هستند ما نميبينيم، پس نتيجه ميگيريم (خداوند عالم از رگ گردن به ما نزديكتر هستند) اين چنين نيست كه بگوييم خدا نيست چون ما نميبينيم بلكه مسائل مربوط به روح مربوط به عالم غيب ميشود  مسائل نامشخص را به ياري خداوند بزرگ با آيات قرآن براي شما مشخص ميكنيم ولي فعلا به موضوع اصلي يعني آب نطفه و زنده شدن پس از مرگ در دنيا توجه كنيد

يك انسان را به حسين (ع) تبديل كنند و يك بنده را به يزيد و و فقط هم در همان جسم به دنيا آمده باشند در روز قيامت يزيد ميگويد خدايا چرا مرا يزيد كردي كه عذاب دهي چرا مرا جاي امام حسين نگذاشتي ، در حالي كه در عدالت واقعي خداوند، خوبي ،خوبي ميآورد و بدي ، بدي ميآورد و امام حسين (ع) خود در زندگي هاي گذشته با همان روح به خداوند شرك نياورند و يزيد خودش در زندگي هاي گذشته با همان روح به خداوند شرك آورد و اين فرق بين امام حسين و يزيد است خوبي ها در زمين باقي ميمانند و زندگي ميكنند تا قيامت و بعد ازآن ، ولي بدي ها از روي زمين نابود ميشوند و كساني كه هلاك شوند به دنيا باز بر نميگردند و روز قيامت هم همانند دنيا خار وزليلند و نابود ميشوند به اين دليل است كه ميگويند روز حساب رسي اعمال و روز عدالت هر عمل

 در زمان حضرت محمد (ص) اين جهالت اول بود بنا به احاديث معتبراز رسولان پيشين كه با اين كه از طرف خداوند راه درست نشان داده شده بود باز مردم همانند گوساله پرستي در زمان حضرت موسي باز مشرك شدند به خداوند عالم، و بت پرستي ميكردند در خانه خداوند و باز بايد ثابت ميشد كه بايد خداوند يگانه و حق و درستي پرستش شود

توجه داشته باشيد كه بنا به احاديث معتبر در زمان خاتم آل محمد (ص) عصر جهالت دوم ميشود يعني با اينكه دين درست خداپرستي در گذشته مشخص بود و سند محكم قرآن هم تكميل كننده است باز مردم به خداوند عالم شرك ميآورند و دنيا پرستي بلكه پول پرستي ،مقام پرستي ،خودپرستي ، شكم پرستي ، جنس مخالف پرستي ميكنند كه همانند بت پرستي همان شيطان پرستي  و غير خداپرستي است ، در واقع مردم در زمان ما هم باز به خداوند يگانه شريك ميآورند و مشركند و منفعت پرستي ميكنند و حق را قبول نميكنند مشركان

دين دنيا پرستي، دين اسلام و قرآن نيست

لطفا به بازگشت به دنيا پس از مرگ تا قبل از قيامت (3)   توجه كنيد

 


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۳۱ شهريور ۱۳۹۳ ] [ ۱۱:۱۴:۳۹ ] [ yahdi ]

بازگشت به دنيا پس از مرگ ، تا قبل از قيامت توسط آب نطفه ، تناسل ۱

بازگشت به دنيا پس از مرگ ، تا قبل از قيامت توسط آب نطفه ، تناسل ۱


گروه: مقالات مدير سايت
تاريخ درج: 1392/7/21
نويسنده: يهدي مهاجر
تعداد بازديد: 4

 

 

 

 

 

 

 

 

به نام خداوند بخشاينده و مهربان

 

 آيا خداوند وجود دارند يا نه ؟

  آيا قرآن كلام خداست ، قرآن چيست ؟

 

طبق سوره بقره آيه (2) : قرآن كتاب با عظمتي است كه شك در آن راه ندارد و مايه هدايت پرهيزكاران است .( شك به مسائل مطرح شده در قرآن ، راه ندارد مثل خلقت آسمانها و زمين و بيان اينكه مطرح ميشود شما انسانها را از آب نطفه خلق كرديم و از اين قبيل مسائل .....

 ميدانيم كه انسان هم جسم دارد و هم روح و منظور از شناخت قرآن ، شناخت روح است،و روح در جسم موجودات زنده  است .

روح چيست ؟

 براي اينكه بفهميم روح چيست ، ميتوانيم  حركت روح را وقتي كه خواب هستيم احساس كنيم .

ممكن است براي شما هم زياد اتفاق افتاده باشد كه به كسي فكر كنيد و اين فكر كردن باعث شود همان شخص در همان زمان به شما فكركند و شايد با شما تماس بگيرد و زنگ بزند ،در اين حالت گفته ميشود ، دل به دل راه دارد ولي در واقع اين رابطه ،رابطه و ارتعاش روح است كه همانند سيمكارت تلفن ، پيام را ميگيرد .

 روح نه ميميرد و نه ميخوابد وروح هم ، همانند جسم نيازبه آرامش و بي نيازي و عشق دارد و در اصل بايد براي بي نياز شدن روحمان كه زنده ابدي است ، كاري كنيم نه فقط به جسممان كه فاني است توجه كنيم .

جسم چون ميخوابد ، به آرامش ميرسد حالا ببينيم

چگونه روح را به آرامش برسانيم ؟

ميدانيم كه  روح از طرف خداوند بزرگ فرستاده شده و كساني كه روح را قبول دارند در واقع عالم غيب را قبول دارند و اين افراد در واقع عاقل و عالم هستند .

 عقل چيست ؟

عقل : پيغمبردروني و حق فرستاده شده از طرف خداوند به روح ماست و كساني كه از عقل خود استفاده نميكنند، همانند حيوان و بلكه از حيوانات هم پست ترند وبه همين خاطر از لطف خداوند بزرگ بي بهره ميمانند .

خدا چيست ؟

 

طبق آيه 35 سوره نور " الله نورالسماوات والارض" ،خدا نورآسمانها وزمين است،

نور چيست ؟

درمحيط اطراف ما نور يعني خورشيد وهرستاره درخشاني كه درآسمانها وزمين به خودي خود نور افشاني كند وباعث نوراني شدن اطراف شود و نوراست كه راه را نشان ميدهدوحتي برق هم در تاريكي باعث روشنايي ميشود كه خالق برق روشنايي بخش هم خداوند بزرگ است و در تاريكي مطلق باز نور وجود دارد كه ما نميبينيم و خيلي از حيوانات ميبينند و در تاريكي خيلي شديد هم ميتوان با استفاده از اشعه ماوراء بنفش اطراف را ديد و روح انسان هم از نور است كه در جسم وجود دارد ولي ديده نميشود بنا به مسائل مربوط به عالم غيب .

در طبيعت هرنوري كه خلق شده، بي شك خالقش خداست وچون خداوند نور وروشنايي را خلق فرمودند در اصل  خداوندبزرگ ، نور هستند و دليل اينكه مطرح ميشود نور در نور يعني نورحق و عدالت خداوند در درستيها ، كه راه نوراني شدن را نشان ميدهد ( نور باطن )  و خلقت نور (نور ظاهر )

 

 خلقت (نور ظاهر) فقط از طرف خداوند خلق كننده عالم است مثل خلقت خورشيد يا برق .

خلقت (نور باطن ) كه همان قبول حق و عدالت است كه بنده ي خداشناس به آن روشن ميشود و با قبول كردن حق ، علم درستيها را درك ميكند مثل قبول حق قرآن براي عمل در اجتماع ، كه با استفاده از اين درستيها به شرافت انساني و از خود گذشتگي ميرسد كه همان نور قرآن به روحيه طالب خوبيهاست .

( حرف حساب كتاب ندارد )

خداوند بزرگ نور هستند كه ميتوانند نور را خلق كنند .

خداوند بزرگ روح هستند كه ميتوانند روحيه انسانها و موجودات را خلق كنند .

 

وچون  روح ازخداوند بزرگ است پس روح در قيامت به شكل نور ظاهر ميشود .

اگر در دنيا به روح توجه كنيم ، به حقيقت وجود خداوند عالم آگاه ميشويم و قبول اين حقيقت يعني قبول خاصيت روح پاك خدا ، كه باعث ميشود خوبيها را انتخاب كنيم . (مثبت گرائي )

اگر در دنيا به روح توجه نكنيم باعث ميشود حقيقتي كه در طبيعت وجود دارد را قبول نكرده و منكر روح پاك خداوند شويم در صورتي كه قبول اين روح پاك ، ما را به سمت خوبيها در ذهن و عمل هدايت ميكند .

و كساني كه منكر روح باشند ، منكر اين هدايت به سمت درستيها شده و بديها را در نظر ميگيرند و در ذهن و عمل ، دائم براي منفعت جسم تصميم گيري ميكنند و چون فقط به نيازهاي جسمشان توجه ميكنند ، حق ديگران را در نظر نميگيرند و به حيوان شباهت دارند نه به اشرف مخلوقات .

 اگر روح را از برنامه ريزي زندگيمان خارج كنيم مثل اين است كه انسانيت و ميل به جاودانگي را از زندگي خارج كرده و روح پاك را رها كرده باشيم و در نتيجه به زشتي عمل و فساد ميپردازيم ودر حالي كه ميدانيم اشتباه است باز افكار زشت ما را راضي ميكند و در اين حالت مشكلات ديگرا ن براي ما مهم نيست مهم اين است كه فقط به نفع جسم خود چه كنيم ؟

و در اين نقطه فساد به وجود ميآيد ، در اصل با منفي گرائي فساد به وجود آمده است .

اگر به روحمان توجه كنيم به نور حق وعدالت خداوند ، آگاه ميشويم و به سمت كمال وروشني ، حركت ميكنيم در صورتي كه اگر به روحمان توجه نكنيم به سمت جهالت و شياطين افكارميرويم وبه عمل نادرست ميپردازيم.

 

نزديكي خداوند بزرگ به انسان مثل نزديكي نور است به جسم، ما به علم محدود خود نميتوانيم خداوند را وصف كنيم .

 به ديده مي توان در خورشيد نگاه كرد كه از خود زنده است هر چند خلق شده و روزي از بين مي رود ولي روشن بودنش براي ما مثالي است براي فهميدن چگونگي جاويد زنده بودن خداوند ، درحاليكه ميدانيم خداوند بزرگ فقط نور نيست،نور در نور  است، خالق  آسمانها و زمين است .

 هيچ موجود زنده اي، زنده نشد مگر به اراده خالق روح ،   روح در دنيا همان بخار آب موجود در جسم است كه ديده نميشود ولي وجود دارد .

 بعد از دنيا ، روح به شكل نور است و هر كس با اين همه آثار و نشانه هائي كه در طبيعت وجود دارد باز خداوند را نشناسد و خداوند را محدود بداند سخت جاهل و ظالم است چون درك فهميدن خلقت دنيا به فرمان خداوند را  ندارد و به خود ستم ميكند خداوند كه به بنده نياز ندارد انسانها نيازمند هدايت وبركت هستند و بايد بياموزند كه كار درست چيست چه بسا كساني ميآموزند كه دنيا دو روز است و همين جسم محدود ، پس بايد از دنيا تا آخرين نفس براي خوشي استفاده كرد و وجوديت درستي و نادرستي براي در دنيا بودن و بعد از آن بي معني ميشود.

خداوند بزرگ خالق آب ، بخار آب ،ابر، باران ، خاك ، زمين  و اكسيژن است وچون روح موجودات زنده ي اطراف ما از خداست ايشان محيط اطراف ما هستند ونزديكي خداوند به ما به نزديكي روح ما ، به جسممان است .

خداوند زنده بودن و زندگي هستند، در محيط اطراف ما هوا وجود دارد كه بخشي از زندگيست ، در واقع قسمت اصلي هوا ، اكسيژن ( بخار آب ) است كه براي تنفس و باقي ماندن روح در جسم لازم است .

خداوند درتمام زندگيها بوجود آورنده ي محبت هستند مثل محبت پدرومادربا بچه و برعكس يا محبت بين زن و شوهر ،

 در اصل تمام محبتهايي كه در عالم ديده ميشود از خداست .

بخشنده بودن خداوند هم از عشق و محبت ايشان است .

 خداوند بزرگ خلاقيت هستند، خالق تمام هستي ، علم هستند براي درك كردن، به هر حال براي اينكه بتوانيم خداوند را درك كنيم بايد از قلب و احساس خود كه مربوط به روح ميشود كمك بگيريم و تا روح خود را نشناسيم خداوند را به صورت درست درك نكرده ايم .

هر چند بگويند جهان خودبخود با يك انفجار بزرگ شروع شد ولي اگراحساس درك كردن داشته باشيم مي فهميم كه اين جهان با اين همه نظم و شگفتي نميتواند اتفاقي باشد و بدون شــك خالق بزرگي باعث بوجود آمدن اين جهان شده است .

(كسيكه خدا را مي شناسد هر اتفاقي را درك ميكند ولي كسي كه هر چيزي را اتفاقي مي داند خدا را نشنا خته است.)

، همه انسانها فكر ميكنند آدم خوبي هستند و حق و عدالت دارند و اين احساس، روح پاك خداست كه در جسم وجود دارد .

اگر اين روح پاك ، كه در جسم انسانها وجود دارد فقط به سمت جسم و خواسته هاي دنيوي هدايت شود، افكار زشت و محدود دنيا ، در نظر شخص ، زيبا جلوه ميكند و هر شخصي در پيش خودش فكر ميكند كه من آدم خوبي هستم و حق دارم ولي در اصل درستيها ، در اشتباه است .

و علت اين اشتباه ، اين است كه شخص به درستي هاي مربوط به روحش توجه نكرده و نيازهاي روحش كه همان حق و درستي است را ناديده گرفته ، درنتيجه فرق بين درست و نادرست را تشخيص نميدهد .

براي اينكه شخص به اشتباه نرود و به روحش توجه كرده و نيازهاي روحش را برآورده سازد بايد به معني هاي قرآن كه درستي ها و نادرستيها را ، نشان ميدهد ، توجه كند چون قرآن نشان دهنده راه حق از باطل است .

در نــوع نگرش و نگاه انسانها به هر موضوعي ، دو حالت وجود دارد :

1  منفي گرائي : در اين حالت شخص به بديها و نقصها بيشتر  توجه ميكند ، در نتيجه  ناتوان و نااميد است و هيچ حالتي باعث رضايت و خشنودي او نميشود و دائم در ندامت بسر ميبرد در نتيجه به خود و اطرافيانش ستم ميكند و از خوبي ها فاصله گرفته به بديها ميرسد و از خوبيها براي خود بديها را ميسازد.

2  مثبت گرائي : در اين حالت شخص به خوبيها و درستيها بيشترتوجه ميكند ، در نتيجه به زندگي اميدواراست و تلاش ميكند كه مشكلات را حل نمايد و هيچ مشكلي او را از رسيدن به هدف باز نميدارد واز اينكه خطائي مرتكب شده باشد،  نـميترسد و به درستيها ميرسد و آن را درك ميكند.

 كسي كه خطائي نكرده، همان كسي است كه كاري نكرده (منفي گرا )                                      

و كساني كه در عمل به علمي رسيدند ، همان كساني هستند كه بارها اشتباه كرده و نترسيدند (مثبت گرا )

 

در مورد نگرش به قرآن نيز، اين دو حالت منفي گرائي و مثبت گرائي وجود دارد كه اگر به ديد مثبت به موضوعات مطرح شده در قرآن نگاه كنيم ، متوجه درستي وحق مطلب آن شده و هدايت ميشويم در غير اين صورت چون قانونهاي جهل ، در جامعه ها عرف ميشود ، هر كار اشتباهي درست به نظر ميآيد مثل پرستش غير خداوند ، به عنوان نمونه ( پول پرستي )  

اينطور به نظر ميرسد كه افراد پولدار و ثروتمند در جامعه ، به كمال نزديكترند در حالي كه اشتباه است و اين افراد عدالتهايي كه در قرآن مطرح شده را رعايت نكردند  و با خود پرستي  حقوق اطرافيان خود را ناديده گرفته و صاحب ثروت زيادي شدند و خداوند (روح ) را از ياد برده ، و با ثروتي كه دارند به شكم پرستي ، جنس مخالف پرستي ، جسم پرستي و پول پرستي مشغولند و در واقع با افكار پليدشان شيطان پرستي ميكنند و اصحاب شيطان ميشوند و اين افراد جمع آوري ثروت را به خاطر اين اهداف پليدشان ميخواهند وگرنه جمع كردن ثروت ، به كارشان نميآيد .

 اگر انسان به نيازهاي جسمش ، به آن گونه كه نياز دارد توجه كند متوجه ميشود كه جسمش با مقدار كمي غذا سير ميشود و احتياجي به نيازمند بودن نيست .

همچنين با داشتن خانه اي كوچك كه در آن بتواند استراحت كند و امنيت داشته باشد ، حتي اگر اين خانه كوچك در روستا باشد ويا مورد تائيد اطرافيان دنيا پرست نباشد ، شخص در مورد خانه بي نياز است در دنيا .

داشتن امكانات و نعمتهاي خداوند خوب است به شرط اين كه حرص وطمع نداشته باشيم و براي رسيدن به آن ، كمال انسان  زير سوال نرود و كمال يك انسان يعني از خود گذشتگي .

انساني كه از خود گذشتگي داشته باشد هيچگاه خود پرستي نميكند به عنوان مثال: بخواهد خانه اي به چند برابر قيمت خانه هاي معمولي داشته باشد يا ماشيني كه به چند برابر قيمت ماشينهاي ديگر باشد و براي كسي كه خود پرستي ميكند مهم نيست كه ديگران در رنج و سختي باشند و از حداقل امكانات بهره مند نباشند .

در اصل بايد زندگي انسان متوسط باشد و از زياده روي و سستي پرهيز شود و به نعمتهايي كه دارد توجه و شكر گذاري كند .

اگر نعمتهاي خداوند را ناديده بگيريم از لذت آن بي بهره ميمانيم .

شكر نعمت نعمتت افزون كند ، كفر نعمت از كفت بيرون كند ، به اين دليل كه اگر به نعمتها توجه شود احساس رضايت به وجود مي آيد ،درحالي كه اگر به نقصها توجه شود احساس نا رضايتي بوجود مي آيد .  

اگر بخواهيم بي نياز باشيم بايد به امكاناتي كه داريم اكتفا كرده و نگاه مردم براي ما مهم نباشد به عنوان مثال به خانه كوچك و وسيله نقليه اي كه داريم بسنده كنيم و سعي و صفا داشته باشيم تا به وقتش خداوند بزرگ در كار ما پيشرفت قرار دهند و تلاش ما تلاش خداپرستانه يعني با توجه به خواسته خداوند باشد حتي اگر خانه اي كوچك باشد ماشيني كه سطح بالا نباشد بايد به همان بسنده كنيم و سعي و صفا داشته باشيم تا به مرور زمان و خواست خداوند به پيشرفت عادلانه برسيم كه اين پيشرفت همان بي نياز شدن است نه ثروتمند شدن

ولي در حالت خود خواهي و ثروتمند شدن به خود ستم ميكنيم

و هميشه نياز به فعاليت بيش از حد در مورد جسم فاني را داريم و شخص زمان تفكر به عدالت قرآن ويا درستيها را در مورد كارهايش را ندارد و فقط ميخواهيم به ثروت برسد حتي اگر تبديل به يك رباط يا حيوان ويا يك انسان بي رحم شويم كه اول منفعت خود را در نظر ميگيريم و به حق ديگران اهميتي نميدهيم .

اين افراد همانند حيوان رفتار ميكنند و اين كمال يك انسان نيست .

 شرك نياوردن به خداوند بزرگ ، كمال يك انسان است .

شرك نياوردن به خداوند بزرگ يعني اين كه به خاطر دنيا ، درستيها و حق مطرح شده در قرآن را رها نكنيم و بخاطر منفعت دنيوي خودمان ، حق را ناديده نگيريم .

براي اينكه به خداوند (نديده) توجه داشته باشيم بايد به روح خود و اطرافيانمان توجه كنيم و قرآن راه عادلانه آن را به ما نشان ميدهد تا فرق بين علم و جهل را تشخيص دهيم در واقع :                           

 

فرق بين علم و جهل همان فرق بين ايمان و بي ايماني است .

وقتي به پرستش غيرخدا پرداخته شود ( شرك به خداوند ) دنيا پرستي در مردم عرف ميشود  تا آنجا كه امام عصر خود را ديوانه ناميده و او را به جاي كسي كه دين را فاسد كرده است اشتباه ميگيرند و در واقع دين اين مردم مشرك و كافر، دنيا پرستي است و راه حق راه ديوانگي به نظر ميرسد .

علم چيست ؟

علم درست اين است كه از عدالت و انسانيت مطرح شده در قرآن دفاع شود حتي اگربهترين و خالص ترين بندگان خداوند كشته شوند و فرزند شش ماهه ، با لب تشنه ، در دست پدر، با تير سه شعبه نشانه گرفته شود و سر انسان بيگناه  با لب تشنه از پشت گردن بريده شود و سرش بالاي نيزه قرار گرفته و با اسب روي جسم مرده اش لگد مال شود و تا چند روز او را به خاك نسپرند و اهل بيت و خانواده اش اسير شوند به دليل اين كه در برابر ظلم و بي عدالتي ايستادگي كرد و نترسيد و هدف او دين درست و شرك نياوردن به خداوند بزرگ بود و اين كمال يك انسان است كه به دليل برقراري عدالت و انسانيت ، از جان خود و عزيزانش به خاطر حق بگذرد و ازخود گذشتگي كند و بگويد اي خداوند بزرگ من راضي ام به رضاي شما .

 سلام برلحظه ي به دنيا آمدن امام حسين (ع) و سلام و درود بر لحظه ي از دنيا رفتنش . 

علم درست اين است كه هم براي جسم و هم براي روح تلاش كنيم چون آدمي هم جسم دارد و هم روح و براي بي نياز شدن بايد به هر دو توجه شود .

بيشترازاين نميشود كه خداوند نمايان باشند چون ديگر به خداوند نديده و عالم غيب ( روح ) ايمان نمي آورديم و مثل فرشته ها عظمت و جلال خداوند بزرگ را مي ديديم و مطيع مي شديم در حالي كه اشرف مخلوقات بايد به علم برسد وبه عالم نديده و روح درستيها ايمان بياورد و اگربه علم نرسد ديگر از بهترين خلق شده ها نيست، خداوند خالق و داناي حكيم بي عيب و نقص و درستكار هستند و تمام فرمايشهاي ايشان درست و حقيقت هستند، در قرآن كه كلام خداوند بزرگ است و آخرين كتاب فرستاده شده از سوي خداوند بزرگ است ، هيچ عيب و نقصي نميتوان وارد كرد، مگر اينكه عيب و نقص از فهم نادرست و محدود ما باشد .

 انسان دردنيا محدود و نيازمند به آموزش است همانند كودكي كه بايد بياموزد كه با آتش بازي نكند و بزرگترها هم بايد بياموزند كه با آتش اشتباه و فكر نادرست و منفي گرائي كه باعث سوختن و عذاب دروني دلشان كه برگرفته از ترس از روي جهل است ، با افسوس و ندامت ونااميدي در حق خود ستم نكنند و هر دليلي براي اشتباه و ناراحتي و جهل را از خود دور كنند تادر آتش اشتباه نيفتند                       توانا شود هر كه دانا شود                           اگر جسم با تكرار اشتباه گرفتار عذاب شود روح هم آسيب مي بيند و از كمال خود دور ميشود و هميشه بايد بهترين كار را انجام داد و بهترين كار اين است كه هم به جسم و هم به روح توجه كنيم چه در دنيا و چه براي بعد از دنيا كه بنا به عدالت خداوند روح باقي است .

و درست اين است كه در هر كاري مشكلات را بشناسيم و اشتباه نكنيم تا موفق شويم قرار هم نيست در هر كاري كه وارد شديم و آينده را نميدانيم بار اول پيروز شويم و اگر راهي يا كاري درست است اگر ما درستي آن كار را رها نكنيم خلاصه پيروز ميشويم

 و در مورد دنيا هم بايد بدانيم كه چه كاري به درستي به نفع ماست و چه كاري به ضرر ماست تا بتوانيم به بي نيازي به صورت درست ، به آن گونه كه همه ي انسانها به دنبال آن هستند برسيم پس بدانيد بي نيازي فقط ثروت نيست چرا كه من ثروتمندان زيادي را ميشناسم كه نيازمند و گرفتار و نا اميد هستند چرا كه همه مشكلات را ثروت حل نميكند بسا خود ثروت هم باعث نيازمند بودن اين اشخاص است كه دائما كنترل و نگهداري شود و چون از دريچه درست نگاه به ثروت نشود شخص در اين حال هميشه نگران ودر تلاش حفظ و مال اندوزيست تا بميرد و هر چه اندوخت به كارش نيايد پس در مورد بي نيازي هم بايد به جسم توجه كرد و هم به روح ، به آن شكل درست، كه در ادامه توضيح ميدهم

 در مورد عشق هم كه همه به دنبال آن هستيم عشق فقط مربوط به جسم نيست من اشخاص زيادي را ميشناسم كه از پي عشق به جنس مخالف رفتند سر آخر زنا كار يا سر خورده شدند چون از راه درست وارد نشدند چون تمام خوبي ها كه ما به دنبال آن هستيم در جنس مخالف نيست بلكه خود جنس مخالف هم نيازمند است و به دليل جهل طبيعي اشتباه ميكند و خيلي راحت از روي خود پرستي و جهل احساس شما را ميشكند  در مورد عشق هم بايد هم به جسم وهم به روح توجه كرد عشق يعني خوبيها يعني خدا و هر خوبي كه به نفع شما واطرافيانتان است  و هر خوبي كه به نفع شما و اطرافيانتان نيست بدي و ضد عشق است .

 پس عشق واقعي ، عشق به خداست در واقع ما عاشق خوبيهاي اطراف خود هستيم كه بعضي اوقات براي اين خوبيها حتي جان خود را بي ارزش دانسته و براي آن از خود گذشتگي ميكنيم حال بخواهيم مادر يا پدر باشيم يا شهيد در راه خدا، به هر حال از خود گذشتگي انسانها زيباست و كمال انسان است .

 عشق به بديها ، عشق شيطانيست كه جهل است و به جاي اين كه به عشق برسيم و از نعمتهاي خدا به درستي بهره ببريم با عشق نادرست جسم نگري ، به خود و اطرافيانمان ظلم ميكنيم

 در مورد ميل به جاودانگي هم كه در تمام انسانها هست توجه به جسم و روح با هم مشكل را حل ميكند چرا كه جسم و دنيا فاني و روح باقيست واگر به روح خود نزديك شويم ديگر فكر  لحظه مرگ ما را پريشان نميكند .

    اي اهل ايمان سلام برشما مخصوصا سلام بر شيعيان

بياييد بزرگي قرآن و بي نقص بودن فرمايش خداوند بزرگ را به دنيا ثابت كنيم

 موضوع ما زنده بودن و از بين نرفتن است بايد توجه داشت كه فكر نكردن به لحظه مرگ چيزي را درست نميكند چون جسم جاويد نيست

  توجه داشته باشيد كه اگر در مورد چيز ترسناكي اطلاعات درست داشته باشيد و توانائيهاي خود را هم بشناسيد همانند كودكي كه از هر چيز بيخودي مي ترسد ، نمي ترسيد بلكه هيچ حالتي باعث ترس براي شما نميشود حتي مرگ ، چرا كه ترس از افكار شيطاني است و بعد از علم به حق ، نادرستي از بين ميرود .

به لطف خداوند مهربان براي شما توضيح ميدهيم تا متوجه ترسناك نبودن لحظه مرگ شويد .

 

لطفا به بازگشت به دنيا پس از مرگ ،تا قبل از قيامت (2)   توجه كنيد

 

 

 


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۳۱ شهريور ۱۳۹۳ ] [ ۱۱:۱۳:۲۸ ] [ yahdi ]

 بنام خداوند بخشاينده و مهربان

 

موضوع ما ، امام زمان چه شخصيتي دارند و كجا هستند ؟

بله دوستان در تمام روشهاي ظهور رسولان در گذشته و  موضوعاتي   كه مطرح ميفرمودند بنا به تحقيق و قرآن اين اطلاعات كامل را داريم .

تمام رسولان خداوند داراي بدن دنيوي بودند، همانند ديگر انسانها و تفاوت رسولان در دنيا با ديگر انسانها در بدن دنيوي نبود بلكه روح رسولان خداوند نسبت به خواسته هاي جسم كمتر توجه ميكردند و بيشتر توجهشان از سر علم و معرفت به حق خداوند خالق، روح بوده و در همين راه تمام عمر خود را وقف ميكردند و در نهايت همانند ديگر انسانها در زماني كه خداوند تعيين مي فرمودند از دنيا مي رفتند.

يعني براي به دنيا فرستاده شدن بايد به مادر فرستاده ميشدند تا عالم غيب مشخص نشود و زير سوال نرود ( منظور از عالم غيب زير سوال نرود يعني اينكه خداوند ميفرمايند اگر ما ميخواستيم دو فرشته به شما ظاهر مي كرديم تا همه ديده و مطيع خداوند شويد ولي عالم غيب نبايد ديده شود زيرا انسانها بايد با فهم خود حقانيت خداوند را ببينند تا اشرف مخلوقات باشند، حتي اگر فرشتگان را هم به ميان شما بفرستيم به جسم بشر مي فرستيم)    و همه رسولان هم همانند ديگر انسانهاي عصر خود جسمشان به صورت مشخصي مرده ميشد هر چند كسي كه در راه خداوند زندگي ميكند مرگش شهادت محسوب ميشود  ولي رسولان هم در هر حالتي جسمشان فاني ميشود به صورت مشخصي و از دنيا ميروند همانند ديگران.

عنوانهايي را هم كه مطرح ميفرمودند با هم مشترك بود و اصلي ترين عنوان اين بود كه به خداوند عالم شرك نياوريد و نيكوكار باشيد و حق راقبول كنيد ودر اصل براي هدايت مردم  وبراي به كمال رسيدن آنها ، با هواي نفس مردم عصر خود مخالفت كرده و روش درست زندگي را براي به كمال رسيدن روح را مطرح ميفرمودند و براي ثابت شدن بر حق بودن رسالتشان از طرف خداوند معجزه اي را  معرفي ميكردند و در مورد كشف معجزه ها بايد به قرآن توجه كنيم و هميشه اشاره آنها به اين بود كه به خاطر نعمتهايي كه خداوند خلق فرمودند براي استفاده انسانها نبايد با زياده خواهي از همان نعمتها استفاده شود تا خداوند و حق ايشان را ناديده گرفت و فقط به نعمتهاي جسمي دنيا توجه شود.

در شناخت رسول عصر ما يك نكته خيلي اهميت دارد و آن اينكه در قرآن بيان شده ، اي رسول ( حضرت محمد ص) با اينكه تو در اين جسم دنيوي خواهي مرد ديگران به دنيا زنده  باقي خواهند ماند منظور اين است كه امام زمان ما هم جسمي فاني دارد و از پدر و مادردر جسم به وجود ميآيد و روح امام زمان همانند رسولان پيشين زنده ابدي است و اين درست نيست كه ما، امام زمان مطرح كننده حق را در بدن روحي قائل باشيم كه توانايي هاي روح را دارد و حتما بايد نسبت به ديگر انسانها در جسم فرق كنند و عالم غيب را زير سوال ببرند و معجزه ايشان يا روش ظهور ايشان، عالم غيب را در عصر ما زير سوال ببرد و  حق هايي كه از طرف ايشان مطرح ميشود مثل رها نكنيد قرآن را در عمل كه به خداوند مشرك ميشويد را ناديده بگيريم( منظور اينكه اگر كلام خداوند ناديده گرفته شود يعني بي توجهي به خدا)

 و به نظر من غير طبيعي جلوه دادن، جسم امام زمان، دشمني با ايشان است چرا كه وقتي ايشان مثل حضرت محمد(ص) ظهور مي كنند مردم انتظار دارند كه غير طبيعي باشد وگر نه حق ايشان را قبول نميكنند و امام زمان بايد قانون خداوند را نقص كنند و عالم غيب را مشخص كنند تا مردم به كلام حق ايشان ايمان بياورند در حالي كه اين هرگز نخواهد شد حال در بياناتي كه از گذشته در مورد معجزات مطرح شده بايد توجه كنيم كه زياده روي و سستي در دين و تفكرات هر دو جهل است و اگر خداوند بخواهند براي شما روش درست ديدگاه نسبت به امام زمان را توضيح ميدهم تا اينگونه نشود كه بعد از، از دست دادن ايشان مثل رسولان پيشين افسوس بخوريم و از دين درست خداوند بي بهره بمانيم و به جاي يكتا پرستي و دوري از افكار شيطاني به دنيا پرستي و جسم پرستي بپردازيم و كم كم پيرو خواسته هاي شياطين در ذهنمان شويم و اين بد ترين حالتي است كه انسانها به آن گرفتار مي شوند و افكار زشتشان به نظرشان زيبا مي آيد تا آنجا كه كور و كر محشور مي شوند .

در مورد امتحان شدن بشر ، اگر قرار بود در آخر زمان عالم غيب برچيده شود از همان اول دو فرشته به ميان انسانها نازل ميشد تا كه همه ديده و مطيع قدرت خداوند شوند

و ديگر نيازي به كتابهاي آسماني و رسولان خداوند نبود

 پس درمورد امام زمان چيزي را نميدانيم ولي ميدانيم كه ظهور ميفرمايند

پس در مورد معجزه ايشان بايد دقت داشته باشيم كه قرار نيست عالم غيب زير سوال رود

داشتن دليلي كه به حق بودن رسول را براي اهل ايمان مشخص ميكند و در هر زماني معجزات بنا به فهم مردم همان زمان نشان دهنده بر حق بودن رسولان در آن زمان براي اهل ايمان بود و مشخصا در زمانهاي گذشته بنا به فهم كم مردم در خداشناسي معجزات

بايد به صورت عملي نشان داده ميشد از يك طرف اينكه مردم با اين مسايل و گفتگو ها به سمت آخر زمان و قرآن هدايت شوند و حالات ديگر به صورت مشخصي اتفاق مي افتاد كه آن معجزه ها هر چه كه بود باز باعث نميشد كه اهل جهل آن رسولان را تصديق كنند و  بيشتر زمانها مردم رسولان خداوند را  ميكشتند و يا ناديده ميگرفتند و ديوانه مي ناميدند

و در زمان ما چيزي كه خيلي اهميت دارد هر كس باخودش دوربين فيلم و عكس  بلوتوث ،  smsو تلفن همراه و تلوزيون و راديو و ماهواره اينترنت در همراه خود دارد كه ميتواند عكسي يا فيلمي يا مطلبي را به همه دنيا با يك گوشي ساده و يك وبلاگ رايگان ارسال كند و همه دنيا مطلع شوند حال بلوتوث و يا گفتار مردم با  هم ،هم به آن اضافه كنيد حال با خود تصور كنيد كه در يك همچين زماني امام زمان ظهور كنند و مسايلي را كه روحانيون ميگويند دليل ظهور امام زمان باشد حال شما بگوييد از ايمان به عالم غيب چيزي باقي ميماند وقتي مردم به چيزهايي كه ديده اند و شنيده اند ايمان آورده باشند آيا اين امتحان براي كمال است كه عالم غيب برچيده شود تا مردم حق را قبول كنند كدام رسول از طرف خداوند ظهور فرمود و بر خلاف هواي نفس و اهل كتاب و اهل ثروت دستور به حق نداد كه شرك نياوريد ،يعني  اعمال عرف در زمان ظهور در جهل و شرك است كه لازم به ظهور رسول است و رسول هميشه با عرف مخالف است كدام رسول را از اول كه ظهور كرد قبول كردند و پيرو او شدند؟

چه بسيار آزارها دادند حال شما اگر فكر كرديد امام زمان ظهور ميكنند و همه شيعيان پيرو ايشان ميشوند و آزار نميدهند وديوانه نمي نامند اشتباه ميكنيد بدانيد كه هميشه اهل ايمان به حق كم بوده و هميشه در اوايل ظهور رسول، مخالفان حق يعني كساني كه روح خود را به شياطين فروختند و اعمال و افكار زشتشان به نظرهايشان زيبا ميآمد با مسائلي كه رسول از طرف خداوند بيان ميفرمودند و ميفرمايند مخالفت و حتي دشمني فيزيكي ميكردند و ميكنند قرار نيست شياطين بيكار بمانند تا كه حق جاري شود بلكه خاصيت حق در اين است كه مخالفان هر چه بيشتر مخالفت كنند حق آشكارتر ميشود.

در زمان حضرت محمد ص قرآن نازل شد و در زمان خاتم آل محمد ص قرآن هفتاد بتن آن مشخص ميشود و اين هم معجزه امام زمان ما است حال اهل كتاب  قرآن كه قبول دارند كه تمام علم را فرا گرفتند و از هفتاد بتن قرآن بيش از ده بتن را نميدانند ولي با اين حال به خود مقام ربوبيت و دانشمندي را ميدهند حقهاي بعدي را قبول نميكنند  مثل هميشه در گذشته

چون فكر ميكنند در موضوعات قرآن ديگر چيزي براي بحث يا عمل باقي نمانده در حالي كه قرآن در اصل عمل نميشود كه فساد همه جا را گرفته و مردم غير خدا پرست شدند مقام پرستي ميكنند عمل به حق يادشان ميرود شكم و زير شكم پرستي ميكنند قبول حق و عمل به آن يادشان ميرود و براي جسم منفعت پرستي ميكنند و به حق هيچ كاري ندارند حال شما سختي ظهور امام زمان را تصور كنيد كه جسمي محدود دارد همانند ديگران ولي هدفي بزرگ دارد همانند رسولان به هر حال عالم غيب نبايد زير سوال رود و اينگونه نيست كه در اول ظهور اين فرمانده بزرگ،  مشكلات مردم در زمان ظهور حل شود بلكه مخالفت شديد حق بر عليه نا حق را خواهيم ديد مثل هميشه حتي اگر روز عاشورا باز اتفاق بيفتد البته سنت خداوند است كه هميشه حق بر باطل پيروز ميشود

در سوره الانبياء در آيه 2 خداوند ميفرمايند : مردم غافل، هيچ پندي از جانب خداوند نيايد جز آن كه پند را شنيده و باز به بازي دنيا عمر مي گذرانيد

نشانه رسالت: و ما پيش از تو اي رسول كسي را برسالت نفرستاديم جز مردان پاكي را كه به آنها (در ذهن) وحي فرستاديم(7) (چون حق را قبول ميكردند وحي را درك كرده و هدايت ميشدند و بخاطر خداوند تلاش ميكردند كه حق را به مردم

بياموزند بر عكس شياطين كه تلاش ميكنند حق باقي نماند ، و كساني كه وحي ذهن را درك ميكنند وحي در طبيعت را هم درك ميكنند و چون قدرت درك حق و وحي بالا ميرود خداوند با اين رسولان حق، روشنتر ارتباط برقرار ميفرمايند و برعكس هر كس كه در بد عملي بيشتر پيش ميرود شياطين با او بهتر ارتباط برقرار ميكنند و انسان در اين حالت مطيع شياطين ميشود و در مورد رسولان ميدانيم كه مطيع خداوند هستند

و ما رسولان را بدون بدن دنيوي قرار نداديم تا به غذا و طعام محتاج نباشند و در دنيا هميشه زنده بمانند (8)

همانا به سوي شما امت كتابيكه مايه شرافت و عزت شماست فرستاديم آيا نبايد در اين كتاب بزرگ فكر كرده و حقايق آنرا فهم كنيد؟(10)

آيا كافران نديدند كه آسمانها و زمين بسته بود ما آنها را بشكافتيم و از آب هر چيزي را زنده گردانيديم چرا به خداوند ايمان نمي آوريد(منظور چرا در آيات خداوند فكر نميكنيد تا واقعيت را درك كنيد)(30)و ما به هيچكس پيش از تو عمر ابد نداديم آيا با اينكه توخواهي مرد ديگران به دنيا زنده مي مانند؟(34)

1 در حالي كه حضرت محمد (ص) در دنيا جسمي محدود به زمان دارند و حتي اگر هم عمر درازي كنند همانند نوح (ع) به پيري ميرسند و فرسودگي و در هيچ كدام از رسولان گذشته اين تفاوت نبوده است كه در دنيا زنده بمانند و در جسمي باشند كه پير نشوند و در عين حال در ميان مردم هم نباشند و به عنوان رسول تمام تلاش خود را نكنند كه حق را در زمين به برتري برسانند در واقع هنوز در بدن دنيوي ظهور ميكردند همانند رسولان گذشته، پس ما در مورد امام زمان خود آيا اطلاعات درستي از قرآن داريم يا اينكه باز شيطان درذهن و در گذشته فساد كرده است تا حق را نادرست جلوه دهد روش شياطين اينگونه است كه حق را با خواسته بشر و دروغ و عدالت، تركيب ميكند و واقعيت را به گونه اي ديگر جلوه ميدهد كه حتي افكار و اعمال زشت ، زيبا جلوه ميكند و در ذهن انسانها براي اين موضوع تلاش و برنامه ريزي ميكند به مرور زمان .

2 هيچكس از مردم در دنيا عمر ابد ندارد و همانند ديگران ميميريم و تا كنون تمام انسانها همينگونه بوده اند و اگر عمر درازي كردند از جواني آنها كاسته و به فرسودگي آنها پيوسته است و هيچ تفاوتي در نوع زنده شدن و مردن انسانها وجود ندارد مگر اينكه شيطان باز دروغ بزرگي به ذهن ما به مرور زمان گفته باشد

 البته ميدانيم كه رسول عصر ما اولين رسول فرستاده شده نيستند كه ما معني رسول را متوجه نشويم البته طبيعي است كه شياطين بعد از ديدن چنين مطالبي ، به خاطر مخالفت با حق كه نبايد مشخص شود تا كه ناحق زير سوال رود مخالفت شديدي ميكنند ولي بد بختي آنها اينكه هر كاري ميكنند حق مشخص تر ميشود حتي اگر به شديد ترين حالت امام حسين و اطرافيانشان شهيد شوند باز با شديد ترين حالت ممكن حق مشخص ميشود و ناحق از بين ميرود به همين خاطر شياطين در ذهن اينگونه جلوه دادند كه در حدود 300 سال كه چند برابر عمر يك انسان است و چندين برابر عمر دوره هاي سياسي قدرتمندان هر كشوري كه در اين زمان طولاني و خارج از خواسته هاي انسان و مشخصا خواسته هاي شياطين كه در اين دوره طولاني تمام امامان ما شيعيان بعد از امام حسين(ع) مسموم شدند و به شهادت رسيدند همانند امام حسن (ع) و اين نيست جز خواسته شيطان كه به دست اصحاب شيطان عمل ميشود و اصحاب شيطان حتي نميدانند كه چه بلائي به سر خود مي آورند   حال در زمان ما قرآن مطرح  مي شود و اصحاب شيطان فيلتر مي كنند مثل سايتهاي قرآني ، سايت قرآن رها شده در عمل www.inast-rasolema.org

Yahdi.parsfa.com

Yahdi.blogdoon.com

Yahdi…………….ir البته در عوض هر سايت فيلتر شده به روح اجدادم 40 عدد سايت يا وبلاگ جديد به تمام زبانهاي دنيا و اسمهاي متفاوت مي سازم البته وقتي كه مرا كشتند تازه مطالب خوانده ميشوند البته قرار نيست سيد شيعه ديگر به دنيا نيايد و راه رسولان گذشته را ادامه ندهد تا كنون اجدادم را كشتند ولي ما هنوز هستيم و با كشته شدن ما مشكلات شياطين حل نميشود  چرا كه هميشه حق بر باطل پيروز ميشود حتي اگر زمان طولاني حق نباشد ولي به لحظه اي كه همانند نور بتابد در تمام تاريكي ها باز مشخص كننده راه خداوند است  

 و باز ميدانيم كه با رسولان پيشين يعني با پدران امام زمان ما كه ظهور كردند چگونه رفتار كرده اند هميشه مردم منتظر ظهور رسول خداوند در هر عصري بودند ولي وقتي رسولان خداوند ظهور ميفرمودند مردم با آنها مخالفت كرده حتي به قتل ميرساندند آنهم از جهل ، بخاطر اينكه هميشه شياطين در ذهن ما رسولان را به گونه اي ديگر و متفاوت با ديگر انسانها جلوه ميدادند و مي دهند هميشه جسم رسولان در نظر گرفته ميشود در حالي كه از نظر جسمي رسولان هم انسانهاي محدودي هستند و نامحدودي رسولان خداوند در روح آنها است كه مورد توجه قرار گرفته نميشود و به حق رفتار و كردار آنها توجه نميشود و در كل حقيقت آنها در اجراي درست خداپرستي است كه متفاوت با ديگر انسانها است و در كل انسان به تمام معنا مطيع خداوند يعني رسول خداوند و نشانه حق در دنيا كه بر عليه باطل و ناحق مقاومت كرده و تمام تلاشش اين است كه تا لحظه آخر زندگيش باطل را نابود كند و همواره از خداوند در اجراي حق و از بين بردن ناحق مدد ميخواهد.

و اين قرآن كتابيست با اندرز و تذكر و بركت بسيار، كه ما آنرا فرستاديم آيا شما آنرا انكار خواهيد كرد؟(50)

امشب كه اين مطالب را مينويسم شبي است كه امام علي (ع) به شهادت رسيدند و مردم در اين شبها ناراحت آن زماني هستند كه براي امام علي ع كاري نكردند ولي بهتر است به حال خودمان ناراحت باشيم كه آيا پيرو حق امام زمان خود ميشويم يا نه آيا به دليل مطرح شدن حق خداوند كه مخالف هواي نفس ما است براي اينكه اصلاح شويم و از جهالت بيرون رويم حق را قبول و عمل ميكنيم يا همانند پيشينيان، پيرو نا حق پيشينيان خود ميشويم و امام زمان را تكذيب ميكنيم

از موضوع رسولان پيشين شروع ميكنم پناه به خداوند عالم از شر و وسوسه شيطان مردود بنام خداوند بخشاينده و مهربان در مورد امام زمان تحقيق ميكنيم

و ما ابراهيم (ع) را كاملا به رشد و كمال خود رسانديم و ما به شايستگي او بر اين مقام دانا بوديم (الانبياء از آيه 51) ( يعني حتي رسولان خداوند بايد اعمالي داشته باشند كه به مقام رسالت برسند ، حتي بزرگترين پيغمبران خداوند هم بنا بر اينكه انسانهاي پاكي بودند پس لازم به امتحان شدنشان بود همان طور كه انسانهاي ديگر امتحان ميشوند و خداوند ميان بندگان خود فرق نميگذارند كه بدون دليل كسي را برتر كند و يا بدون دليل كسي را بدتر كند و هر كس خودش به مقامي كه هست با حمايت خداوند ميرسد اگر بخواهد خوب باشد و شرك نياورد خداوند راه را نشان داده و كمك ميكند و اگر بخواهد بد باشد خداوند باز راه را نشان داده و به شياطين ميسپارد و چه بد عاقبتي بد عملان مشرك دارند

حضرت ابراهيم (ع) با اينكه  يكي از بزرگترين رسولان فرستاده خداوند بود ببينيد چگونه آغاز كرد رسالت را تا به عنوان يك رسول در ميان مردم ظهور كرد :

به پدرش و با مردم گفت اين مجسمه هاي بي اثر و بتهاي بي روح چيست كه شما بنام خدائي مي پرستيد و بر آن عمري متوقف شده ايد (52)آنها به ابراهيم (ع) پاسخ دادند كه ما پدرانمان را بر پرستش اين بتان يافته ايم (53) ابراهيم (ع) گفت همانا شما خود و پدرانتان همه سخت در گمراهي بوده ايد و هستيد (54) مردم به ابراهيم (ع) گفتند آيا تو بر عليه شرك ما و اثبات توحيد دليل مشخصي داري يا سخني بازيچه و بيهوده ميراني؟ (55)( پس دليل به حق هم در كلام رسولان ديده و شنيده ميشود)

 ابراهيم (ع) گفت : كه خداي شما همان خدائيست كه آفريننده آسمانها و زمين است و بر اين سخن به يقين گواهي ميدهم (56) به خداوند عالم قسم كه من اين بتهاي شما را با هر روشي كه بتوانم در هم ميشكنم بعد از آنكه شما براي تفريح يا زندگي از بتخانه بيرون رويد (57) در آن موقع به بتخانه رفت و همه بتها را در هم شكست بجز بت بزرگ آنها تا به او رجوع كنند (58) مردم آن شهر گفتند كسي كه اين بتها را نابود كرده همانا بسيار ستمكار است (59)مردم گفتند كه ما جواني ابراهيم نام را شنيده ايم كه نام بتان را به بدي ياد ميكرد (60) مردم گفتند او را حاضر سازيد تا در حضور جماعت بر اين كار او گواهي دهند (61) به او گفتند اي ابراهيم آيا تو با خدايان ما چنين كردي ؟ (62) ابراهيم در مقام پند به آنها گفت بلكه اين كار را بزرگ آنها كرده است شما از اين بتان سوال كنيد اگر سخن ميگويند (63) آنگاه مردم با خود فكر كرده و به هم گفتند البته شما ستمكاريد كه اين بتان را ميپرستيد (64) پس در حقيقت روشن ابراهيم (ع) همه سر به زير شدند گفتند تو ميداني كه اين بتان را نطق گويايي نيست (65) ابراهيم (ع) به مردم گفت آيا خداوند خالق را كه هر نفعي بدست اوست را رها كرده ايد و بتهايي را ميپرستيد كه هيچ نفع و ضرري براي شما ندارد (66) اف بر شما و بر آنچه بجز خداوند يكتا مي پرستيد آيا شما عقل خود را هيچ به كار نمي بنديد ؟(67)  مردم گفتند ابراهيم را بسوزانيد و خدايان خود را ياري كنيد اگر كاري ميخواهيد بكنيد (68) خواستند ابراهيم (ع) را بسوزانند و خداوند آتش سوزان را از او دور و سرد كرد ولي باز مردم در مقام كينه و مخالفت با او بر آمدند و خداوند مخالفتشان را باطل كرده و آنها را بسخت ترين زيان و حسرت انداخت (70)

 و ما ابراهيم را با لوط برهانيديم و به سرزميني كه آن را بركت جهانيان قرار داديم بفرستاديم(71) (لوط(ع) هم يكي از رسولان خداوند بود كه با مردم مخالفت ميكرد كه غير خداوند پرستي نكنيد حال غير خدا پرستي ميتواند بت پرستي باشد ميتواند جنس مخالف پرستي باشد وهم ميتواند همجنس پرستي باشد توجه كنيد هر عملي در دنيا كه باعث شود قانونهاي مشخص شده حق خداوند براي اعمال نيكو ، ناديده گرفته شود و عمل نشود يعني كلام حق خداوند ناديده گرفته شده است و چون اگر كسي كلام حق خداوند را ناديده بگيرد يعني در واقع خداوند را ناديده گرفته است و انسان بايد منفعت جسمي مشخصي داشته باشد كه چون براي رسيدن به آن بايد حق را ناديده بگيرد پس غير حق خداوند را مي خواهد حال جنسي باشد ، مربوط به خوراكي ها باشد شكم پرستي ، يا هر منفعت جسمي ديگر كه باعث شود روح ناديده گرفته شود و شخص به بد عملي رو بياورد و حق با خواسته اش مخالف باشد در كل اين ناديده گرفتن حق يعني شرك يعني غير خداوند پرستي و اين يعني شرك و تمام خواسته هاي جسمي جزو منفعت جسمي پرستي است به صورت غير مستقيم يعني دنياي جسمي راكه شيطان براي ما زيبا جلوه ميدهد را پرستش ميكنند يعني شيطان پرستي نه خداپرستي و اين يعني شرك به خداوند عالم كه در جهان پر شده از اين شرك

 و لوط(ع) رسول خداوند بود و حق را بيان ميفرمود كه بر خلاف هواي نفس مردم بود ميدانيم كه كسي كه حق خداوند را بيان ميكند ، حق خداوند در موقعي كه بيان شد ، يعني حق خداوند فرستاده شد و كسي كه حق را بيان ميكند يعني كسي كه خداوند فرستادند كه حق را بيان كند و در كل هركس كه باشد حق را بيان كند و خود عمل كند يعني فرستاده خداوند ، رسول خداوند، ودر هر موضوعي ميزان وجود دارد كساني كه در اول بيان حق هستند و عمل ميكنند رسولان و كساني كه پيرو آنها هستند پيروان حق كه در كل همه فرستاده حق هستند و رسالت ميكنند و طرف حق هستند و عكس آنها ميشود ، اصحاب شيطان كه فرستاده شده از طرف ناحق هستند و همه  شياطين محسوب ميشوند كه با كمك خداوند و اهل خداوند اهل حق آنها را از پا در ميآوريم و ياد و راه اجدادم را به آن گونه كه بود زنده ميكنيم هر بار هم كه ما اهل ايمان به خداوند بميريم تا قبل از قيامت در همين دنيا و در جاي بهتر ديگري به دنيا ميآييم تا شياطين بدانند قدرت حق فقط پايدار است

و به ابراهيم ، اسحق و فرزند زاده اش يعقوب را عطا كرديم و همه  صالح و شايسته رسالت به امر خداوند شدند(72)( اسحاق و يعقوب هردو رسولان خداوند بودند كه از همانند ديگر رسولان از كودكي مشرك به خداوند نبودند و مورد امتحان هم بودند و صالح بودند و حق خداوند را بيان ميفرمودند و عمل ميكردند به اعتقاداتشان، و جسم يك انسان محدود را داشتند و بر خلاف هواي نفس مشركان دستور به حق خداوند ميدادند و با آنها مخالفت ميشد و بر حساب همان دوره كه رسولي حق را بيان ميكرد در كل يعني آن رسول در آن زمان ظهور كرده بود به امر خداوند

آنان را پيشواي مردم ساختيم تا خلق را به امر ما هدايت كنند(73)

حال به ياد بياوريد قبل از اين رسولان حكايت  نوح (ع) را، كه اورا به رسالت فرستاديم (در آن دوره ظهور كرد در جسم بشر با محدوديت و بر خلاف خواسته هاي مردم حق را بيان ميفرمود و ايشان را هم ديوانه مي ناميدند ولي كساني كه حق را قبول نميكردند نابود شدند حتي نوح (ع) نميتوانستند پسر خود را نجات دهند ، حتي زن نوح (ع) و لوط (ع) مخالف آنها بودند در بحث حق و هميشه رسولان خداوند در جسم محدود بودند همانند ديگر انسانها و فرق رسولان با مردم اين بود كه رسولان حق خداوند را بيان ميفرمودند و عمل ميكردند و از مردم هم ميخواستند كه عمل كنند و به ديگران حق را بياموزند ولي مردم باحق روح و خداوند كاري نداشتند و حتي مخالفت ميكردند چون منافع جسمي آنها را زير سوال ميبرد ) وبا نوح مردم راه مخالفت و عصيان پيش گرفتند و ايشان خداوند را به ياري خويش خواند ما هم او و اهل بيتش را از بلاي سخت نجات داديم (76)

و بياد آوريد احوال داوود و سليمان را  (78) رسولان حق در زمان خود ظهور كردند وحتي آموزش ميديدند در دنيا به وحي به ذهن آنها و آنها هم در قضاوت امتحان ميشدند و مشخصا با آنها هم مخالفت ميشد و در مورد حضرت سليمان كه تمام كتابها را جمع آوري كرد و در زير بيت المقدس اورشليم مخفي كرد چون مردم به جادوگري رو آوردند به جاي اينكه خداوند را ستايش كنند با اين ديدگاه شيطاني كه جادوگر از خداوند هم بالاتر است به هر حال با اين رسولان هم مخالفت شد و آنها هم جسم بشري داشتند و با خواسته هاي مردم بد مخالفت ميكردند و چون خيلي از دوران آخر زمان دور بودند معجزاتي هم كه داشتند در خور آن دوران به عدالت خداوند بود ولي باز نميتوانيم بگوئيم در مورد آن دوران به طور كامل چه ميدانيم ، ميدانيم كه شياطين از اول خلقت انسان به زمين فرستاده شدند و تا كنون در حال تلاش براي ويران كردن حق خداوند هستند پس بدون شك بسياري از اطلاعات ما از گذشته به صورت طبيعي بايد اشتباه باشد ولي به هر حال در زماني كه هستيم ميگوييم حقايق خداوند را قبول داريم چون به خداوند ايمان داريم ولي به هر حال دليل نميشود كه چون بادها مسخر سليمان بودند و در نوع چگونگي جاي بحث است ولي باز بااين حال كه قالي سليمان  واقعيت داشته پس امام زمان هم بايد با قالي يا باد جسمش به مسافرت رود وگرنه امام زمان نيست امام زمان بايد غيب شود وگرنه امام زمان نيست امام زمان بايد آنگونه كه ما فكر ميكنيم باشد در جسم وگرنه امام زمان نيست

آقا اگر از شما كسي ميتواند دين درست را تشخيص دهد برود جاي خداوند بنشيند چرا خداوند بايد رسولي را بفرستند تا جهل ديدگاههاي مردم را از بين ببرند و مورد آزار قرار بگيرند شما اگر خودتان ميتوانيد مشكلات خود را حل كنيد

ميدانيد اگر وقتي كه رسولي بايد باشد ولي نباشد چه ميشود ، مثل اين است كه وقتي كه جهان از سرما و تاريكي در حال نابودي است بايد خورشيد بتابد هر چند مردم خود را براي نجات پاره كنند اگر خورشيد نباشد ديگر اگر همه مردم دنيا با هم متحد شوند كاري نميتوانند بكنند

در اين زمان نگاه كنيد ناحق در حال نابود كردن حق است قدرتمند تر از هميشه و هر كس كه بخواهد كاري كند چون در جهالت دوم هستيم كه جهالت همه دنيا را گرفته و مردم دنيا فقط به جسم كار دارند ،  اگر افكار رسولان پيشين آنگونه كه بود بر حساب يكتا پرستي و عمل اجرا نشود ديگر از انسانيت چيزي باقي نمي ماند و انسانهاي گمراه جسم پرست با حيوان فرقي نميكنند كه امتحان شوند يا نه همانند حيوان زندگي جسمي را دنبال ميكنند تا بميرند  بايد راه درست مشخص شود تا اشرف مخلوقات بنا به امتحان از بشر جدا شود خداوند فرمود براي شما رسولاني ميفرستم تا راه را به شما نشان دهند 1 حتما بايد رسول باشد مردم عادي ناتوان هستند ، رسول به جسم رسول نميشود به روح رسول است 2 شياطين فقط تا زماني كه رسول نيست ميتوانند جهالت را زياد كنند و حتي اگر كسي بخواهد جهل را از بين ببرد به گونه اي ديگر وارد جهل ميشود اگر پيرو رسولان حق نباشد

به ياد بياوريد احوال ايوب را وقتيكه دعا كرد  كه اي پروردگار مرا بيماري و رنج سخت رسيده و تو از همه مهربانان عالم مهربانتري(83) يعني اينكه حضرت ايوب (ع) با اينكه در دوران خودشان به عنوان يك رسول بيان كننده حق از طرف خداوند ظهور فرمودند بنا به اينكه يك انسان بودند حتي مريض هم ميشدند همانند ديگران و اين خداوند عالم بود كه بايد باز به ايشان كمك ميكردند كه مشكلاتشان حل شود همانند ديگر انسانها پس نتيجه ميگيريم كه رسولان از نظر جسمي توانايي بيشتري نسبت به ديگر انسانها ندارند مگر اينكه در شرايط خاص بنا به علمي كه رسول به آن رسيده است به امر خداوند معجزه اي اتفاق بيفتد و در غير اين صورت اين درست نيست كه ما فكر كنيم كه يك رسول حتما هميشه بايد از نظر جسمي باديگر انسانها فرق داشته باشند وگرنه رسول نيستند اصلا تفاوت رسولان با ديگر انسانها در نوع تفكرشان است

 و نيز به ياد آوريد حال اسماعيل و ادريس و ذوالكفل را كه همه از بندگان صابر ما بودند (85) وما آنها را برحمت خود در آورديم زيرا آنان از نيكان عالم بشمار بودند (86) توجه كنيد حضرت اسماعيل و ادريس و ذوالكفل هم با اينكه رسولان خداوند بودند باز همانند ديگر انسانها در مورد هدفشان بايد صبر و صبوري پيش ميگرفتند و آنها هم در زمان خود هر كدام از طرف خداوند براي بيان حق ظهور كردند و خداوند به آنها مقام رسالت دادند و داخل رحمت خود كردند چون آنان بندگان نيكوكار خداوند بودند و نيكي آنها بر بدي سبقت گرفت و هدف آنها به سمت حق و پاكي ها بود و در واقع به اين دليل رسول بيان كننده حق خداوند شدند كه خود در حق خداوند زندگي  ميكردند و اين يكي از حالات حق است كه كسي كه حق را فراگرفته به ديگران هم مي آموزد و تبديل به فرستاده حق خداوند ميشود و خداوند او را تبديل به رسول حق كرده است و اين درست نيست كه يك رسول حتما بايد از لحظه تولد رسول محسوب شود بلكه بايد خود در حق باشد و ديگران هم به حق دستور دهد و اگر بگوييم كه اي آقا رسولي كه در ميان ما متولد شد و در ميان ما زندگي كرد و در ميان ما غذا ميخورد و در ميان ما مريض شد و حتي در ميان ما به شكلي ديگر فكر ميكرد و زندگي ميكرد كه به خداوند ايمان متفاوت داشت و به ديگران هم همان را توصيه ميكرد و ما هم او را به نام انساني ديوانه ميشناسيم كه رسول نيست چرا كه ما اگر هر چقدر هم كه نادان و جاهل باشيم باز هر چه كه تصور كنيم درست است ، و اين مردم هستند كه رسولان خداوند را تائيد ميكنند  نه خداوند و كسي كه خواسته هايش با ما فرق كند در عمل و خدا پرستي كه نميتواند رسول باشد رسول موجود خوبي است كه فقط مشكلات مالي دنياي فاني ما را حل ميكند در غير اين صورت هر كه باشد ما او را به چشم نديده ميگيريم چه بسا اگر منافع مالي ما را زير سوال ببرد او را تيكه تيكه ميكنيم ، اين تصور خاك بر سران دنيا پرست است كه در جهالت از حيوان هم نفهم ترند حال بدتر اينكه  اعتقاد دارند كه خداي فهم و شعور هستند

و بياد آوريد حال يونس را هنگامي كه از مردم خود عصباني بود و بيرون رفت و چنين پنداشت كه ما هرگز اورا در مضيقه و سختي امتحان نميكنيم (87) توجه كنيد به اينكه رسولان هم ناتوانايي هايي داشتند همانند ديگران ولي رسولان بعد يا قبل از سختي به خداوند ايمان دارند و هرگز به خداوند عالم شرك نمي آورند

و بياد بياوريد حال زكريا  را هنگامي كه خداوند را ندا كرد كه پروردگارا مرا يكتن و تنها وا مگذار كه شما بهترين وارث اهل عالم هستي (89)  پس ما هم  دعاي او را اجابت كرديم و  يحيي را باو عطا فرموديم  

آنها در كارهاي خير عجله ميكردند و در حال ترس و اميد خداوند را مي خواندند و هميشه به درگاه خداوند فروتن و تسليم بودند (90)

 و خداوند از همه انسانها ميخواهند كه اينگونه پاك باشند و رسولان به آن پاكي كه بايد رسيدند تا كه حق را بيان كنند

سلام و درود به لحظه به دنيا آمدن حضرت يحيي (ع) و لحظه اي كه باز پس از مرگ زنده مي شود كه حضرت يحيي (ع) بشارت دهنده ظهور حضرت مسيح (ع)بودند و هميشه رسولان به رسولان بعدي مژده ميدهند

و بياد بياوريد مريم را كه چون پاك بود خداوند براي او روح عيسي (ع) را فرستاد (91)  در عين حال دليل نميشود كه همه رسولان بايد مثل عيسي (ع) روح متفاوتي داشته باشند در عين حال هر چه كه هست اينگونه است كه حتي عيسي (ع) را هم به بد ترين شكل كشتند ، حتي اگر نكشتند باز قصدش را كه داشتند ، يهوديان  مسيح (ع) را كشتند و همان يهوديان دين عيسي (ع) را ترويج دادند حال ميدانيم آخرين دين فرستاده شده از طرف خداوند اسلام است و مسلمين از دوران نوح(ع) بودند و اسلام از حضرت ابراهيم (ع) شروع شد در ادامه دين پيرو ما شيعيان باشيد و در اصل ما تحقيق كنيد نه در عمل كساني كه دين را رها كرده و به دنيا پرستي مشغولند بدانيد مسيح (ع) مي آيد و به اين عدالت خداوند گواهي ميدهم

سلام و درود به لحظه به دنيا آمدن حضرت مسيح (ع) و لحظه اي كه باز پس از مرگ زنده ميشود توجه كنيد حضرت مسيح (ع) را يهوديان كشتند و در ادامه در مورد ترويج دين مسيح همان يهوديان دينش را ترويج دادند و بدون شك يهوديان شيطان پرست در اصل بيان حقيقت آيين يكتا پرستي حضرت مسيح خيلي از مسايل را تغيير دادند همانند عمر عثمان ابوبكر كه به خاطر مقام دنيا در خلافت رسول خداوند ، حق را ناديده گرفتند و نسبت به امام علي (ع) بي توجهي كردند و از خود ديني ساختند كه برخلاف آيين پاك يكتاپرستي حضرت محمد (ص) بود همان ديني كه امروز ميبينيم آيين شرك دنيا پرستي ولي با نقاب خدا پرستي ، در ظاهر خداپرستي ولي در باطن دنيا پرستي و شيطان پرستي

حتي حضرت موسي (ع) هم جسمي داشتند كه به دنيا آمده و به صورت مشخصي زندگي كردند و امتحان شدند و هم باز مثل ديگران پير شدند و از دنيا رفتند ظهور كردند و در ميان مردم زندگي كردند و انسان پاكي بودند با درصد بالا از پاكي ها در وجودشان و هر چه كه شد اين نبايد در نظر گرفته نشود كه در چند روزي كه حضرت موسي(ع) در ميان مردم نبودند مردم گوساله پرست شدند و يا بعد از حضرت موسي (ع) تا كنون مردمش به درستي دين ايشان را پيروي ميكنند ، مشخصا نه مگر تعدادي خيلي اندك

 در مورد اسلام و حضرت محمد (ص) هم همينطور بعد از مرگ ايشان آيا دين ايشان به درستي عمل ميشود ، مشخصا نه   و در مورد خيلي از اطلاعاتمان در ذهن شياطين فساد كرده اند و از گذشته برنامه ريزي كرده اند كه اينقدر جهالت زياد شود تا كه شرك زياد شده باشد و اين دليلي است كه فرستاده خداوند در ميان مردم ظهور كنند و بخواهند كه شرك نياوريد حال ما در مورد افكار اشتباهمان چه ميدانيم و يا ما درباره ظهور امام زمانمان كه يك انسان است چه ميدانيم و يا ما در مورد شياطين افكار چه ميدانيم

 

در سال (632) حضرت محمد (ص) درگذشت ، در لحظات آخر عمرش ، پيروان و اصحاب ايشان ، اطرافش جمع شدند تا به ايشان تسلي و آرامش دهند، و آخرين تقاضاهاي ايشان را دريافت كنند

و تقاضا ي پيامبر بزرگ ما اين بود ، در وقتي كه مردم پرسيدند ، اي پيامبر خدا در اين لحظات پاياني ، از ما چه ميخواهي ؟

پيامبر محمد (ص) فرمود ،

ايشان مسئوليتي به عهده ما گذاشت كه براي هدايت مداوم و پيوسته ، به خانواده اش متوسل شويم

فرمود: براي هدايت براي هميشه ، پيوند خود را با خانواده من حفظ كنيد

چرا فرمود خانواده من؟ تا به ما بياموزد كه بعد از در گذشت ايشان ، كسي نبايد پندارد كه پيوند ما با پيامبر ، قطع خواهد شد

حضرت محمد (ص) كه از كودكي در ميان مردم زندگي ميكردند در زماني مشخص در ميان مردم به عنوان آخرين پيغمبر ظهور كردند و از گذشته هم اشاره به ظهور ايشان شده بود و مردم آزارها دادند به ايشان بنا به اينكه ميفرمودند بت پرستي نكنيد و يا زنده ميشويد پس از مرگ براي قيامت با اينكه رسولان پيشين هم اين موضوعات را مطرح فرموده بودند باز ايشان را آزار ميدادند و قصد كشتن ايشان را داشتند چون فكر ميكردند كه حضرت محمد (ص) باعث فساد در دين آنها شده است و بر روي ايشان سنگ ميزدند و ايشان را آلوده ميكردند و غير خدا پرستي در جهالت اول همانند امروز عرف بود و ايشان خداپرستي را ثبت كردند و بعد از ايشان خداپرستي حتي به ظاهر رواج يافت و قيامت را هم به زبان قبول كردند حال كاري نداريم كه اگر به درستي قيامت را ايمان داشتند اينقدر فسق حق نميكردند و سايتهاي مرا اينقدر فيلتر نميكردند و چند سايت قرآني ديگر 

حضرت محمد (ص) فرمود ، من در ميان شما چيز گرانبهايي باقي ميگذارم كه اگر به آن چنگ زنيد ، هرگز پس از مرگ من ، گمراه نخواهيد شد

كتاب خداوند كه همانند طنابي كه از بهشت تا زمين كشيده شده است و خويشاوندان نزديك من كه جزء اهل بيت من هستند (حتي اشاره مستقيم به حضرت علي (ع) كردند) اين دو هرگز از هم جدا نخواهند شد، تا در كنار حوض كوثر برمن وارد شوند

پس ببينيد بعد از مرگ من ، چگونه با آنها رفتار خواهيد كرد (صحيح ترمذي)

آيا به تقاضاي پيامبر احترام گذاشته ايد ؟

برادران و خواهران مسلمان من ، اي شيعيان ، من از شما يك سوال دارم آيا ميتوانيد با حقيقت كنار بياييد ؟

خانواده حضرت محمد (ص) از چهار عضو اوليه اصلي تشكيل شده است

امام علي (ع)

فاطمه زهرا (ع)

امام حسن (ع)

امام حسين(ع)

و هشت امام بعدي ديگر از نسل امام حسين (ع) ، و در مجموع ، دوازده امام

آيا فكر ميكنيد اين تصادفي است ،كه بسياري از ما نميدانيم كه براي نوادگان پيامبر چه اتفاقي افتاده است و يا حتي بسياري از ما نامهاي آنها را نميدانيم

 ميخواهيد بدانيد كه چه اتفاقي براي خانواده پيامبر افتاده است ؟

امام علي (ع) با شمشير زهر آلود به شهادت رسيدند  در حالي كه در مسجد كوفه ، در حال نماز بود و بعد از ضربه خوردن زنده بودند تا كه زهر روي شمشير كم كم باعث شهادت ايشان شد

فاطمه زهرا (س) براي حفظ خانواده تلاش ميكرد تا كه درب خانه را، به زور شكستند و ميخ زنگ زده در ، در پهلوي ايشان فرو رفت و كم كم باعث شهادت ايشان شد

امام حسن (ع) (نوه پيامبر) در مدينه و با دستور معاويه ، مسموم و به شهادت رسيد

امام حسين (ع) (نوه پيامبر ) به همراه  پسر و خانواده و اصحابش ، در 10 محرم (عاشورا) در كربلاي عراق با دستور يزيد ، با بدترين جنگ و نامردانه ترين جنگ سرشان از تن جدا شد .

امام زين العابدين (ع) (خون و نسل مستقيم پيامبر ) در بيست و پنج محرم ، در مدينه و با دستور هشام ابن عبد الملك ، مسموم و به شهادت رسيد

امام محمد باقر (ع) (خون مستقيم پيامبر) در هفت ذي الحجه ، در مدينه و توسط  ابراهيم ، مسموم و به شهادت رسيد .

امام جعفر صادق (ع) (خون مستقيم پيامبر ) در بيست و پنج  شوال ، به دستور منصور ، مسموم و به شهادت رسيد

امام موسي كاظم (ع) (خون مستقيم پيامبر) در بيست و پنج رجب ، در زندان هارون الرشيد در بغداد ، مسموم و به شهادت رسيد

امام علي بن الموسي الرضا (ع) (خون مستقيم پيامبر) در هفده  صفر ، در خراسان ، ايران و با دستور مامون ، مسموم و به شهادت رسيد

امام محمد الجواد (ع) (خون مستقيم پيامبر) در سي دي القعده ، در بغداد و با دستور معتصم ، مسموم وبه شهادت رسيد

امام علي النقي (ع) (خون مستقيم پيامبر) در سوم رجب ، در سامرا ، عراق و با دستور متوكل ، مسموم و به شهادت رسيد

امام حسن عسكري (ع) ( خون مستقيم پيامبر) در هشت ربيع الاول ، در سامرا ، عراق و با دستور معتمد ، مسموم و به شهادت رسيد

اهل ايمان توجه داشته باشند تمام اين رسولان بزرگوار ، پدران امام زمان (ص) هستند و از نظر جسمي و از نظر اعتقاد و راه و هدف هيچ فرقي با امام زمان ما ندارند و آنها هم امامان زمان خود بودند كه در زمان خود ظهور كردند و راه رسولان پيشين را ادامه دادند و در مخالفت بر عليه شرك مردم با هم مشترك و يك نوع بودند و امام زمان ما هم بدون شك راه آنها را ادامه ميدهند و امام زمان ما هم همانند آنها يك انسان است و امام زمان ما هم محدوديتهاي جسمي خويش را دارد همانند ديگر رسولان و امام زمان ما هم كشته ميشود و امام زمان ما هم با هواي نفس مردم و ناحقي مخالفت و دشمني ميكنند و امام زمان ما هم ديوانه ناميده ميشود از طرف مشركان دنيا پرست و امام زمان ما هم همانند پدران خويش پيرو آيات خداوند و قرآن است و معجزات ايشان را هم در توضيح و عمل به قرآن خواهيم ديد و امام زمان ما هم انتقام پدران خويش را ميگيرند و امام زمان ما هم با فقيران و ناتوانان هم درد هستند و امام زمان ما هم با ثروتمندان و اهل كتاب كه آيات خداوند را فسق ميكنند دشمن هستند و امام زمان ما هم همانند رسولان پيشين ظهور ميكنند و امام زمان ما هم بنده شايسته خداوند هستند و امام زمان ما هم نياز به اهل ايمان دارند كه ايمان درستي دارند و با هم به اصلاح دين خداپرستي ميپردازند و 333 يار هستند كه پيروان حق هستند و با شياطين كه دنيا پرستي ميكنند و پيرو آيين شيطان پرستي هستند (666) دشمني و به جنگ بر مي خيزند  امام زمان ما هم فتح مكه ميكنند و بيت الحرام را از مشرك پاك ميكنند امام زمان ما هم وجود دارند و همانند اجداد خود بيان حق ميكنند تا كه مسئوليت خود را انجام داده باشند امام زمان ما هم مورد آزار و دشمني مشركان شيطان پرست قرار ميگيرند

آيا كسي هست كه امام زمان ما حضرت مهدي (ص) را ياري كند چرا كه ايشان با شياطين وارد جنگ ميشوند و سخت ترين كار دنيا اين است كه بخواهيد مردم را هدايت كني
ادامه مطلب

امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۳۱ شهريور ۱۳۹۳ ] [ ۱۱:۱۲:۲۸ ] [ yahdi ]
[ ۱ ]
.: Weblog Themes By bigsite :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
آرشيو مطالب
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
نظرسنجی
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت لغو عضویت
امکانات وب